مقامات جمهوری اسلامی ایران، در تلاش برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت خیزش اصیل مردمی در ایران و آن اکثریت بزرگی که از رژیم ابراز برائت کرده و مخالفت خویش را با سیاست های آن بیان داشته، به هیچ اصل اخلاقی و انسانی پای بند نیستند و از هیچ دروغ پردازی رویگردان نمی شوند.
به ادعای آن ها، اعتراض های مردمی در ایران، هر نوع ریشه ای دارد، جز آن که جنبش اصیل مردمانی باشد که می خواهند از آزادی و رفاه و امنیت و نیک بختی (مانند هر ملت دیگری در جهان) برخوردار شوند. از نظر آنان، این خیزش نتیجه توطئه اسرائیل، آمریکا، انگلیس، استکبار جهانی، بهائیان، مجاهدین، سلطنت طلبان، آلمان و حتی هونولو! می باشد.
روز گذشته (یک شنبه 11 بهمن ماه 1388- 31 ژانویه 2010) در تارنمای خبرگزاری فارس و سایت "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" و چندین سامانه اینترنتی دیگر جمهوری اسلامی خواندم که یک دونده قهرمان اسرائیلی مدال اولمپیک خود را به زهرا رهنورد تقدیم کرده تا از "مقاومت و آزاد اندیشی سومین زن اندیشمند دنیا" قدردانی کرده باشد.
این خبر ظاهرا از روزنامه اسرائیلی "هاآرتس" نقل شده بود که بامداد هر روز روی میز کار من قرار دارد، و خودم و دستیارانم آن را ورق می زنیم و آن چه را که می نویسد، به ویژه اگر به ایران مربوط می شود، با دقت دنبال می کنیم. موجب شگفتی شد که چگونه متوجه این خبر نشده ایم و به جستجوی آن پرداختیم.
در خبر خبرگزاری فارس که بیان کننده دیدگاه های سپاه پاسداران است، از جمله چنین آمده بود که دونده اسرائیلی "اهوا امیت" دارنده مدال نقره بازی های اولمپیک سال 1992 در رشته دو مقاومت، در مصاحبه با روزنامه هاآرتس گفته است: « از هنگامی كه با شخصیت برجسته، اندیشمند، هنرمند و شجاع خانم رهنورد آشنا شدم و از همان هنگام كه وی را در كمیپن های تبلیغاتی دست در دست همسرش چون واله و شیدای اساطیری ایران مشاهده كردم، با خود عهد بستم كه تا پایان كار با او باشم. من وقتی سخنان ایشان را در بی.بی.سی درست بعد از انتخابات شنیدم بر عزم خود از حمایت از جنبش آزادی خواهی ایران افزودم».
به دستیارانم دستور دادم که هرچه زودتر بگردند و آن خبر را در روزنامه هاآرتس پیدا کنند که به مقایسه دو متن بپردازیم، زیرا بعید می نماید یک دختر دونده اسرائیلی و برنده مدال اولمپیک این گونه سخن بگوید و تا این حد با امور ایران آشنائی داشته و این چنین از "جنبش سبز" حمایت کند.
در ادامه خبر خبرگزاری فارس از قول روزنامه هاآرتس چنین آمده بود: « آهوآ در خانواده ای مذهبی بزرگ شده است و پدر وی اصالتا ایرانی و اهل یزد می باشد. او در این مصاحبه عنوان می كند كه: همیشه سعی داشتم نسب و نژاد پدر خویش را در اسرایل مخفی كنم و بیم آن داشتم كه مردم اسرائیل مرا به همان چشمی نگاه كنند كه به احمدینژاد مینگرند و از او بیزارند اما در چند ماه اخیر و پس از وقایع انتخاباتی به این نتیجه رسیدهام كه دیگر جائی برای مخفی كاری باقی نمانده است و من باید به این ریشه و تبار خود افتخار كنم».
دستیاران ورق زدند و گشتند و گشتند و بالا و پائین کردند، ولی در روزنامه هاآرتس چنین خبری نیافتند.
گفتم شاید در روزهای پیش انتشار یافته و از زیر دست آن ها در رفته باشد، زیرا در خبر خبرگزاری فارس، در ادامه گزارش از قول "اهوا امیت" چنین آمده بود:
« فردای آن روز كه خانم رهنورد آن گونه از فرزند آذربایجان و داماد لرستان سخن راندند و از حق پایمال شده او دفاع كردند ، در طی یك حركت نمادین به پای دوربین شخصی خود آمدم و در نطقی كوتاه حمایت و پشتیبانی مردم یزد را از ایشان اعلام كردم. در آن ویدیو كه هنوز در شبكه جهانی یوتیوب قابل دسترسی است پرده ها را به كناری زدم و خود را یك یزدی اصیل معرفی كردم و حمایت اقشار مختلف مردم یزد از ایشان را علنی و آشكار ساختم. من از این پس خود را فرزند ِ خواهر شوهرخانم رهنورد می دانم و خطاب به جاعلان می گویم چه طور ممكن است كه مردم آذربایجان به پدر خود و مردم لرستان به داماد خود و مردم یزد به دائی خود رای ندهند؟»
دستیاران من خسته و کوفته، اطلاع دادند که چنین خبری را در روزنامه هاآرتس، در هیچ یک از شماره های یک هفته گذشته آن نیافته اند.
گفتم: امکان ندارد چنین مطلبی را آن ها این چنین گستاخانه جعل کنند، بروید و در اینترنت و گوگل بگردید و آن را پیدا کنید، تا امکان مقایسه پیش آید و ببینیم که خبرگزاری فارس چه قسمت از این خبر را تحریف کرده است – زیرا در ادامه گزارش فارس چنین آمده بود:
« خانم آهوآ در حالی كه اشك دیدگان ، پهنای صورتش را پوشانده است با نشان دادن متن مصاحبه اخیر خانم رهنورد كه به عدم رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد و عدم سازش با این دولت اشاره دارد ، با صدای بلند و مشتهای گره كرده فریاد می زند كه: من به ایشان افتخار می كنم. ایشان مایه افتخار هر زن اندیشمند و شجاعی است. من مدال المپیك خویش را كه همانا ارزشمندترین دارائی زندگی ام می باشد به ایشان تقدیم می كنم» .
دستیارانم آمدند و گفتند: همه جا را گشتیم و پیدا نکردیم.
گفتم: به روزنامه هاآرتس زنگ بزنید و درباره این دونده استقامت اسرائیلی بپرسید.
دقایقی بعد آمدند و به اولیا و انبیا سوگند خوردند که هیچ ورزشکار اسرائیلی در سال 1992 جایزه دو استقامت نبرده که برنده آن را حالا به زهرا رهنورد هدیه کند.
گفتم: به خود خانم اهوا امیت زنگ بزنید و از خودش بپرسید، شاید شما اشتباه می کنید – آخر نمی شود که یک خبرگزاری محترم جمهوری اسلامی ایران گزارشی بنویسد که از بیخ و بن بی اساس باشد.
گفتنند: چشم، این کار را می کنیم. ولی مگر نه آن است که رسانه های جمهوری اسلامی بارها درباره تارنمای "همدمی" و مطالب آن دروغ نوشته اند و تحریف کرده و انگ بسته اند؟
گفتم: حالا موقع تسویه حساب نیست، بروید شماره تلفن اهوا امیت را گیر بیاورید و از خود او بپرسید.
دقایقی بعد آمدند و سوگند خوردند که به بخش اطلاعات اداره تلفن زنگ زده و سراسر اینترنت را بررسی کرده اند و اصولا در اسرائیل کسی با نام "اهوا امیت" یا "اهاوا عمیت" و یا هر صورت دیگری که بتوان این نام را به خط عبری نوشت وجود ندارد.
سراسر اینترنت را جستجو کردیم و معلوم شد که این "خبر" مدتی پیش در یک وبلاگ به نام "خرچنگ زاده در غربت" انتشار یافته و در پایان آن تاکید گردیده که این مطلب به صورت طنز نگاشته شده و کاملا خیالی است.
به تارنمای خبرگزاری فارس بازگشتیم، آن گزارش ناپدید شده بود. به وبسایت "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" و ده ها سامانه اینترنتی دولتی دیگر ایران نیز که این "خبر" را از فارس نقل کرده بودند رفتیم، دیدیم آن ها هم آن را از سایت خود حذف کرده و اثری از آن باقی نگذاشته اند.
از خود پرسیدم "آیا آن ها شرمنده هم شده اند؟"
نوشتۀ: منشه امیر - اورشلیم