همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     شماره 57- هفته آپارتهاید علیه اسرائیل

سخن دوست 57  - اسرائیل را به"آپارتهاید"متهم
میکنند، زیرا آن را "دیوار کوتاه" گیر آورده اند

12 مارس 2010

اندر بیان این واقعیت تلخ که گروه های چپ گرا و اسلامی و راست گرا در دنیا اسرائیل را دیوار کوتاه گیر آورده و آن را به ناحق زیر ذره بین انتقاد و ایراد قرار می دهند. 

  
  

در تبلیغات فاشیستی خود، اسرائیل را کشوری نشان
میدهند که با هلیکوپتر کودک میکشد و ترور فلسطینی را که مقصر اصلی است پنهان میکنند

صدای جوان دختر خانمی از پشت تلفن شنیده شد که درخواست دیدار می کرد تا درباره مطلب مهمی با من گفتگو کند. در توضیح گفت که او ایرانی است و در کانادا زندگی می کند و دوره دکترا را می گذارند و برای نوشتن رساله خود به اسرائیل آمده است و مشتاقانه مایل به ملاقات است.
پرسیدم: موضوع پایان نامه دکترای شما چیست که برای گردآوری مطلب اسرائیل را انتخاب کرده اید؟
گفت: نه، از کشورهای دیگر نیز دیدن کرده و خواهد کرد و موضوع دکترا همزیستی و تنش در کشورهای چند قومیتی است.
لحظه ای سکوت کرد و گفت: وجود اعراب و یهودیان در سرزمین شما بهترین موقعیت را برای بررسی های پژوهشی من ایجاد می کند.
قرار گذاشتیم و به خانه ام آمد – زیرا اکنون سالیان دراز است که خانه من دفتر کار من نیز هست و بیشترین ساعات کاریم در بسیاری از روزهای هفته در اطاق کارم در خانه می گذرد.
آمد و خوش و بشی کردیم و نشستیم و از کارش برایم سخن گفت. دختری بیست و چند ساله است که در اوتاوا زندگی می کند و از سن شش سالگی با خانواده اش ایران را ترک کرده، ولی زبان فارسی را خیلی خوب می داند و تا حد زیادی می خواند و می نویسد و خود را صد در صد ایرانی می داند، گرچه دو زبان انگلیسی و فرانسه را نیز به خوبی صحبت می کند.
می گفت: از آن چه در اسرائیل، در مورد روابط بین اعراب و یهودیان دیده شگفت زده شده است.
پرسیدم: منظورتان چیست؟ مثبت یا منفی؟
گفت: می دانید که اکنون در چهل دانشگاه اروپا تظاهراتی با نام "هفته آپارتهاید در اسرائیل" برگزار می شود که هدف از آن تلقین این ادعای واهی است که در اسرائیل در رابطه با اعراب، نظامی شبیه آپارتهاید افریقای جنوبی برقرار است.
گفتم: مفهوم آپارتهاید "تفکیک نژادی" است، یعنی این که سیاه جدا زندگی کند و سفید جدا زندگی کند و با هم مخلوط نشوند.
یاد آوری کردم که در آفریقای جنوبی، سیاهان را به رستوران ها و اماکن عمومی سفید پوستان راه نمی دادند و مدارس آن ها از هم جدا بود و حتی بیمارستان و درمانگاه های آن ها هم جداگانه بود و در پارک عمومی نیز سیاهان حق نداشتند روی نیمکت سفیدها بنیشینند؛ و پرسیدم: آیا شما در اسرائیل چنین پدیده هائی را دیدید؟
گفت: دقیقا همین موضوع را من هم می خواستم بگویم – و افزود: در همین چند هفته ای که در اسرائیل هستم، دیدم چگونه عرب و یهودی با هم قاطی هستند و اعراب به نواحی یهودی نشین می آیند و در پارک ها گردش می کنند و در رستوران ها و مغازه ها و ادارات و شرکت ها به کار مشغول هستند.
با التهاب افزود: در بیمارستان هداسا در اورشلیم، بسیاری از پرستاران و پزشکان عرب هستند که در کنار پزشکان اسرائیلی به خدمت مشغولند و آن چه برای من جالب بود این حقیقت است که بیش از نیمی از بیمارانی که به این بیمارستان مراجعه می کنند عرب هستند و بسیاری از آن ها از کشورهای عرب برای درمان به اسرائیل آمده اند، زیرا به سطح بالای خدمات پزشکی در اسرائیل ایمان دارند و اسرائیل با آغوش باز آن ها را می پذیرد و درمان می کند. در ادارات دولتی اسرائیل نیز کارمند عرب زیاد دیدم و از شهرها و آبادی های عرب نشین نیز دیدم کردم و آن ها را شکوفا و آباد دیدم.
به لحن تحریک آمیزی گفتم: ولی روستاها و شهرک های عرب نشین به اندازه اسرائیلی نشین ها آباد و مرفه نیستند!
سری تکان داد و گفت: بله، شما راست می گوئید، شهرک های عربی به اندازه اسرائیلی ها پیشرفته نیست. ولی من که علوم سیاسی خوانده و مسائل اجتماعی را می شناسم، تا حدود زیادی تقصیر این عقب ماندگی را متوجه خود اعراب می دانم که در مدیریت ضعیف هستند و التهاب خدمت به هموطنان خویش را ندارند – ولی در عین حال اگر آن ها را با شهرک ها در کشورهای عرب مقایسه کنم، بسیار آبادتر و پیش رفته تر هستند.
باز هم خواستم او را تحریک کنم و گفتم: مدارس عربی و یهودی هم از هم جدا هستند. این آپارتهاید نیست؟
با اشتیاقی که شاید تنها در نسل جوان بتوان یافت، گفت: دقیقا شما اشتباه می کنید. این عین دموکراسی و لیبرالیسم است. زیرا در مدرسه عربی، به دانش آموزان امکان می دهند به زبان خودشان درس بخوانند و اکثر کتاب های درسی آنان از تاریخ و فرهنگ پرافتخار عرب سخن می گوید و این در حالی که در مدارس یهودی به زبان عبری تدریس می شود و یکی از هدف ها آشنائی با فرهنگ و اندیشه و تمدن یهود است و نمی توان آن ها را با هم مخلوط کرد – و بسیار بهتر است که از هم جدا باشند و فرهنگ یک قوم بر قوم دیگر تحمیل نشود.
مکث کوتاهی کرد و افزود: ولی چندین مدرسه مختلط عربی – یهودی هم وجود دارد – وانگهی، اگر یک خانواده عرب بخواهد فرزند خود را به یک مدرسه غیرعرب بفرستد، هیچ اشکالی ندارد. انتخاب با خود آنان است.
دلش خیلی پر بود از آن هائی که زیر پوشش "چپ گرائی و لیبرالیسم" به انتقادهای بی جا از اسرائیل می پردازند و اسرائیل را دیوار کوتاه گیر آورده و همه مشکلات مهم دنیا را فراموش کرده اند.
می گفت: همین "آپارتهاید" خواندن اسرائیل یک نمونه آن است. در اسرائیل عرب و یهودی در هر زمینه – لااقل از نظر قانون – حقوق مساوی دارند و اگر تبعیضی هم روا می شود، شاید در برخورد بین افراد و در سطح شخصی باشد. یک دهم از نمایندگان پارلمان اسرائیل عرب هستند. یک وزیر عرب داشتید. چند تن از دیپلمات های اسرائیلی عرب هستند و چند قاضی ارشد و میان پایه اسرائیلی عربند. ایا این را "آپارتهاید" می نامید؟
و افزوده گفت: به ایران نگاه کنید، زنان را برایشان تبعیض قائل می شوند. آیا این آپارتهاید نیست؟ اقلیت های قومی و دینی در ایران مورد تبعیض هستند و حتی مسلمانان اهل تسنن از حقوق مساوی برخوردار نیستند، زیرا حکومت دست شیعیان است. رفتار با بهائیان نیز که خود مظهر مجسم ظلم و آپارتهاید است. ایا شما یک مسلمان غیر شیعه و یا یک اقلیت دینی را در سطح ادارات دولتی و مقامات میان پایه و عالی ایران می توانید بیابید؟
دهانش گرم شده بود و با حرارت سخن می گفت. سکوت کرده بودم و به سخنانش گوش می کردم و از دانش و آگاهی این دختر جوان ایرانی در شگفت بودم.
افزوده گفت: در کویت و قطر و دوبی و امیرنشین های دیگر، کارگران مسلمان غیر عرب شهروند محسوب نمی شوند و هیچ حق و حقوقی ندارند. در همه کشورهای عرب با غیر مسلمان و یا غیر عرب به صورت مساوی رفتار نمی شود.
چهره اش برافروخته شده بود. ادامه داد و گفت: یک عده دانشجویان نا آگاه و چپ گرای اروپائی فریب دانشجویان عرب و اسلامی را در دانشگاه های خود خورده و با بودجه ای که حتما از ایران می آید، علیه اسرائیل هفته آپارتهاید برگزار می کنند و به جنایاتی که در ایران علیه دانشجویان، جوانان، زنان، روزنامه نگاران، نویسندگان، هنرمندان، وکلای دادگستری، اقلیت های قومی، اقلیت های دینی و همه اقشار دیگر جریان دارد هیچ توجهی نمی کنند. ایا این ظلم نیست؟ همان که گفتم: اسرائیل را دیوار کوتاه گیر آورده اند!
به چهره او می نگریستم و جوابی نداشتم. ائتلاف نامیمون چپ و اسلامی و راست در اروپا و آمریکا پدیده ای است که برای من هیچ تازگی ندارد.

نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه