دلم به حال بی سوادی، ناآگاهی و فریبکاری و غرض ورزی آن افرادی سخت می سوزد که با آلت دست قرار دادن ارزش های والای سوسیالیستی و بشر دوستی، هر دروغ و تحریفی را برای خدشه دار ساختن نام اسرائیل و آلوده کردن چهره این کشور ، که یگانه دموکراسی واقعی در خاورمیانه و یکی از مردمسالارترین نظام های سیاسی جهان است، مجاز و مباح می دانند و دانسته یا نادانسته زیر علم جمهوری اسلامی ایران سینه می زنند و از حماس پشتیبانی می کنند و چهره زشت یهودستیزانه خود را از زیر نقاب "مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی" آشکار می سازند.
ایتدا این چند جمله را که دو روز پیش (19 فروردین ماه 1388- 8 آوریل 2009) در یکی از تارنماهای فارسی زبان انتشار یافت، بخوانید و ببینید که در یک پاراگرف چند اشتباه و دروغ و غرض آلودی وجود دارد:
«بنجامین ناتنیاهو رهبر حزب دست راستی اسرائیل در ائتلاف با جریان ارتدوکس یهودی به رهبری لیبرمن امروز رسما دولت را بدست گرفت. ناتنیاهو اعلام کرده است که خود را به طرح و تواقفات تاکنونی در مورد راه حل "تشکیل دو دولت" پایبند نمیداند. لیبرمن که نماینده ارتجاعی ترین جریان سیاسی و یهودی گری است وزارت امور خارجه را بدست گرفته است. ناتنیاهو ضمنا به اوباما اولتیماتوم داده است که در صورتی که مانع دستیابی رژیم اسلامی ایران به سلاح هسته ای نشود، اسرائیل راسا عمل خواهد کرد».
به این اشتباهات و دروغ پردازی ها و نادانی های نویسنده پارگراف بالا توجه کنید:
1) اویگدور لیبرمن نه تنها رهبری هیچ جریان اورتودکس یهودی را در دست ندارد، بلکه به عکس در مبارزه با آنها و کاستن از میزان نفوذشان در کشور سکولار اسرائیل، هدف دشنام هائی چون "کافر خدانشناس و خوک کثیف" از جانب رهبر یکی از گرایش های اولترا اورتودکس اسرائیل قرار گرفته است.
2) علت این دشنام ها آن بود که لیبرمن بر این باور است که امر ازدواج بین زن و مرد باید از حیطه اختیارات مذهبیون در اسرائیل بیرون آورده شود و برخی محدودیت های سنتی که زناشوئی بین برخی از مردان با برخی از زنان را با استناد به باورهای دینی غیرممکن می سازد باطل کند. (در اسرائیل امور ازدواج، طلاق و تدفین در اختیار دادگاه های شرع پیروان هر دین قرار دارد، ولی دیگر امور در صلاحیت دادگاه های سکولار است).
3) نتانیاهو هرگز نگفته است که خود را به طرح و توافقات تاکنونی در مورد راه حل "دو کشور برای دو ملت" (کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل) پای بند نمی داند. او سخنی نیز در پشتیبانی از این راهکرد بیان نداشته، بلکه گفته است که تلاش های گذشته بی نتیجه مانده و باید سیاست های جدیدی طراحی شود که دولت او به بررسی ادامه می دهد و هنگامی که طرح ها آماده شد، آن ها را اعلام می کند.
4) اویگدور لیبرمن گفته است که توافق های آناپولیس را نمی پذیرد، ولی طرح راهنمای مسیر (نقشه راه (Road Map را با آن که پیشتر علیه آن رای داده بود قبول دارد. آگاهان می گویند که این طرح نیز بر اصل "دو کشور برای دو ملت" تاکید دارد و پذیرفتن آن به معنی پذیرفتن آن اصل است.
5) دستیاران نتانیاهو اعلام کرده اند که لیبرمن از زبان خود و حزبش سخن گفته و بیانگر سیاست های رسمی دولت جدید نبوده و این دولت فردای روزی که طرح های خود را تدوین کند، آن را اعلام خواهد کرد.
6) با توجه به توضیحاتی که داده شد، لیبرمن نمی تواند برخلاف آن چه که در آن مقاله سراسر دروغ آمده است "نماینده ارتجاعی ترین جریان یهودی گری در اسرائیل" باشد، که به مقام وزارت امور خارجه رسیده است.
7) در مورد بمب اتمی ایران، نتانیاهو به اوباما اولتیماتوم نداده و به صراحت نگفته است که خود شخصا عمل خواهد کرد، بلکه گفته است که انتظار دارد این مهم را ایالات متحده و جهان انجام دهند زیرا این یک خطر جهانی است و به اسرائیل محدود نمی شود.
ادامه این مقاله نیز سراپا دروغ و تحریف است. مثلا نوشته است: « علاوه بر تشکیل یک دولت اولترا راست و ارتدوکس یهودی در اسرائیل، انتخابات شهرداری در اورشلیم یک یهودی ارتدوکس را به پست شهردار انتخاب کرده است» ؛ و این در حالی که انتخابات شهرداری ها در اسرائیل چندین ماه پیش از انتخابات پارلمانی انجام شد و در حالی که تا آن هنگام یک فرد اولترا اورتودوکس ریاست شهرداری پایتخت اسرائیل را به عهده داشت (که فردی بسیار آزاده بود و به سکولارها احترام بسیار می گذاشت)، اتفاقا این بار یک فرد کاملا سکولار پیروز شد که احزاب و گرایش های مذهبی افراطی را از گردونه خارج کرد و به افراد غیرمذهبی مژده داد که از این پس برخی امتیاراتی را که در گذشته به مذهبیون داده شده بود لغو می کند.
وقت عزیز شما کاربران را با ادامه اشاره به تحریف ها و دروغ گوئی ها و غرض ورزی های منتشر شده در این مقاله نمی گیرم و به انتهای مطلب می رسم که در آن نتیجه گرفته است که اگر اولترا اورتودوکس ها در اسرائیل چند اتوبوس به راه انداخته اند که زن و مرد از درهای جداگانه وارد آن می شوند و با هم مخلوط نمی گردند، به خاطر حمله اسرائیل به نوار غزه و به روی کار آمدن دولت نتانیاهو- لیبرمن بوده که به گفته وی "آپارتهاید جنسی" در اسرائیل برپا ساخته اند.
برای آگاهی آن بانوی نا آگاه (و بدون هیچ گونه تردیدی – مغرض و فریبکار)، این توضیحات را نیز به آگاهی ایشان، در مورد اتوبوس هائی که به کار افتاده است، می رسانیم:
- اسرائیل به عنوان یک کشور مردمسالار و آزاد، به پیروان ادیان مختلف با هر باوری که داشته باشند، امکان می دهد آئین های دینی خود را آزادانه اجرا کنند. مسلمانان، مسیحیان، بودائی ها، بهائیان، و پیروان ادیان دیگری که در اسرائیل زندگی می کنند، از این حق (تا آنجا که به حقوق دیگران آسیبی نرساند) برخوردار هستند. چرا یهودی اولترا اورتودکس از این محروم گردد؟ آیا این، دموکراسی اسرائیل را نقص نمی کند؟
- یهودیان اولترا اورتودوکس درصد کمی از جمعیت اسرائیل را تشکیل می دهند و بخشی از آنان حتی موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند و ضد صیونیست هستند، زیرا وجود کشور سکولار اسرائیل را برخلاف وعده های الهی می دانند. صیونیسم یک جنبش سکولار است که کشور اسرائیل را برپایه ارزش های جهانشمول و غیر مذهبی برپا کرد – که این، با باور یهودیان اولترا اورتودوکس که می گویند تنها با ظهور ماشیح (مهدی موعود یهودیان) است که یهودیان استقلال تاریخی خود را بازپس خواهند گرفت و حکومتی بر اساس فرامین باستانی تورات مقدس برپا خواهند کرد.
- این یهودیان خواهان جدائی زن و مرد بوده و هستند و برای این منظور ده ها سال است که از دولت می خواهند به آنها اجازه داده شود شرکت اتوبوسرانی ویژه خود را برپا کنند. تا سال گذشته شرکت واحد اتوبوسرانی وجود داشت که به صورت تعاونی و سوسیالیستی اداره می شد، ولی به دنبال روند خصوصی سازی اقتصاد، دولت بالاخره اجازه برپائی شرکت های اتوبوسرانی خصوصی را نیز (در دوران دولت اهود اولمرت) صادر کرد که در چارچوب آن، جامعه اولترا اورتودوکس اسرائیل نیز دو سه اتوبوس را در محله های خود در اورشلیم و بنه براک (شهرکی چسبیده به تل آویو) به راه انداخت و کسی با آنان کاری ندارند. این اتوبوس ها فقط از داخل محله های مذهبی نشین می گذرد و طبیعی است که سوار شدن به این اتوبوس ها امری اجباری نیست، زیرا چندین برابر آن دو سه اتوبوس، اتوبوس های عادی در رفت و آمد است که در آن ها زن و مرد در کنار هم می نشینند و حتی رانندگان برخی از آن اتوبوس ها زن هستند.
- زنان در جامعه اسرائیل از همه حقوق شهروندی به طور یک سان برخوردارند و در تاریخ مدرن اسرائیل از همه آزادی ها برخوردار بوده و هر چه زمان می گذرد به دستاوردهای بیشتری می رسند. زنان در ارتش اسرائیل خدمت می کنند، خلبان جنگی دارند، فرمانده تانک دارند، در پلیس و گارد مرزی از حضور چشمگیر برخوردار هستند و در علم و صنعت و هنر و غیره پا به پای مردان پیش می روند. جامعه اسرائیل یک جامعه امروزی و مدرن است که به همگان امکان می دهد آن گونه که باور دارند زیست کنند. هیچ گونه اجباری بر هیچ کس وارد نمی آید.
- این واقعیت نشان مردمی بودن نظام سیاسی در اسرائیل و دموکراسی واقعی در این کشور است که دیگران باید از آن درس بگیرند.
و در پایان، آن "روشنفکران" فریبکاری که "رسالت دینی" خود را "ستیز با امپریالیسم و استکبار" می دانند، و اسرائیل را "بخشی از اردوگاه امپریالیستی" تلقی می کنند و به خیال خویش (حتی با توسل به دروغ و تحریف) به تخطئه این کشور و نظام مردمی آن می پردازند، و در این راه حتی زیر پرچم حماس سینه می زنند -- دانسته یا نادانسته خدمتگزاران حکومت اسلامی ایران هستند.
مقاله ای که در این نوشتار به آن اشاره کردیم، در تارنمائی با نام "آزادی بیان" انتشار یافته است. برای آن که دست اندرکاران این وب سایت نشان دهند که واقعا طرفدار آزادی بیان هستند و گزینش این نام جنبه فریبکاری دیگری ندارد، پس همت کنند و این پاسخ به آن مقاله را نیز در چارچوب اصل مقدس "آزادی بیان" در وب سایت خود منتشر سازند.
نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
