همـدمی
   
 
صفحه نخست     تفسیر سیاسی     تفسیر سیاسی هفته: چرا اسرائیل را که از خود دفاع می کند مقصر می دانند

تفسیر سیاسی هفته:
آنانی که ترور می کنند، و آنانی که
در مقابل ترور از خود دفاع می کنند!

31 ژانویه 2009

گروه های ترور علنا می گویند که قصد انهدام اسرائیل را دارند و هنگامی که اسرائیل از خود دفاع می کند، انگشت اتهام را به سوی این کشور دراز می کنند!

  
  

 

امروز جنگ تنها در میدان نبرد نیست، بلکه در رسانه های همگانی جهان و بر سر افکار عمومی دنیا نیز جریان دارد و از این رو حکومت اسلامی ایران و سازمان های ترور که از کمک مالی بی دریغ آن رژیم برخوردار هستند، و همه آنانی که موجودیت اسرائیل همانند خاری در چشمان آنهاست، میدان تبلیغات همگانی را صحنه یکه تازی های خود علیه اسرائیل قرار داده اند و می کوشند افکار عمومی منطقه و جهان را علیه ملتی که از موجودیت خود دفاع می کند، برانگیزند تا اگر در صحنه نبرد جنگی نتوانسته اند از پس اسرائیل برآیند و آرزوی خام خود را برای نابودی این کشور جامه عمل بپوشند، دست کم در صحنه تبلیغاتی این کشور را شکست دهند.
در صحنه جهانی، اسرائیل یک کشور تنها، با امکانات مالی محدود است. ولی حکومت اسلامی ایران و نفت عربی و ستیزخوئی سازمان های بنیادگرای اسلامی و عربی و فلسطینی و همه گروههائی که خصومت با اسرائیل و لطمه زدن به امنیت و موجودیت این کشور بخش جدائی ناپذیری از مرام و هدف آن ها را تشکیل می دهد، امکانات تبلیغاتی بسیار گسترده ای در اختیارشان گذاشته که اسرائیل را رقابت با آن نتوان!
روزگاری بود که حکومت اسلامی ایران برای بی اهمیت جلوه دادن گزارش های بسیار منفی رسانه های همگانی جهان درباره آن رژیم و جنایات آن، ادعا می کرد که آن رسانه ها صهیونیستی هستند و در تسلط اسرائیل و یهودیان قرار دارند – آن روز دروغ می گفتند و امروز همگان می بینند که رسانه های جهانی عملا در خدمت ترور فلسطینی و اسلامی قرار گرفته اند.
این تهاجم تبلیغاتی علیه اسرائیل را امروز ما در همه ابعاد بین المللی آن مشاهده می کنیم و انگشت حیرت به دهان می گیریم که چگونه ممکن است آنان سگ را رها کنند و سنگ را ببندند؟
چگونه ممکن است تروریست و آدم کش و عامل فتنه را نادیده بگیرند و یقه آنی را بچسبند که از موجودیت خود در برابر افرادی دفاع می کند که علنا می گویند انهدام اسرائیل بخشی از ایدئولوژی و حتی باور دینی آنان است و تا روزی که به این هدف نرسند، از خون ریزی دست برنخواهند داشت. خالد مشعل و دیگر سران ترور فلسطینی، با ادعای پیروزی در جنگ غزه، می گویند: ظفرمندی ما ادامه  خواهد یافت و به سوی اورشلیم و تل آویو و حیفا و عکا و بئرشبع و نگب پیش خواهیم رفت و مبارزه مسلحانه تا نابودی اسرائیل ادامه می یابد.
آیا کسی هست که به این سخنان توجه نشان دهد و آن را جدی بگیرد؟
علی لاریجانی در سخنانش می گوید: در غزه گور اسرائیل کنده شده؛ و دیگر سرکردگان رژیم ایران، از روحانی و لشگری و کشوری، علنا از نابودی اسرائیل سخن می گویند و سمیر قنطار، آن جنایتکار لبنانی را که قاتل بی رحم آن دخترک بی دفاع اسرائیلی بود، به تهران می آورند و به او دکترای افتخاری و مدال طلا می دهند، که بارک الله! چه کار خوبی کردی! و قنطار که در زندان اسرائیل چاق و فربه شده و در دانشگاه اسرائیل نیز به تحصیل پرداخته و گواهینامه فارغ التحصیلی گرفته، در تهران شعار می دهد که مبارزه علیه اسرائیل (یعنی ترور و آدم کشی) باید تا نابودی این کشور ادامه یابد.
آقای رجب طیب اردوغان نخست وزیر اسلام گرای ترکیه، در آستانه انتخابات پارلمانی آن کشور و برای آن که آرای بیشتری به دست آورد، در سخنرانی در کنفرانس بین المللی داووس، علنا از حماس و حزب الله جانبداری می کند و واقعیات نبرد در غزه را تحریف می کند و بعد هم قهر کرده، بلند می شود و می رود.
سمیر قنطار، آن قاتل بی وجدان را به تهران می آورند و به او مدال می دهند. برای سازمان های تروریستی حماس و جهاد اسلامی پول می فرستند و کشتی اسلحه اعزام می دارند، روز و شب می گویند که اسرائیل را از راه جنگ و خونریزی می خواهند نابود کنند و بعد زبان به انتقاد از اروپا می گشایند که چرا سازمان مجاهدین خلق ایران را از فهرست گروه های تروریستی بیرون می آورد.
وزیر امور خارجه مصر آقای احمد ابوالغیط در هفته ای که گذشت صریحا گفت: حکومت ایران با همکاری حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان جنگ در غزه را به راه انداخت تا از طریق شعله ور ساختن نزاع مسلحانه منطقه ای، این امید را داشته باشد که دنیا مساله اتم ایران را به فراموشی بسپارد.
هنگامی که از منوچهر متکی پرسیده می شود که چرا حکومت ایران این همه برای حماس و غزه و فلسطینی ها یقه درانی می کند و دچار هزینه می شود، با شگفتی می پرسد: هزینه؟ در غزه ما سرمایه گذاری می کنیم – و می افزاید: غزه حاشیه امنیتی جمهوری اسلامی ایران است.
به سخنی دیگر، غزه گوشت دم توپ رژیم ایران است. زن و کودک فلسطینی که کشته شده اند، و آن اهالی غزه که بی خانمان گردیده اند، همه قربانیان منافع و مطامع حکومت ایران هستند.
این را علنا منوچهر متکی می گوید. پس چرا اعتراض می کنند که در جریان اقدامات دفاعی اسرائیل، زن و کودک فلسطینی نیز، در کنار صدها نفر تروریست آدم کش، جان باخته اند؟
بروید و اعتراض آن را به حماس بکنید، به جهاد اسلامی بکنید، به حکومت ایران بکنید، به سوریه بکنید، به خالد مشعل بکنید – اسرائیل که عمل خلافی مرتکب نشده، از خود در برابر بدخواهان و کینه توزان دفاع کرده است.
اگر دلتان برای غیر نظامیان می سوزد، بروید و حکومت ایران را نکوهش کنید که برایشان موشک و خمپاره فرستاده است، که گفته است صلح نکنند، به خونریزی ادامه دهند و همین روزها نیز یک کشتی حامل اسلحه متعلق به این کشور در آب های دریای مدیترانه متوقف گردیده است.
بروید و خالد مشعل و موسی ابومرزوق و اسماعیل هنیة و محمود الزهار و حسن نصرالله را به عنوان جنایتکاران جنگی مورد تعقیب و محاکمه قرار دهید. آنها هستند که می گویند می خواهند اسرائیل را نابود کنند – و اسرائیل حق دفاع از خویش را دارد.
آقای اردوغان که می گوید اسرائیل در غزه جنایت کرده است، آیا فراموش کرده است که پیش از جنگ جهانی اول یک و نیم میلیون نفر ارامنه امپراطوری عثمانی را سر بریدند؟ افرادی که نه سرباز بودند و نه توان دفاع از خویش را داشتند؟ زن بودند و کودک بودند و مردان بی دفاع بودند؟ آن ها که نمی خواستند ترکیه را نابود کنند! ولی حماس و جهاد علنا می گویند که قصد نابودی اسرائیل را دارند!
ما موضع گیری نمی کنیم و حتی استدلال دولت امروز ترکیه را می پذیریم که جنایات دوران عثمانی با ترکیه امروز ارتباطی ندارد. ولی آیا همین دولت کنونی ترکیه نیست که در مبارزه با گروه پ کا کا، آبادی های مرزی عراق را به خمپاره می بندد و یا بمباران می کند؟ آیا در آن موارد، زن و کودک کشته نمی شوند؟
چگونه آقای اردوغان به اسرائیل نصیحت می کند که از خود دفاع نکند؟ چگونه او خواهان گفتگوی آمریکا با حماس و حزب الله است که ترور بر پیشانی آنان نوشته شده است؟
احمد جنتی در سخنان روز گذشته اش می گوید: «گسترش امواج بیداری اسلامی در جهان اسلام، از اهداف عمده دهه فجر است». توجه کنید: «گسترش امواج بیداری!». به مفهومی دیگر، برانگیزی و تحریک احساسات مسلمانان، چگونه؟ از راه فتنه انگیزی، آشوب زائی، گسترش تنش و به راه انداختن جنگ! این گونه است که آن ها می توانند به قول خود مسلمانان را "بیدار" کنند و به سوی خود بکشانند. این دقیقا همان هدفی است که حماس در مرامنامه خود آورده است (وقانون اساسی حکومت اسلامی ایران را نیز بخوانید و ببینید که در ذکر این هدف، دقیقا همانند مرامنامه حماس است).
قوه قضائیه در ایران، اعلام داشت که برای صدور کیفرخواست علیه اسرائیل در هر مرجع بین المللی تلاش خواهد کرد. رژیم ایران که دستش تا مرفق به خون مردمان آزادی خواه ایران آلوده است، و در صحنه بین المللی با سازمان های جنایت پیشه همکاری تنگاتنگ دارد، با به کار گیری همه منابع مالی و خدماتی خود، می خواهد اسرائیل را به پای میز محاکمه جهانی بکشاند!
نخستین آن حکمی است که یک قاضی اسپانیائی، بدون توجه به واقعیات و یپشینه ها ، علیه شماری از سران دولت اسرائیل و فرماندهان ارتش درباره ماجرائی صادر کرده که چند سال پیش روی داده بود و هیچ ارتباطی با رویدادهای کنونی غزه ندارد.
چگونه ممکن است که همه وقایع جنگی در افغانستان و عراق و سری لانکا و دارفور و اوستیای جنوبی و دیگر نقاط دنیا را نادیده می گیرند و به سراغ اسرائیل می آیند؟ آیا این واقعیت تلخ پرسش برانگیز نیست؟ شاکی این دادگاه یک سازمان فلسطینی افراطی است – همکار همان سازمان هائی که در اسپانیا در خط راه آهن بین شهری بمب گذاشتند و دهها تن انسان بی دفاع را کشتند.
در سال های پیش صدها و شاید هزاران شکایت به دادگاه بلژیک علیه سران و فرماندهان کشورهای مختلف تسلیم شد. تنها موردی که دادگاه حکم رسیدگی صادر کرد، شکایت یک سازمان عربی علیه اریئل شارون نخست وزیر وقت اسرائیل بود.
آیا این نشان نمی دهد که اسرائیل را دیوار کوتاه گیر آورده اند؟ اسرائیلی که ترور اسلامی و عربی و فلسطینی قصد نابودی آن را دارد، و آن چه اسرائیل می کند، حق مسلم دفاع از موجودیت خویش است؟
ادعا می کنند که واکنش اسرائیل نسبت به دست اندازی از جانب حماس در غزه، بسیار کوبنده و فاقد توازن بوده است!
از کدام توازن سخن می گویند؟ مگر مبارزه با ترور باید قاشق قاشق و چکه چکه انجام شود؟
به یک مصاحبه گر ایرانی، در پاسخ به این ادعا گفتم: تصور کنید که قاتلی قصد جان مادر شما را دارد و می خواهد او را آرام آرام بکشد – و زجر دهد تا به ادعای آن قاتل، در کمال ذلت و خواری بمیرد!
یک چاقو به پیکر مادر شما می زند تا خون از آن فوران کند و وی را ضعیف سازد.
آیا انتظار دارند که شما هم فقط یک چاقو به آن قاتل بزنید؟ و نه بیشتر!
آیا نباید همان جا با قاطع ترین وسیله و امکان، آن قاتل بالقوه را از پای در آورد که مرتکب آن قتل نشود؟
آیا سازمان های بین المللی برای آن که در برابر اسرائیلی قد علم کنند که دست دوستی به سوی همسایگان دراز کرده و خواهان هم زیستی با آنان است، نباید حکومت ایران را به پای میز محاکمه بکشانند که در برقراری صلح اخلال می کند؟
آیا نباید حماس و سران آن را مورد محاکمه قرار دهند که آتش جنگ را برافروخته اند؟ که پشت سر شهروندان سنگر می گیرند و زن و کودک را سپر بلای خود قرار می دهند؟ که جنگ را از داخل مراکز جمعیتی علیه اسرائیل هدایت می کنند؟
استدلالشان آن است که اسرائیل یک کشور متمدن است، رژیم دموکراسی دارد، مردمانش عاقل و فرزانه هستند و انتظار می رود عاقلانه رفتار کنند – ولی آن سازمان ها افسار گسیخته و سرانشان وحشی هستند!
راست می گویند!
به همین علت هم هست که سگ را رها می کنند و سنگ را می بندند.

نوشتۀ: منشه امیر
اورشلیم 12 بهمن ماه 1387 – 32 ژانویه 2009
برگرفته از: رادیو اسرائیل 

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه