همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     سخن دوست - 34 - چرا ایران باید با اسرائیل خصومت کند

سخن دوست- 34
دیدگاههای شخصی
منشــه امیـــر

8 آوریل 2008

هنگامی که می شنوم یک وزیر کابینه در اسرائیل، به حکومت ایران هشدار می دهد که اگر به اسرائیل حمله کند نابود خواهد شد، دلم به درد می آید. چرا باید این چنین باشد. روزگاری دو کشور در اوج دوستی و همکاری بودند.

  
  

 

روزگاری را به یاد دارم که بین دو کشور روابط دوستی و همکاری گسترده ای جریان داشت، که از هنگام به روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران، همه چیز زیرورو شده و رژیم ایران از نابودی اسرائیل سخن می گوید و برای اجرای این تهدید خود به هر تلاش و ترفندی دست می زند.
خیال پرستانی وجود دارند که این وضع اسفبار را یک «جنگ زرگری» و یک «درگیری لفظی» تلقی کرده و حاضر نیستند آن را جدی بگیرند.
شاید برای آنها هم مثل من مشکل است باور کنند که دو کشور تاریخی ایران و اسرائیل رو در روی یکدیگر قرار گیرند و همدیگر را به نابودی تهدید کنند. چگونه ممکن است؟ چنین وضعی با هرگونه منطق و استدلالی بیگانه است و از عقل سلیم بسیار به دور!
ایران و اسرائیل در نقطه ای از منطقه خاورمیانه قرار دارند که همه کشورهای همسایه به خاک آنها نظر دوخته اند و از این رو شدیدا به یکدیگر نیاز دارند.
در روزگاری که ایران یک کشور مقتدر بود و با اسرائیل همکاری نزدیک داشت، هیچ کشور دیگری جرات نمی کرد به ایران چشم طمع بدوزد. ولی هنگامی که رژیم در ایران برگشت و این همکاری قطع شد، صدام حسین ایران را مورد حمله قرار داد و فاجعه ای به وجود آورد که برگ سیاهی در تاریخ ایران زمین است و موجب داغدار شدن صدها هزار خانواده و وارد آمدن دهها میلیارد دلار خسارت گردیده است.
چرا باید بنیامین بن الیعزر، این کهنه سربازی که در ارتش اسرائیل درجه ژنرالی داشته و حدود سه دهه است که در عالم سیاست فعالیت می کند و بی شک یکی از با تجربه ترین سیاستمداران اسرائیلی است، این چنین زبان به تهدید بگشاید؟
درست است که بن الیعزر این سخنان را هنگام بازدید از ستاد عملیاتی دفاع پشت جبهه، در چارچوب رزمآیش جاری بیان داشت، ولی اکنون سه دهه تمام است که رژیم ایران، علنا اسرائیل را به نابودی تهدید می کند و برای اجرای این آرزوی ناهنجار و این امید شوم، همه تلاش خود را نیز به کار می گیرد.
روی بدنه کامیون های حامل موشک های مونتاژ شده در ایران به زبان فارسی و عربی و انگلیسی به خط درشت نوشته شده بود «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود».
محمود احمدی نژاد بارها گفته است که شمارش معکوس عمر اسرائیل آغاز شده است. او گفته است که اسرائیل بزودی از صفحه جغرافیا پاک خواهد شد. او و دیگر مقامات حکومت ایران هولوکاست را انکار کرده اند و در همان حال خود را برای به راه انداختن فاجعه تازه ای آماده می سازند. از ظهور مهدی موعود سخن می گویند و در همان حال خود را برای یک مصیبت جهانی آماده می سازند.
برخی دیرباوران، همه این رویدادها را «جنگ زرگری» می نامند و «حرف» تلقی می کنند.
ولی این تهدیدهای لفظی با یک سلسله اقدامات شتاب زدۀ عملی نیز توام است: موشک هائی می سازند که قادر است اسرائیل را هدف قرار دهد، در تلاش برای تولید بمب اتمی هستند که بتوانند روی این موشک ها سوار کنند، دهها هزار راکت و موشک برای حزب الله لبنان فرستاده اند و جنگ تابستان 2006 را هنوز از یاد نبرده ایم. صدها میلیون دلار پول در اختیار گروه تروریستی حماس قرار داده اند و اسلحه در اختیارش گذاشته اند و اینها همه به هدف آنکه، حتی اگر خودشان هم هنوز آن توانائی را ندارند که به اسرائیل مستقیما حمله کنند، مزدوران خویش را وارد کارزار کنند و از شمال (از طریق خاک لبنان) و شرق و جنوب (از طریق نوار غزه و کرانه باختری رود اردن) اسرائیل را هدف حملات موشکی و راکتی قرار دهند و سوریه را هم تشویق کنند که علیه اسرائیل وارد جنگ شود.
اینها جنگ زرگری نیست، یک واقع تلخ است که ممکن است یک پیامد شوم داشته باشد.
نه تنها دنیا باید این تهدیدها و این تلاشها را جدی بگیرد، بلکه مردم ایران نیز باید نسبت به وخامت این توطئه ها و قصد و نیت ها کاملا هشیار باشند.
رژیمی در آن کشور قدرت را به دست دارد که درگذشته در ارزیابی های خود بارها اشتباهات دردناکی کرده که یک نمونه آن موجب بروز جنگ با عراق با همه فجایع آن شد و فردا ممکن است فاجعه بسیار بزرگتری را موجب شود.
آیا اسرائیل حق ندارد از خود دفاع کند و به رژیم ایران هشدار دهد که اگر تجاوز و تعرض کند کیفری سخت در انتظارش خواهد بود؟
دلم به درد آمده و اندوه مرا فرا گرفته است- که چرا باید چنین باشد؟

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه