روز گذشته (سه شنبه) رادیوهای اسرائیل برنامه های خبری خود را ساعات متوالی با گزارش جان باختن یک سرباز در جریان آموزش نظامی در جنوب کشور آغاز می کردند و درباره آن به توضیح می پردازختند.
یک سرباز دو شب پیش در جریان آموزش شیوه های پیدا کردن راه در تاریکی شب، گویا از صخره ای به پائین پرتاب می شود و جان می سپارد. او به واحد نخبه ارتش اسرائیل پیوسته بود که آموزش بسیار دشوار را می گذرانند که یکی از بخشهای آن راهنوردی در تاریکی مطلق شب در بیابان و کوه و رسیدن به نقطه ای است که از پیش تعیین شده است.
در جریان آموزش فنون جنگ، آسیب دیدن سربازان، علی رغم همه تدابیری که اندیشیده می شود و اقدامات احتیاطی که صورت می گیرد، یک امر تقریبا اجتناب ناپذیر است – گر چه اسرائیل در جلوگیری از این گونه آسیبها می تواند رکورد جهانی داشته باشد.
ولی در کدام کشور چنین حادثه ای (جان باختن یک سرباز در جریان آموزش نظامی) را در صدر اخبار، آن هم در نخستین روز سال نو قرار می دهند؟
تنها اسرائیل است که این چنین جان فرزندان خود را گرامی می دارد و یک چنین حادثه ناگواری را در سرخط اخبار خود قرار می دهد.
سرباز جان باخته، یک جوان 19 ساله عرب اسرائیلی به نام سمیر ندوانی بود که خانواده دروزی او در شهرک جولیس در شمال اسرائیل زیست می کند. او نخستین سرباز دروزی اسرائیل بود که به علت استعداد ویژه و آمادگی خود، به واحد سربازان نخبه (که جانبازان ردیف اول ارتش اسرائیل هستند) پذیرفته شده بود. این محبوب ترین یگان رزمی در ارتش اسرائیل است. اعراب دروزی اسرائیل به طور کامل در ارتش خدمت می کنند و به رتبه فرماندهی و افسری ارشد نیز می رسند.
اسرائیلیان همه خود را اعضای یک خانواده بزرگ می دانند و "چو عضوی بدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نباشد قرار".
نکته دیگر آن که در آئین یهود، جان انسانها ارزشی والا دارد. انسان پیام آفرینش و نماد پروردگار در زمین خاکی است و آن کس که انسان را گرامی دارد، پروردگار خویش را گرامی داشته است.
بیهوده نیست که در ده فرمان دین یهود، که باورمندان می گویند آن را پروردگار جهانیان توسط حضرت موسی بر یهود نازل کرد، یکی از نخستین فرمانها آن است که می گوید: قتل مکن! در دنیای هزاران سال پیش که افراد بی محابا یکدیگر را می کشتند و جان آدمیان ارج و منزلتی نداشت، موسی از زبان خداوند آن را مذموم شناخت و آدمیان را از آن منع کرد.
سخنی در دین یهود وجود دارد که از زبان اندیشمندان این باور بیان شده و می گوید: کسی که انسانی را از مرگ نجات دهد، همانند آن است که دنیائی را از نابودی رهائی بخشیده است.
در دین یهود، برای شنبه مقررات بسیار سختی وضع کرده اند. در آن روز انسانها نباید کار کنند، آتش برافروزند، اتومبیل سوار شوند و حتی به تلفن پاسخ گویند. ولی هنگامی که پای جان آدمی به پیش می آید، همه فرائض شنبه را هم می توان نقض کرد.
این ها همه را گفتم نه بخاطر آن که تبلیغات دینی کرده باشم (که در یهودیت بکلی مرسوم نیست) و نه آن که نیکیهای اسرائیل را برشمرده باشم، بلکه تنها از این رو که گوشزد کنم احترام به جان انسانها یکی از مهمترین ارزشها و معیارهای فرهنگ امروز باید قرار گیرد.
اگر همه رهبران سیاسی و نظامی بپذیرند که جان انسان عزیز است و باید از خشونت و کشتار و ترور دست برداشت، و از جنگ و خونریزی دوری جست، راه دوستی و همزیستی در پیش گرفت، و این است خواسته پروردگار، آنگاه می توان امید داشت که دنیا کمی از تنش و آشوب دور گردد و آدمیان روی آرامش و آسایش به خود ببینند.
هنگامی که خبر آن سرباز عرب دروزی را شنیدم که همه ملت اسرائیل با خانواده او ابراز همدردی کردند، به یاد هشت سال جنگ ایران و عراق افتادم که چه شمار بزرگ از جوانان برومند ایرانی گل عمرشان پرپر شد و حکومت هرگز نام و شمار دقیق آنان را اعلام نکرد و به خانواده هایشان امکان نداد یاد در سوگ عزیزان خویش بنشینند.
به یاد آوردم که حکومت ایران هرگز آمار دقیقی از شمار کشته شدگان منتشر نکرد. در هر شهر اسرائیل "کانون سرباز" وجود دارد که در آن یاد سربازان جان باخته را گرامی می دارند. آیا تا کنون حکومت ایران یک خانه سرباز مشابه برپا کرده است؟
در خبرهای روز گذشته خواندم که ارتش اسرائیل با ارائه آماری در آستانه سال نو میلادی، با خرسندی و افتخار اعلام کرده است که امسال از شمار فلسطینیانی نیز که قربانی ترور و واکنشهای دفاعی اسرائیل گردیده اند کاسته شده است. آیا کشوری را سراغ دارید که از آسیب ندیدن آنانی که خود را دشمن آن می دانند و برای نابودیش به ترور دست می زند خرسند باشد؟
و در خبرهای دیروز نیز آمده بود که در جریان زدوخوردهای خونین بین افراد مسلح فتح و حماس در نوار غزه، هنگام راه پیمائی و برگزاری آئین چهل و سومین سالروز برپائی جنبش فتح، دو طرف به سوی هم آتش گشوده و هشت نفر از افراد یکدیگر را بیرحمانه کشته اند. فلسطینی، فلسطینی می کشد و از این خونریزی باکی ندارد.
احمدی نژاد در یکی از سخنان چند ماه پیشش هنگام گشایش نمایشگاه نقاشی، خطاب به هنرمندان و دیگران گفته بود که تنها دو هنر بزرگ در دنیا وجود دارد: جهاد و شهادت. یعنی آن که انسان به دنیا می آید که به ستیز و جنگ بپردازد و زندگی می کند که بالاخره شهید شود و به بهشت برود. به زبانی دیگر، از دیدگاه احمدی نژاد و آنانی که وی را آموزش داده اند، همه زندگی انسان باید صرف جنگ و خونریزی و پیکار و مرگ شود.
تا هنگامی که آنان چنین می اندیشند، امیدی برای برقراری آرامش و صلح و همزیستی نمی توان یافت.