اکنون که غرش توپ و تانک در نوار غزه فروکش کرده، باید اندیشید که چگونه می توان تدابیری به کار گرفت که نبرد و خونریزی، دیگر از سرگرفته نشود.
اسرائیل به طور یک جانبه اعلام آتش بس کرد و حماس را در تنگنا قرار داد که به این آتش بس گردن نهد وحمایت موشکی را متوقف سازد.
این، تامین نخستین هدف اسرائیل از دست زدن به عملیات نظامی سرب گداخته بود.
ولی هدف دوم این نبردها هنوز تامین نگردیده و آن جلوگیری از آن است که حماس و دیگر سازمان های ترور بتوانند دوباره جنگ افزار دریافت کنند.
این نکته برای آینده جنگ و صلح در این سرزمین جنبه سرنوشت ساز خواهد داشت- زیرا از آنجا که حماس با استناد به مرام و باورهای دینی خود می گوید که حتی یک لحظه نباید از مبارزه مسلحانه به هدف نابودی اسرائیل دست کشید، اگر ریشه اسلحه رسانی به دست این گروه خشکانده شود، عملا خیال خام آن برای نابودی اسرائیل نیز به باد فنا خواهد رفت.
به روی خرابه های نوار غزه، حماس آنچه را که پیروزی خود نامید، جشن گرفت و راه پیمائی «ظفرمندانه» به راه انداخت. خالد مشعل نیز در دمشق ادعای پیروزی کرد و به خود آفرین- صد آفرین گفت. در تهران نیز مشتی بسیجی را زیر عنوان دانشجو گرد آوردند و شعار فتح الفتوح سر دادند و دل خوش کردند.
- اگر هدفشان آن بود که صدها نفر زن و مرد فلسطینی کشته شوند، راست می گویند، پیروز شدند.
- اگر امیدشان آن بود که بخش های بزرگی از زیربنای تروریستی و انبارهای اسلحه و کانال ها و تونل ها و مخفی گاهها ویران شود، باز هم به این هدف رسیدند.
- اگر قصدشان آن بود که هزاران فلسطینی زخمی شوند، به این انتظار خویش نیز رسیدند.
- اگر آرزویشان آن بود که غزه متحمل دو میلیارد دلار خسارت مالی شود، تا دست تقاضا به سوی جمهوری اسلامی ایران دراز کند، حق دارند، پیروز شدند و این هدف تامین گردید و اکنون حماس کشکول گدائی به دست گرفته است.
ولی بعید می نماید که رژیم ایران بتواند، برخلاف آنچه که در جنگ دوم لبنان در سال 2006 عمل کرد، این بار نیز صدها میلیون دلار کمک نقدی در اختیار حماس قرار دهد.
در مورد لبنان نیز رژیم ایران نتوانست به همه وعده های مالی خود عمل کند و هنوز خانه های ویران بسیار در لبنان وجود دارد، و بسیار مردمانی که هنوز اسکان نیافته اند - و این در حالی که در آن روزها حکومت ایران دلارهای نفتی بسیار داشت و می توانست حاتم بخشی کند - اما امروز بهای نفت به بشکه ای 33 دلار رسیده که حتی برای تامین هزینه های جاری رژیم هم پول چندانی باقی نمی گذارد.
ادعای پیروزی کردند - همان گونه که در جنگ دوم لبنان با گستاخی ادعای پیروزی کرده بودند.
ولی ضربه ای که بر حماس و سازمان های ترور وارد آمد چنان سهمگین بود که پس از چند روز ماست ها را کیسه کردند و «پیروزی» را به دست فراموشی سپردند و اکنون لبه تیز تبلیغاتی خود را به صحنه بین المللی منتقل ساخته اند که شاید از آن راه اسرائیل را در تنگنا قرار دهند.
قاطعانه می توان گفت: حکومت ایران در غزه شکست خورد - همان گونه که در جنگ دوم لبنان که ادعای پیروزی در آن را می کند شکست خورد و هیچ ادعای تبلیغاتی حکومت نمی تواند این واقعیت را پرده پوشی کند.
پیش از آن که استدلالها را مطرح سازیم، باید به هدفهای دراز مدت رژیم ایران در منطقه اشاره ای داشته باشیم:
حکومت ایران از روزی که دخالت در امور کشورهای دیگر را، به تصور باطل «صدور انقلاب» در 30 سال پیش آغاز کرد، و به ویژه از هنگامی که به تلاش برای رسیدن به بمب هسته ای پرداخت، یک رقیب جدی در برابر خود می دید و آن اسرائیل بود - و از این رو برای بدست آوردن آن چه که در قاموس دیپلماتیک «عمق راهبردی» (استراتژیک) می نامند، در همسایگی اسرائیل، دشمن برای این کشور درست کند و فتنه را به در خانه اسرائیل بکشاند.
در سال 1982 با استفاده از بهانه جنگ در لبنان، حزب الله را برپا ساخت و از هنگامی که حماس علیه فتح کودتای خونین کرد و مورد تحریم و محاصره قرار گرفت و به دنبال یار و یاوری می گشت، این گروه تروریستی را زیرچتر حمایت خویش گرفت و آن را در نوار غزه علیه اسرائیل تحریک کرد که جنگ به راه بیاندازد.
حکومت ایران، حزب الله لبنان را برای روز مبادا در لبنان به وجود آورد - یعنی برای روزی که خدای ناکرده اسرائیل بخواهد تاسیسات اتمی حکومت ایران را نابود کند. کمک های گسترده مالی و تسلیحاتی به حماس و جهاد اسلامی نیز به همین منظور بوده و هست. ولی جنگ دوم لبنان این رشته ها را پنبه کرد -- همان گونه که عملیات «سرب گداخته» نیز این حربه بازدارندگی را از دست رژیم ایران بیرون آورد.
در یک کلام، بزرگترین بازنده جنگ دوم لبنان و عملیات «سرب گداخته» در غزه، حکومت اسلامی ایران بود.
درست است که حزب الله نابود نشد و امروز دو برابر قبل از جنگ، اسلحه در اختیار دارد و برای تسلط یافتن بر مقام نخست وزیری و رهبری لبنان تلاش می کند.
ولی در حالی که تا آن روز، اسرائیل به طور مستقیم با حزب الله درگیر بود، اکنون این درگیری به صورت بین المللی درآمده و آن سازمان تروریستی با جامعه جهانی روبرو می باشد و همگان به جنبه های آشوب طلبانه و ماجراجویانه این گروه پی برده اند و قطعنامه 1701 شورای امنیت علیه آن صادر شده و نیروهای ناظر آرامش به منطقه فرستاده شده است. حزب الله در لبنان، امروز دیگر با دنیا و با شورای امنیت روبروست -- و نه فقط با کشور اسرائیل که دولت آن گفته است از امنیت خویش قاطعانه دفاع خواهد کرد.
حزب الله، از این پس و تا روزی که دوباره حماقت نکند، دیگر به عنوان یک بازوی عملیاتی حکومت ایران علیه اسرائیل خنثی شده است.
22 روز نبرد در غزه ادامه داشت، ولی علی رغم آن همه های و هوی تبلیغاتی که در تهران و بیروت به راه انداختند، حزب الله جرات نکرد جبهه تازه ای علیه اسرائیل در شمال بگشاید تا شاید از فشار ارتش اسرائیل علیه حماس در غزه کمی بکاهد. درست است که سه چهار راکت و موشک پرتاب شد -- ولی ارتش لبنان بلافاصله جلوی آن را گرفت.
نتیجه: اگر هدف اصلی اسرائیل از جنگ دو سال و نیم پیش بازیافتن قدرت بازدارندگی خود علیه حزب الله بود، به این هدف رسید و پیروز شد -- زیرا حزب الله چنان ضرب شستی از اسرائیل متحمل گردید که هنوز جای آن درد می کند و ترسید از این که به یاری حماس بشتابند -- و همه سخنان حسن نصرالله هم به قول اعراب فلسطینی «کلام فاضی» یعنی «سخن توخالی» بود.
اسرائیل در جنگ دوم لبنان پیروز شد -- زیرا اگر تا آن هنگام به طور مستقیم با حزب الله درگیر بود، اکنون آن سازمان ترور با قطعنامه شورای امنیت و صلح بانان سازمان ملل روبروست و اگر از تعهدات خود سرپیچی کند، با دنیا روبرو خواهد بود- و نه تنها با اسرائیل؛ و این واقعیت را باید در تهران نیز درک کنند که حزب الله را به عنوان وسیله ای برای اجرای سیاست های منطقه ای خود برپا ساخته بودند.
همان گونه که حزب الله جنگ دوم لبنان را باخت، با قاطعیت می توان گفت که حماس نیز عملیات سرب گداخته را باخته است. زیرا اگر تا دیروز اسرائیل به تنهائی در برابر حماس قرار داشت، اکنون آن سازمان ترور با مصر و همه کشورهای عرب و اکثریت کشورهای دنیا، و سازمان ملل متحد و شورای امنیت روبروست- که اگر این بار دست از پا خطا کند، با توبیخ بین المللی روبرو خواهد شد و اسرائیل در این معرکه تنها نخواهد بود.
(از جمله گام اصلی در این راه در روزهای اخیر، اعزام ناوچه هلیکوپتربر فرانسوی به نزدیکی سواحل غزه و همچنین آموزش دیدن ماموران مرزی مصر توسط کارشناسان آمریکائی برای شناسائی تونل ها با استفاده از پیشرفته ترین تجهیزات الکترونی).
این بزرگترین باخت رژیم ایران در آن جنگی است که ادعای پیروزی در آن را دارد- آنهم با وجود همه ضربات مرگباری که به حماس و جهاد وارد آمده است.
یعنی، نه تنها باعث کشته شدن چند صد نفر و زخمی گردیدن هزاران نفر و دو میلیارد دلار خسارت شدند، بلکه حماس نیز از این پس باید به عنوان بازوی عملیاتی و مزدور حکومت ایران در منطقه خنثی شود.
اسرائیل برای جلوگیری از رسانده شدن جنگ افزار حکومت ایران به غزه، با مصر به توافق رسیده، با ایالات متحده قرارداد امضا کرده و از کشورهای اروپائی تعهد گرفته و اگر معلوم شود که آنها نمی توانند قاچاق اسلحه را متوقف سازند، این به اسرائیل حق جهانی خواهد داد که خود به تنهائی وارد عمل شود.
تا دیروز چنین نبود و دنیا چنین اجازه ای را به اسرائیل نمی داد، ولی اکنون می دهد.
رزمناوهای آمریکائی جلوی کشتی های اسلحه رسانی حکومت ایران در آبهای بین المللی را می گیرند -- تا دیروز چنین نبود!
دنیا نه تنها حماس را منزوی ساخته، بلکه این تحریم را بسیار قوی تر در جنگ 22 روزه دیدیم: هیچ کشور عربی به یاری حماس نیامد. هیچ کشور اسلامی (جز حکومت ایران و سوریه) از اندیشه های ویرانگر حماس علیه اسرائیل جانبداری نکرد. حتی سید علی خامنه ای نیز تنها حرف زد و شعار داد و هنگامی که نوبت کمک رسید، گفت: ببخشید، دست ما بسته است!
دنیا اعلام کرده که تحریم حماس ادامه خواهد یافت. اگر قرار است کمک مالی بشود، یا به طرز مستقیم و یا از طریق حکومت خودگردان فلسطینی و دولت محمود عباس خواهد بود.
در یک کلام، همان گونه که حکومت ایران حزب الله را به عنوان بازوی عملیاتی خود در لبنان، تا حدود زیادی از دست داده، در غزه نیز حماس یه عنوان مزدور جمهوری اسلامی ایران، می رود توان و امکان خود را از دست بدهد.
رژیم ایران در هفته های پیش از جنگ و در جریان آن و پس از برقراری آتش بس ، تلاش کرد آن نبرد باطل حماسی در برابر حق اسرائیلی را، «نبرد اسلام علیه کفر» جلوه دهد. ولی آن، نبرد مسلمان سنی در برابر حکومت شیعه ایران بود. شکاف کشورهای عرب با رژیم ایران بسیار عمیق تر شد و روزی نبود که سران مصر از احمد ابوالغیط وزیر امور خارجه تا پرزیدنت حسنی مبارک مرتبا نگویند که حکومت ایران در به راه انداختن آتش این جنگ فتنه گری کرد و لعنت قربانیان را باید متوجه حکومت ایران ساخت.
از زبان دست اندرکاران عربستان سعودی و اردن نیز همین سخنان را کم و بیش شنیدیم.
اسلام اهل تسنن در برابر اسلام شیعه حکومت ایران صف آرائی کرده و هنگامی که در تهران مردم می پرسند چگونه ممکن است رژیم شیعه ایران به گروه سنی- وهابی- سلفی حماس در غزه کمک می رساند، حجت الاسلام سالک عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، قسم حضرت عباس می خورد که نه، حماسی ها سلفی نیستند، اهل بیت را قبول دارند و مساجد خود را «امام حسین» و «فاطمه زهرا» و «امیرالمؤمنین» نام نهاده اند.
چه کسی این دروغ های دم خروسی را باور می کند؟
نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
اورشلیم: 24ر1ر2009
برگرفته از: رادیو اسرائیل
