سی سال از امضای پیمان صلح اسرائیل و مصر می گذرد -- تقریبا برابر عمر حکومت اسلامی در ایران. در واقع صلح بین قاهره و اورشلیم ماهها پیش از فروپاشی رژیم پیشین ایران و به قدرت رسیدن آیت الله خمینی پایه ریزی شد - و حتی دقیق تر می توان گفت که زنده نام انور سادات از «یوم کیپور» سال 1973، یعنی شش سال پیش از امضای پیمان صلح، به این نتیجه رسیده بود که جنگ و خونریزی راه به جائی نخواهد برد و اگر رهبر مصر در اندیشه تامین منافع ملی کشور خویش و بهبود زندگی مردم آن است، بهتر است راه دیگری در پیش گیرد -- راهی که هیچ هزینه ای برای مصر ندارد، بلکه بعکس، همه آن سود خواهد بود.
زنده نام انور سادات، با آن که روستا زاده بود و تحصیلات چندانی نداشت، ولی انسانی بسیار فرهیخته، با هوش، منطقی، دوراندیش و میهن پرست بود.
جنگ «یوم کیپور» او را به یک نتیجه مهم رساند و آن اینکه اسرائیل را نمی توان در میدان خونریزی از پای درآورد.
سادات می دانست: با آن که مصر و سوریه اسرائیل را غافلگیر کردند و در روزهای نخستین جنگ به پیشروی پرداختند و تلفات سنگینی بر اسرائیل وارد آوردند، باز هم در پایان کار اسرائیل بود که پیروز شد و نیروهایش در فاصله 40 کیلومتری از دمشق و 110 کیلومتری از قاهره مستقر شدند.
حکومت ایران ادعا می کند که گرچه مصر و سوریه در دو جنگ خونین از اسرائیل شکست خوردند، که یک جنگ فقط شش روز ادامه یافت و با پیروزی قاطع اسرائیل پایان گرفت و جنگ دوم (جنگ یوم کیپور) سه هفته و بیشتر ادامه یافت ولی در آن هم اسرائیل پیروز شد، حزب الله لبنان و حماس و جهاد در غزه توانستند اسرائیل را "شکست دهند و پیروز شوند".
ولی آنها هذیان می گویند. ضربه ای که در تابستان سه سال پیش بر حزب الله لبنان و چند ماه پیش برحماس در غزه وارد آمد بسیار سنگین بود که حزب الله هنوز از آن ضربه به روی پا نیایستاده و حتی تصمیم گرفته محله های شیعه نشین جنوب بیروت (معروف به الضاحیه) را ترک گوید -- زیرا ویرانی آنقدر زیاد است که حزب الله توان بازسازی آن را ندارد.
صلح مصر با اسرائیل، در این سی سال همه توفان ها و بحران ها را پشت سر گذاشته و همانند یک صخره پا برجا در برابر فشارها، توطئه ها و تلاش های صلح ستیزان پایدار مانده است.
نه تنها قتل زنده نام انور سادات نتوانست صلح مصر با اسرایئل را از مسیر خود بیرون آورد، بلکه در تمام این مدت، مصر در برابر عملیات دفاعی اسرائیل علیه حزب الله لبنان و دو جنگ در آن کشور، عملیات نظامی «سرب گداخته» و سرکوب انتفاضه اول و دوم فلسطینیان ساکت نشست و در آن دخالتی نکرد.
در واقع می توان گفت که مصر نیز همانند اسرائیل از سرکوب عوامل ترور و فتنه در منطقه خشنود است. مصر از دیرباز دریافته که حزب الله لبنان در فکر آزادی آن سرزمین نیست، بلکه به عنوان بازوی عملیاتی و مزدور حکومت اسلامی ایران در منطقه عمل می کند. مصر می داند که حتی یک وجب از خاک لبنان در اشغال اسرائیل نیست و اسرائیل و لبنان درگذشته از روابط همبستگی وحسن همجواری برخوردار بوده و ستیزی با یکدیگر نداشته اند -- و بحران از هنگامی آغاز شد که تروریست های فلسطینی از اردن به خاک لبنان انتقال یافتند و جنوب آن کشور را به پایگاه عملیاتی خود علیه اسرائیل مبدل کردند و پس از آن ارتش سوریه بود که خاک لبنان را عملا به اشغال خود درآورد و در ازای نفت رایگانی که از ایران می گرفت و پول های کلانی که دولت تهران در اختیارش می گذاشت، اجازه داد حزب الله لبنان به عنوان عامل نفوذی حکومت ایران در لبنان برپا شود. بنابراین مصر نیز همانند اسرائیل بر این باور است که نیاز به پیشبرد صلح در منطقه ایجاب می کند که حزب الله لبنان مهار شود و از عملیات نظامی دست بردارد.
خطر حزب الله لبنان را دیگر کشورهای عرب، از اردن و کویت تا عربستان سعودی و امیرنشین های حوزه خلیج فارس نیز درک می کنند و از همین رو بود که آنان هم در جریان عملیات اسرائیلی علیه حزب الله ، دست کمک به سوی آن گروه دراز نکردند -- بلکه به عکس، از این که این گروه فتنه جوی شیعه سرکوب می شود خرسند بودند.
همین خرسندی کشورهای میانه رو عرب، درمورد سرکوب حماس در غزه درجریان عملیات «سرب گداخته» نیز به خوبی دیده شد. هیچ کشور عربی در طول 22 روز جنگ به پشتیبانی از حماس برنخاست.
مصر فراموش نمی کند که اوباش مسلح حماس جدار امنیتی بین مصر و غزه را پاره کردند و به داخل خاک آن کشور هجوم بردند و موجب تحقیر دولت مصر شدند.
دولت قاهره حماس را نمی بخشد که سرنوشت خود را به دست حکومت شیعه ایران سپرده و از آن رژیم پول و اسلحه می گیرد. بیش از یک میلیون دلار از این پول نقد توسط مصری ها مصادره شد و دولت قاهره حاضر به انتقال کمک های ارسالی رژیم ایران به غزه نشد.
مصر بزرگترین، پر جمعیت ترین و قدرتمندترین کشور عربی است که رسیدن به صلح با آن کشور، برای اسرائیل یک دستآورد مهم و راهبردی است.
مصر تا پیش از امضای پیمان صلح با اسرائیل رهبرکشورهای عرب بود و گرچه پس از امضای پیمان صلح، مورد تحریم دیگر کشورهای عرب قرار گرفت، ولی این تحریم بیش از ده سال دوام نیآورد و رهبری جهان عرب به مصر بازگشت داده شد و همان کشورهائی که در آن دوران مصر را تحریم کرده بودند، اکنون از پشتیبانان طرح پیشنهادی عربستان سعودی برای صلح بین همه کشورهای عرب با اسرائیل هستند.
می گویند: صلح بین مصر و اسرائیل یک صلح سرد است، یعنی با داد و ستد گسترده بازرگانی و مبادلات فرهنگی و رفت و آمدهای گردشگری و دیگر زمینه هائی که موجب گسترش دوستی و تقویت همکاری بین دو کشور می شود همراه نیست.
این نکته کاملا درست است. ولی آیا صلح سرد، از جنگ و خونریزی و ستیز و عناد بهتر نیست؟
اگر هم صلح مصر با اسرائیل هنوز گرم نشده، به خاطر آن است که نزاع فلسطینیان با اسرائیل برطرف نگردیده و از روزی که آن نزاع پایان گیرد، روابط مصر با اسرائیل نیز گرم خواهد شد و به صورت عادی درخواهد آمد.
صلح سرد، تعهدی اخلاقی از جانب مصر نسبت به فلسطینیان است که هنوز نتوانسته اند با اسرائیل به صلح و آشتی برسند.
ولی همکاری های مصر با اسرائیل در زمینه مبارزه با ترور، بسته نگاه داشتن گذرگاه مرزی مصر با نوار غزه به خاطر آن که حماس یک دولت غیرقانونی در غزه برپا ساخته که در واقع کودتائی علیه نظام قانونی حکومت خودگردان فلسطینی محسوب می شود، همکاری مصر با اسرائیل در ادامه محاصره غزه و همکاری مصر با جامعه جهانی علیه حکومت مسلط بر غزه ، اینها همه جنبه های مثبت صلح است و از حسن نیت دولت قاهره نسبت به اسرائیل حکایت دارد.
ادعای دیگری که علیه دستآوردهای صلح اسرائیل و مصر عنوان می شود آن است که در داخل مصر مخالفان صلح با اسرائیل بسیارند. ولی واقعیت آن است که این مخالفان، همه در واقع اوپوزیسیون سیاسی مصری هستند که مخالفت با دولت پرزیدنت حسنی مبارک را به صورت جدال علیه اسرائیل بیان می کنند -- همان گونه که در دوران حکومت پیشین در ایران، توده ای ها و گروه های چپ مخالفت خود با رژیم را با بلند کردن ریش و پناه بردن به زیر چتر حمایتی آیت الله خمینی و عناصر مذهبی نشان می دادند.
وانگهی، گروه اخوان المسلمین در مصر، دهها سال پیش از آن که رژیم بنیادگرای اسلامی در ایران قدرت را به دست گیرد -- نفوذ و فعالیت بسیار داشت. در سال های پس از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی در ایران، در مصرنیز گروههای بنیادگرای تازه ای برخاستند که برخی از آن ها مورد حمایت رژیم ایران نیز قرار داشتند و آنها نیز در ترویج مخالفت با صلح بین مصر و اسرائیل بسیار فعال بوده و هستند.
پرزیدنت حسنی مبارک، در گفتگوی تلفنی با رئیس جمهوری اسرائیل در سی امین سالگرد برقراری روابط کامل سیاسی و امضای پیمان صلح بین دو کشور، بی آن که به صراحت به نام جمهوری اسلامی ایران و گروه حماس و دیگر تشکلات صلح ستیز مانند حزب الله لبنان اشاره ای کند، گفت: آنانی که از ادامه جنگ علیه اسرائیل سخن می گویند، از فجایع و ویرانگری های جنگ بی اطلاع هستند و یا از آن غفلت می کنند.
این سخنان نشان می دهد که در ماورای تبلیغات زهرآگینی که علیه اسرائیل در برخی محافل سیاسی و مذهبی مصر شنیده می شود، دستگاه رهبری دولت قاهره که وظیفه ملی خود می داند با فقر و محنت مبارزه کند و در راه تامین رفاه مردم بکوشد، به این باور بسیار مهم رسیده که جنگ جز فاجعه و خونریزی پیامد دیگری ندارد و بهتر است ملت ها و دولت ها راه صلح وشیوه گفتگو را برگزینند.
سران مصر خوب می دانند که گسترش نفوذ سازمان های فتنه جو و صلح ستیز، رفاه و آسایش مردم و امنیت و آرامش کشورهای منطقه را برهم خواهد زد و تنها از طریق همکاری های گسترده دیپلماتیک با اسرائیل است که می توان به این آرامش و آسایش رسید.
مصر نه تنها خود پای بند صلح با اسرائیل است، بلکه با در پیش گرفتن یک سیاست فعال میانجی گری، می کوشد صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها را نیز پیش برد. مصر از سوریه دور شده، زیرا دولت دمشق خود را دستآویز حکومت اسلامی ایران ساخته، ولی بی تردید دولت قاهر از صلح بین دمشق و اورشلیم نیز حسن استقبال خواهد کرد.
سی سال است که حکومت اسلامی در ایران می کوشد عقربه زمان را به پس بکشد و آتش جنگ را دوباره در خاورمیانه شعله ور سازد، تا از راه کشتن مردمان به هدف های ناپاک خود برسد. احمدی نژاد به پرزیدنت بشار اسد تلفن می کند و به او می گوید "از صلح با اسرائیل دوری جوئید، و بدانید که اسرائیل را راه نابودی است".
هذیان می گوید! خودشان هستند که در مسیر نابودی گام بر می دارند و هیچ آینده ای در داخل ایران و در کشورهای منطقه و جهان ندارند.
صلح مصر و اسرائیل 30 سال دوام آورده و مستحکم و پایدار مانده است. دیگر کشورهای عرب نیز به سوی رسیدن به صلح و برقراری روابط دوستی و همکاری با اسرائیل گرایش می یابند، و تنها حکومت اسلامی ایران است که در سراشیب سقوط قرار گرفته و روز به روز منزوی تر می شود و پایداری نخواهد ماند.
نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
8 فروردین ماه 1388 – 28 مارس 2009
برگرفته از: رادیو اسرائیل
