برخی از تهیه کنندگان اخبار و برنامه های رادیوئی و تلویزیونی فارسی زبان در کشورهای غربی مطالب را به گونه ای انتشار می دهند که گوئی رادیوی صدای جمهوری اسلامی ایران هستند و نه بیانگر سیاستهای کشوری که به نام آن برنامه پخش می کنند.
سخت مشغول کار بودم که تلفن زنگ زد و مرد جوانی از پشت خط خود را یکی از برنامه سازان یکی از رادیوهای فارسی زبان در یک کشور غربی معرفی کرد و گفت: اگر اجازه دهید می خواهم به منظور تهیه گزارشی به مناسبت شصتمین سالگرد استقلال اسرائیل چند کلمه ای با شما سخن بگویم و ضبط کنم.
پرسیدم: چگونه می توان درباره چنین موضوعی که خبر روز است، و در حالی که در اسرائیل امروز مراسم متعددی برگزار می شود و در راس خبرهای روز جهان قرار دارد، فقط چند کلمه صحبت کرد؟
گفت: البته منظورم چند جمله است، نه چند کلمه. ولی من با دو نفر دیگر هم در این باره صحبت کرده ام و می خواهم یک رپرتاژ (Feature) تهیه کنم.
گفتم: آیا می توانم بپرسم که علاوه بر من با چه کسی صحبت کرده اید؟
گفت: بله، با یک استاد دانشگاه فلسطینی و یک روزنامه نگار آلمانی .
گفتم: عجیب است، روزنامه نگار آلمانی را با شصتمین سالگرد استقلال اسرائیل چه ارتباط؟ چرا شما مثلا با یک شخصیت اسرائیلی، یک دیپلمات اسرائیلی، یک دانشمند اسرائیلی مصاحبه نمی کنید؟
سکوت کرد و چیزی نگفت.
پرسیدم: ممکن است به فرمائید به چه مناسبت درباره شصتمین سال استقلال اسرائیل با یک فلسطینی صحبت کرده اید؟
گفت: بله، او از محنت و رنج فلسطینیان سخن گفت.
گفتم: ولی این با سالروز استقلال اسرائیل چه مناسبتی دارد؟
گفت: به خاطر آنکه استقلال اسرائیل موجب آوارگی فلسطینی ها شد و این نزاع هنوز ادامه دارد!
گفتم: آیا شما درباره تاریخچه نزاع اعراب و اسرائیل برنامه تهیه می کنید و یا شصتمین سالگرد اسرائیل؟ مگر برنامه مناظره دارید؟
او گفت: ببخشید، من مامورم و معذورم. به من دستور داده شده درباره موضوعی رپرتاژ تهیه کنم و سؤالها را هم به من داده اند.
گفتم: لطف کرده به آن آقایان و یا خانم های مسؤول برنامه بفرمائید که رادیوی شما نمی تواند صدای جمهوری اسلامی ایران باشد. چگونه ممکن است که کشور شما (که بودجه این رادیو را تامین می کند) با اسرائیل دوستانه ترین روابط را دارد و شما با این گونه برنامه ها به تبلیغ دیدگاههای صلح ستیزان می پردازید؟
بالاخره حاضر به مصاحبه شدم به شرط آنکه او به شرف حرفه ای خود سوگند خورد که سخنان مرا به طرزی خلاصه خواهد کرد که موجب تحریف آن نشود.
پس از آن که قول داد، در آغاز مصاحبه و در پاسخ به پرسش او گفتم: اسرائیل در حالی شصتمین سالروز استقلال خویش را جشن می گیرد که در همه زمینه های علمی و فرهنگی و پزشکی و کشاورزی و اقتصادی و بازرگانی و صنعتی و نظامی و دفاعی و هر زمینه دیگری که نام ببرید (مثلا صنایع کامپیوتری و الکترونی و فرستادن ماهواره به فضا و غیره) یکی از پیشگامان جهان است و مردم آن در رفاه زندگی می کنند و هر سال از هر سه اسرائیلی یک نفر به گردش خارج از کشور می رود و درآمد سرانه در اسرائیل معادل مجموعه درآمد سرانه در همه کشورهای عرب همسایه است.
اضافه کردم که 61 سال پیش وقتی مجمع عمومی سازمان ملل طرح تقسیم سرزمین تاریخی اسرائیل (فلسطین) را تصویب کرد و قرار شد که در این سرزمین دو کشور یهودی و عربی در کنار هم برپا شود، اعراب گفتند این قطعنامه را پاره می کنند و به دور می ریزند و به اسرائیل حمله نظامی بردند تا این کشور را نابود کنند و مردمانش را به دریا ریزند.
در مقابل، یهودیان گفتند که ما به همین اندازه هم که سازمان ملل تصویب کرده بسنده می کنیم- و در همان حال که با یک دست از خود در برابر ارتش های مهاجم دفاع می کردند و دشمن را به شکست می کشاندند، با دست دیگر به سازندگی کشور پرداختند و مملکتی ساختند که مورد غبطه دیگران قرار گرفته و می تواند سرمشق همه ملت های در حال رشد باشد. در مقابل فلسطینی ها که راه ستیز و ترور را در پیش گرفتند، ببینید امروز در چه محنتی زندگی می کنند.
پرسید: آیا به برقراری صلح خوش بین هستید؟
گفتم: من هنگامی خوش بین خواهم بود که رهبران فلسطینی راه ترور را کنار گذارند و درک کنند که تنها راهکار مشکلات آنها مذاکرات صلح است و کودکان فلسطینی را برای کشتن و کشته شدن تربیت نکنند.
گفتم: اگر اعراب قطعنامه سازمان ملل را می پذیرفتند (آن موقع از فلسطینی ها نامی در صحنه جهان نبود و در قطعنامه تنها از "اعراب" نام برده شده) و به سازندگی می پرداختند، امروز آنها هم می توانستند مانند اسرائیلیان در رفاه زندگی کنند.
نمی دانم آن رادیو چه مقدار و چه بخشهائی از این سخنان مرا پخش کرد. ولی درباره غرض ورزیها و یا ترس و هراس برخی دست اندرکاران رادیوهای فارسی زبان و یا کم اطلاعی و ناپختگی حرفه ای برخی از آنان، باز هم در فرصت دیگری با شما سخن خواهم گفت.