همـدمی
   
 
صفحه نخست     تفسیر سیاسی     سالی که گذشت و سالی که پیش رو داریم

تفسیر سیاسی هفته: 
سالی که گذشت و سالی که در پیش داریم

27 دسامبر 2008

سالی که گذشت، در مجموع سال محنت و تنش و خونریزی و کشتار بود و سالی هم که در پیش داریم، هیچ مژده و امیدی در پی نمی آورد.

  
  

 

آفتاب عمر سال میلادی کنونی به لب بام رسیده و تا چند روز دیگر غروب می کند و با فرا رسیدن نیمه شب چهارشنبه می رود و سالی نو می رسد که هنوز هیچ پیام شادی بخشی با خود به همراه ندارد و حتی نگرانی آن است که سال 2009 میلادی بحرانی تر، دشوارتر و مشکل آفرین تر از سالی باشد که پشت سر گذاشتیم.
بحران اقتصادی دنیا بسیار عمیق تر از آن است که هنگام آغاز آن ارزیابی می شد. اگر دولت آینده باراک اوباما نتواند راهکاری معجزه آسا بیابد که ایالات متحده را از باتلاق کنونی بیرون آورد، دنیا هم به زودی زود دوباره سرپا نخواهد ایستاد. رهبران شماری از حکومت های سرکش همیشه از ابرقدرتی آمریکا ابراز ناخرسندی عمیق کرده و آن را نابجا دانسته اند- ولی این واقعیت را همگان می پذیرند که از نظر اقتصادی، و با توجه به جهانی شدن این بخش در زندگی انسانها، هرگاه آمریکا عطسه می کند، دنیا دچار سرماخوردگی می شود -- و پرسش آن است که چه هنگام عطسه آمریکا متوقف خواهد شد و اقتصاد ایالات متحده به حال طبیعی باز خواهد گشت؟
معضل اقتصادی، یک دور باطل به وجود آورده است: هر اندازه بحران عمیق تر می شود، مردم از میزان مصرف خود می کاهند. هر اندازه بیکاری بیشتر می شود، مردم کمتر خرید می کنند -- و هر اندازه سطح خرید پائین می آید، کارخانه ها ورشکست می شوند و باید تولید را متوقف کنند و یا از میزان آن بکاهند.
بحران اقتصادی و بالا رفتن نرخ جهانی نفت تا حد بشکه ای 147 دلار، مردم را از خرید اتومبیل های نو بازداشت و هر اندازه پول در دست مردم بیشتر کاهش یافت، از فروش اتومبیل کاسته شد و کارخانه ها رو به ورشکستگی رفتند و این باعث پائین آمدن بهای نفت در بازار جهانی شد -- چون هر اندازه کارخانه ها کمتر تولید کنند، به سوخت کمتری نیاز خواهند داشت.
کشورهائی که بخش اعظم اقتصاد آنها بر درآمد نفت تکیه دارد، عمق بحران را خیلی بیشتر از ممالک دیگر احساس خواهند کرد -- و با همه پنهانکاری هائی که در ایران انجام می گیرد، مسلم آن است که رژیم با یک بحران بسیار عمیق اقتصادی روبروست که در ماههای آینده پیامدهای آن، بیش و بیشتر احساس خواهد شد.
در گزارشها آمده بود که حکومت ایران، یعنی همان رژیمی که در دو سال گذشته نیم میلیارد دلار پول در اختیار حزب الله لبنان قرار داد تا خرابی های جنگ تابستان سال 2006 را جبران کند، و یک میلیارد دلار به ونزوئلا و چندین میلیارد دلار به سوریه و بولیوی و کشورهای دیگر وعده کرده، اکنون خود چنان به دریوزگی افتاده که قصد دارد اوراق قرضه بین المللی صادر کند تا شاید بتواند یک میلیارد دلار از مردم دیگر کشورها وام گران قیمت بگیرد.
معلوم نیست حکومت ایران که با استناد به قوانین اسلامی بهره را نامشروع و حرام می داند، چگونه ناچار خواهد شد به مردم دیگر کشورهای جهان، همان مردمانی که آنها را کافر می خواند، نزول بپردازد؟
آنها نه تنها همه ذخیره های پولی ناشی از فروش نفت را بالا کشیده و یا ولخرجی کرده اند، بلکه اکنون می خواهند از دیگران وام بگیرند و زیر بار قرض خارجی بروند -- کاری که آیت الله خمینی در دوران نخست به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، آن را حرام اندر حرام خوانده بود.
خبر خوش در مورد پائین آمدن بهای نفت و کاهش درآمد ایران آن است که پول کمتری برای ادامه برنامه های اتمی و موشکی خود، و امکانات مالی محدودتری در کمک رسانی به سازمانهای ترور فلسطینی و عربی و اسلامی خواهند داشت. اگر این برنامه ها تکمیل شود، ملت ایران هدف بیشترین خطرات آن قرار خواهد گرفت -- و ایکاش هرگز تکمیل نشود.
ولی از دیگر سوی، سخنان اسماعیل هنیة را به یاد آوریم که حکومت اسلامی ایران نیز خود را دنباله رو سیاست و جهان بینی او می داند که گفت: ما برای رسیدن به هدف های الهی خود، حاضریم به نان و زیتون هم بسنده کنیم. زیرا اجر واقعی را در آن دنیا و از الله خواهیم گرفت. حکومت ایران نیز همیشه به مردم وعده بهشت می دهد و سیاست های آن در نخستین سال های انقلاب را از یاد نبرده ایم که چگونه ملت را گرسنه نگاه می داشتند، به این بهانه که بودجه کشور را جنگ با عراق می بلعد.
تجربه تلخی که از صدام حسین و آیت الله خمینی به جای مانده، این نگرانی را به وجود می آورد که اگر جمهوری اسلامی موجودیت خود را به خاطر مشکلات اقتصادی در خطر ببیند، یک جنگ برون مرزی به راه اندازد که مردم را سرگرم نگاه دارد و ناتوانی های خود در تامین نیازهای اولیه آنان را توجیه کند.
صدام حسین نیز در آن سالها با حمله به خاک ایران و چند سال پس از آن با اشغال کویت، به همین شیوه متوسل شده بود. خمینی جنگ را یک برکت خوانده بود و بیم آن می رود که رهبران کنونی ایران نیز برای شعله ور ساختن آتش جنگ به ترفندهای تازه ای دست بزنند.
شوربختانه، عمیق تر شدن بحران اقتصادی، فروپاشی گروههای صلح ستیز و فتنه جوئی چون حماس و جهاد اسلامی و حزب الله را به دنبال نخواهد آورد- بلکه بعکس، ممکن است موجب تقویت آنها شود. زیرا هر اندازه که مردم فقیرتر و زبون تر شوند، آسان تر می توان آنها را با وعده بهشت، برای عملیات آشوب گرانه بسیج کرد -- زیرا مردم ظاهرا چیز کمتری خواهند داشت که از دست بدهند.
بحران اقتصادی جهان به روسیه و چین نیز که تلاش بسیار می کنند به مقام ابرقدرتی برسند آسیب می رساند. ولی شاید همین ضربه ای که آنها احساس می کنند، موجب شود بر میزان دخالت های خود در کشورهای دیگر و تلاش برای فروش مقادیر بیشتری جنگ افزار بیافزایند.
این رقابت در برخی کشورهای آفریقائی و از جمله سودان دیده می شود که ممکن است در سال پیش رو گسترش یابد.
تلاش روسیه برای فروش مقادیر بیشتری جنگ افزار ساخت خود و همچنین رقابت روسیه با کشورهای غربی برای برپائی نیروگاههای اتمی در چند کشور در حال رشد، ممکن است افزایش بحران را در پی آورد و موجب درگیریهای جنگی بین کشورهای همسایه شود.
در خاورمیانه، با وجود همه خطراتی که از ناحیه بمب اتمی ایران کشورهای منطقه را تهدید می کند، خطر بزرگ دیگری نیز وجود دارد که آن، گسترده شدن کمک های رژیم به سازمان های ترور است. هر اندازه که بحران عمیق تر شود، این سازمان ها به کمک مالی بیشتری نیاز خواهند داشت و هر اندازه کمک مالی به آنها افزایش یابد، وابستگی بیشتری به حکومت آشوب طلب ایران پیدا خواهند کرد.
این پدیده در حالی رخ خواهد داد که به علت مشکلات فزاینده اقتصادی، اراده کشورهای اروپائی غربی برای رویاروئی با حکومت های یاغی و آشوب طلب، باز هم ضیعف تر شود.
از هنگامی که نقشه های پنهان حکومت ایران برای رسیدن به بمب هسته ای آشکار شده، اروپا با ترجیح دادن سود کوتاه مدت خود بر ملاحظات و محاسبات دراز مدت، از گرفتن سیاست قاطعانه ای علیه این وضع خودداری ورزیده است.
دوران گفت و شنودهای به اصطلاح سازنده بین ایران و اروپا را به یاد آوریم و ایام مذاکرات بی حاصل اتمی را -- که همه آنها جز وقت کشی، حاصل دیگری نداشت و حکومت ایران به برنامه های اتمی خود، بدون هیچ مزاحمت و مانعی ادامه می دهد.
در مورد آنچه که به خاورمیانه ما مربوط می شود، سال میلادی پیش رو با دو مشکل  اساسی روبرو خواهد بود: آینده گروههای ترور در غزه و منطقه و همچنین خطرات اتمی ایران.
دنیا در انتظار آن است که ببیند آیا رئیس جمهوری آینده ایالات متحده خواهد توانست از طریق دیپلماتیک و راهکارهای مسالمت آمیز حکومت ایران را از ادامه برنامه های اتمی باز دارد؟
نسبت به چنین امکانی ابراز تردید بسیار می شود و با توجه به آن که روسیه و چین به سیاست به میخ و به نعل ادامه می دهند و سود خود را در ادامه حمایت از برنامه های اتمی ایران می دانند، و اروپا خود را ضعیف تر از آن می داند که با اتم ایران رویاروئی کند، ممکن است وضعی پیش آید که اسرائیل در این تلاش تنها بماند و آنگاه باید سرنوشت خویش را به دست گیرد و به هر اقدامی که ضروری و ممکن بداند دست بزند.
خطر بزرگ دیگر در سال پیش رو برانداختن گروه ستیزجو و بنیادگرای حماس در نوار غزه است، که کشورهای عرب نیز از خطرات آن کاملا آگاهی دارند و آن را نفی می کنند و حتی تهدیدی برای آینده خویش می دانند. ولی رویدادهای غزه نیز تنها دم مار است و سر مار را باید در نقطه دیگری جستجو کرد -- همان جائی که ملت ایران را از ابتدائی ترین حقوق خویش محروم کرده و همچنان به سرکوب مردم ادامه می دهد و بر این باور باطل است که با ستمکاری می تواند چند صباحی بیشتر در کرسی قدرت باقی بماند.

نوشتۀ: منشه امیر
اورشلیم 27ر12ر2008
برگرفته از: رادیو اسرائیل


به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه