همـدمی
   
 
صفحه نخست     تفسیر سیاسی     بمب اتمی کره شمالی، آزمونی در برابر حکومت ایران

تفسیر سیاسی هفته: بمب اتمی کره شمالی،
آزمونی برای جمهوری اسلامی ایران است.

30 مه 2009

اگر دنیا یاغی گری های حکومت کمونیستی کره شمالی را قاطعانه پاسخ نگویند، پس در برابر سرکشی های حکومت ایران چه واکنشی نشان خواهد داد؟

  
  

 

با آنکه خود را ظاهرا با جریان انتخابات نمایشی ریاست جمهوری سرگرم کرده اند، با دقت درپی واکنش بین المللی نسبت به یاغی گری های اتمی کره شمالی هستند -- و تردیدی نیست که واکنش جهانی نسبت به کره شمالی، تا حدود زیادی سرنوشت برنامه های اتمی ایران را نیز رقم خواهد زد- گرچه، بین وزنه جهانی و خطرات امنیتی از جانب کره شمالی یا حکومت اسلامی ایران نسبت به کشورهای منطقه و دنیا تفاوت های بسیار مهم وجود دارد.
دنیا گفته بود که اگر حکومت کمونیستی کره شمالی غنی سازی اورانیوم را از سر گیرد و دوباره برنامه های اتمی را دنبال کند، به شدت مجازات خواهد شد.
 یک سال و اندی پیش کره شمالی زیر فشار سنگین جهانی و از جمله چین و روسیه موافقت کرده بود که برنامه های اتمی خود را کنار گذارد و در مقابل، از جامعه جهانی امتیازاتی دریافت کند.
 کره شمالی پس از سنجیدن مزایای هویج و مضرات چوب، بالاخره هویج را برگزید و موافقت کرد از برنامه های اتمی دست بردارد و حتی لوله بزرگ بخارکش کوره اتمی خود را هم در برابر دوربین های تلویزیونی بین المللی منفجر و ویران ساخت.
 حکومت اسلامی ایران نیز در دوران ریاست جمهوری حجت الاسلام محمد خاتمی موافقت کرده بود تا زمانی که مذاکرات با کشورهای اروپائی ادامه دارد، (همان مذاکراتی که نامش را "گفت و شنودهای سازنده" گذاشته بودند)، غنی سازی را متوقف کند. ولی دولت احمدی نژاد آمد، (و در واقع کوتاه مدتی پیش از آن که احمدی نژاد بیاید)، به دستور جناح تندرو رژیم، تلاش غنی سازی از سر گرفته شد.
دنیا مدتی هارت و پورت کرد و شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز دو قطعنامه علیه آن به تصویب رساند و مجازات هائی برقرار کرد که سودمند نیفتاد و حتی قطعنامه سومی هم با مجازات های بیشتر صادر کردند که آن هم تا کنون کارساز نبوده و حکومت به دهن کجی ادامه می دهد و حتی همه کاندیداهای رقیب احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نیز گفته اند که به برنامه های اتمی ادامه خواهند داد و تنها پروردگار یکتا می داند که روسیه و چین چه موقع رضایت خواهند داد قطعنامه چهارمی تصویب شود که مؤثر و کارساز باشد و سرکشی حکومت ایران را متوقف سازد.
کره شمالی برای دست برداشتن از برنامه های اتمی خود یک شرط عمده قائل گردید و آن این که دنیای غرب به رژیم آن کشور بیمه نامه بدهد که در آینده درصدد براندازی آن برنخواهد آمد. این دقیقا همان شرط اصلی است که حکومت ایران نسبت به کشورهای غربی عنوان می کند.
اگر رژیم ایران اتم را از آن جهت می خواهد که خود را قدرتمند ترین کشور اسلامی نشان دهد و تاج رهبری جهان اسلام را برای خود طلب کند، اگر حکومت بمب اتمی را می خواهد تا به اصطلاح خودش بتواند اسرائیل را نابود کند (که بی تردید این آرزو را به گور خواهد برد)، اگر رژیم خواهان جنگ افزار هسته ای است تا یک نیروی بازدارنده در برابر کشورهای دور و نزدیک به وجود آورد که از این پس دیگران جرات حمله به آن سرزمین را نداشته باشند، ولی یک علت دیگر هم وجود دارد که اهمیت آن از آنچه که گفته شد کمتر نیست و آن این که غرب تعهد بسپارد که از این پس در اندیشه براندازی رژیم نخواهد بود -- همان خطری که سران حکومت روز و شب از آن نام می برند و ابراز نگرانی می کنند و به وحشت دچار شده اند و از هر پشه ای به هراس می افتند و هر سایه ای را فیل می پندارند و فغان برمی آورند.
دولت های غربی از سپردن این تعهد به دولت کره شمالی خودداری ورزیدند. دولت پرزیدنت بوش حاضر نشد آن رژیم کمونیستی را از فهرست حکومت های "محور شرارت" حذف کند، زیرا کره شمالی حتی اگر ظاهرا برنامه های اتمی خود را متوقف ساخته بود، ولی از ادامه فتنه گری دست برنداشت:
 به همکاری های پنهان با حکومت ایران ادامه داد، قصد داشت برای سوریه یک کوره اتمی برپا کند، در خفا به تولید موشک های مرگ آفرین با برد بیشتر ادامه داد و تردیدی باقی نماند که کره شمالی تنها به طور ظاهری برنامه های هسته ای را متوقف ساخته، و گرنه، چه دلیلی داشت که همچنان موشک تولید کند و به ادعای فرستادن ماهواره به مدار زمین موشک های "بالیستیک" پرقدرت تری بسازد.
همگان پرسیدند که یک کشور فقیر و کوچک، که شکم گرسنه شهروندان خود را نمی تواند سیر کند، کشوری که در آن قحطی وجود دارد و مرگ و میر نوزادان از رکورد جهانی برخوردار است، اگر قصد ادامه برنامه های اتمی را ندارد، پس چرا همچنان در تولید موشک های دوربردتر کوشا می باشد؟
آیا رهبر بی عرضه و نادان و فریبکار و دروغ پرداز کره شمالی، با اورانیوم غنی شده می خواهد شکم کودکان مریض آن را سیر کند و یا آن که با تهدیدهای اتمی علیه کشورهای دیگر، قصد دارد به باجیگری و کلاشی و به زورگیری متوسل شود و خواست خود را بر دنیا تحمیل کند؟
آیا کره شمالی که مرتبا موشک های جدید می سازد، قصد دارد گل و نبات در کلاهک آن قرار دهد و به سوی کشورهای دیگر پرتاب کند، و یا آن را برای نصب بمب اتمی ساخته است؟
همین پرسش را باید از حکومت اسلامی ایران کرد که هنوز هم ادعا می کند که قصد تولید بمب اتمی ندارد و غنی سازی را برای کاربرد مسالمت آمیز می خواهد و اصولا در اسلام داشتن بمب اتمی و کاربرد آن و هرگونه سلاح دیگر کشتار همگانی ممنوع شده است و حرام اندر حرام است؟
باید پرسید: اگر واقعا چنین می اندیشند و چنین می خواهند، پس چرا مرتبا موشک های جدیدی را آزمایش می کنند و اسامی عجیب و غریب به آنها می دهند؟
 حکومت ایران به موشک با برد دو هزار کیلومتر که می تواند شرق اروپا را نیز هدف قرار دهد، چه می خواهد بکند؟
آنها چرا مخفیانه و با شتاب قصد تولید موشک هائی با برد پنج هزار و شش هزار کیلومتر دارند که می تواند پایتخت های همه کشورهای اروپای غربی را نیز هدف قرار دهد؟
 آیا جز این است که می خواهند روی آن کلاهک اتمی قرار دهند و روزی که چنین کنند، نه لندن و پاریس روی آرامش به خود خواهد دید و نه برلین و رم و وین و مادرید؟
حکومت کمونیستی کره شمالی نیز، که آه ندارد با ناله سودا کند، که مردمانش یک شکم سیر نمی تواند خوراک بخورند، که کودکانش بیمار و نحیف هستند، که سرزمینش عقب مانده و خوار و خفیف شده، برای چه به تولید موشک ادامه می دهد؟
 آیا قصدشان پرتاب موشک به خاک ایالات متحده برای نابودی به اصطلاح "آمریکای جهانخوار" است؟ آیا نمی دانند که با فرود آمدن نخستین موشک در خاک آمریکا و انفجار نخستین بمب اتمی، ارتش ایالات متحده، درظرف چند ساعت آنان را به کلی نابود خواهد کرد؟
 چه سودی از این کار خواهند برد؟
 کدامیک از مشکلات کشور خویش را حل خواهند کرد؟
کدام گره کور را از کلاف سردرگم زندگی مردم خویش را خواهند گشود؟
 و یا آیا اگر بمب اتمی خود را به سوی ژاپن بفرستند، چه دسته گلی به سر خود خواهند زد؟ آیا ژاپن بی کار خواهد نشست؟
 و یا اگر بخواهند کره جنوبی را هدف قرار دهند، یعنی  هموطنان خویش را بکشند، آنان را هدف بمب اتمی قرار دهند، آیا کره جنوبی ساکت خواهد نشست؟
چه می خواهند از جان دنیا و از جان ملت خود و از جان همسایگان خویش؟
پاسخ کوتاه است: باج می خواهند، و تعهد می خواهند که دنیا به آنها تضمین بدهد که همین رژیم نالایق و فتنه گر که باعث نگون بختی ملتش شده، باقی بماند و بر نیافتد.
این دقیقا همان هدف و خواسته ای است که حکومت اسلامی ایران دنبال می کند. منتها رژیم ایران بر کشوری ثروتمند مسلط است که اگر تنها درآمد نفت آن بین مردم تقسیم شود، هر خانواده هر سال هزاران دلار پول دریافت خواهد کرد. ولی این درآمد بادآورده تا کنون صرف ساختن بمب اتمی، موشک، کمک به حزب الله و حماس و تامین هزینه های دیگر ماجراجوئی های رژیم شده و بخش قابل توجهی از آن نیز به حساب های بانکی محرمانه سران رژیم در کشورهای خارجی سرازیر گردیده است.
اکنون حکومت ایران واکنش های جهانی را نسبت به اتمی شدن کره شمالی از نزدیک دنبال می کند و آن را مورد بررسی قرار می دهد و می داند که آن، می تواند الگوی عکس العمل جهانی، در آینده ای نه چندان دور، نسبت به برنامه های اتمی حکومت اسلامی ایران باشد.
پرزیدنت اوباما گفته است بیشترین تلاش خود را به کار خواهد گرفت که نگذارد حکومت ایران به بمب اتمی دست یابد. نخست وزیر بریتانیا نیز همین وعده را داده است و خانم آنگلا مرکل صدراعظم آلمان هنگام دیدار از اورشلیم، در "کنست" (پارلمان اسرائیل) گفت: آلمان خود را نسبت به امنیت اسرائیل و جلوگیری از اتمی شدن حکومت ایران متعهد می داند. پرزیدنت سرکوزی رئیس جمهوری فرانسه نیز گفته است که اجازه اتمی شدن حکومت ایران داده نخواهد شد.
سران چندین کشور دیگر نیز همین وعده را داده و بر خطرات بمب اتمی ایران تاکید گذاشته اند.
اکنون دنیا منتظر است که بییند آمریکا و اروپا و حتی چین و روسیه نیز نسبت به این سرکشی کره شمالی چه واکنشی نشان می دهند و بالاخره چه خواهند کرد! آیا وارد اقدام خواهند شد؟
حکومت کمونیستی پیونگ یانگ تهدید کرده که کشورهای همسایه را به آتش خواهد کشید (آیا تهدیدهای مشابه سران حکومت ایران و فرماندهان سپاه پاسداران را به یاد دارید؟) .
آخر یک کشور فقیر و کوچک که هیچکس آن را تهدید نکرده و هیچ خطری متوجه آن نیست، جز به هدف کلاشی و به زورگیری، و جز به منظور تراشیدن یک دشمن خارجی به قصد ترساندن مردم خود و تلاش برای ادامه بقای رژیم، به چه علت دیگری بمب اتمی می سازد؟
آنچه دنیا نسبت به بمب اتم کره شمالی نشان دهد، می تواند سابقه و الگوئی نسبت به بمب هسته ای حکومت ایران باشد.
البته از نظر توان ایستادگی در برابر فشارها و اقدامات بین المللی، نمی توان کره شمالی را با حکومت ایران در یک راستا قرار داد.
دولت پیونگ یانگ را، روزی که روسیه و چین نیز دست همکاری دهند، به آسانی می توان از پای درآورد -- نه درآمد نفت دارد و نه زمین پر برکت و حاصل خیزی مانند ایران.
 هنوز فشار آغاز نشده، مردم کره شمالی از گرسنگی و قحطی رنج می برند -- تا چه رسد به روزی که محاصره و فشار و تنبیه به صورت جدی تری درآید.
 ولی حکومت ایران بداند و هشیار باشد که بین ایران و کره شمالی تفاوت های دیگری هم وجود دارد که بسیار به زیان رژیم ایران خواهد بود: حکومت ایران در همسایگی بلافصل کشورهای عرب و امیرنشین های عرب و در کرانه شمالی خلیج فارس قرار دارد و بر تنگه هرمز مسلط است که یک سوم از نفت جهان آزاد را تامین می کند.
موشک های ایران، اگر امروز فرستاده شود، نه تنها اسرائیل و همه کشورهای عرب همسایه را تهدید می کند، بلکه کشورهائی چون یونان و رومانی نیز در تیررس آن قرار دارند و فردا به لندن و پاریس نیز خواهد رسید.
این بار اروپائیان دیگر نمی توانند بی اعتنا باشند، دیگر نخواهند توانست چشمان خود را ببندند و آمریکا دیگر نمی تواند وعده دهد و عمل نکند -- و مسلما اسرائیل هم نخواهد توانست دست به روی دست بگذارد و بی اعتنا بنشیند.

نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
هشتم خرداد ماه 1388 – سی ام ماه مه 2009 میلادی
برگرفته از: رادیو اسرائیل

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه