کاهش بهای نفت در بازار جهانی، موجب نگرانی و دلمشغولی همه کشورهائی است که اقتصاد و درآمد آنها بر فروش نفت تکیه دارد، که در راس آنها باید از جمهوری اسلامی ایران نام برد که دلارهای نفتی حدود 90 درصد از درآمد ارز خارجی آن را تشکیل می دهد.
کاهش بها در عین حال موجب خرسندی کشورهای مصرف کننده است که زیر بار بهای سنگین نفت کمر آنها خم شده و اقتصاد دنیا دچار آشفتگی گردیده و یکی از علل به وجود آمدن بحران وخیمی بوده که جهان را دربرگرفته و در این هفته نخستین موج های خروشان آن به سواحل اسرائیل نیز رسیده و بیم آن می رود که در هفته ها و ماههای آینده اثرات نافرخنده آن آشکارتر گردد.
روزهائی بود که بهای یک بشکه نفت در بازار جهانی به 147 دلار می رسید و برخی حکومت ها با دمشان گردو می شکستند و حاتم وار هدیه های یک میلیارد دلاری به این کشور و آن سرزمین اعطا می کردند.
ولی اکنون که به حدود 50 دلار سقوط کرده عزا گرفته اند و جلسه سری مجلس شورا را برپا می سازند که بحث و بررسی کنند چه خاکی می توانند بر سر رهبری نالایقانه خود بریزند و چرخ های کالسکه حکومت را از گل بیرون آورند!
پرزیدنت شیمعون پرس در این هفته گفت: بهترین پاسخ به خطر اتمی شدن حکومت ایران آن است که دانشمندان جهان یک انرژی جایگزین کشف و تولید کنند که از این پس به نفت نیازی نباشد.
باور رئیس جمهوری اسرائیل بر این اندیشه استوار است که وقتی حکومت ایران آن درآمدهای دهها میلیارد دلاری را نداشته باشد، ناچار خواهد شد از تلاش اتمی نیز دست بردارد، زیرا همین درآمد بادآورده بوده که حکومت را به ماجراجوئی و فتنه انگیزی کشانده است و با رفتار خود می خواهد درستی این گفته را ثابت کند که پول بادآورده را باد می برد و درآمد هنگفت نفت صرف اتم و موشک و سازمانهای ترور و صدقه دادن به ونزوئلا و بولیوی و نیکاراگوئه و سوریه و حزب الله و حماس می شود.
یک لحظه به واقعیات امروز جهان بنگرید - و درخواهید یافت که در میان کشورهای عضو اوپک (که تولید کننده عمده نفت جهان هستند) حتی یک کشور وجود ندارد که در آن مردمسالاری و رژیم دموکراسی برقرار باشد.
یک کشور وجود ندارد که رهبران آن دلسوز واقعی مردم باشند و درآمد کلان نفت را در راه رفاه شهروندان به کار گیرند.
یک کشور وجود ندارد که مردمانش از سطح زندگی قابل احترام برخوردار باشند-
و چه افسوس!
روزی از یک اندیشمند یهودی پرسیدم: مگر نه آن است که در تورات نگاشته شده که یهودیان بندگان اول درگاه پروردگار هستند و نام "قوم برگزیده" به آنان داده شد - زیرا نخستین قومی بودند که یکتاپرستی را به جهانیان عرضه کردند و پروردگار آنان را برگزید تا این اندیشه راستین را در سراسر جهان بگسترانند؟
اندیشمند یهودی پاسخ مثبت داد و پرسشم را تائید کرد.
باز پرسیدم: مگر نه آن است که پروردگار، بنا به نوشته تورات مقدس، وعده داد که یهودیان به عنوان نخستین مردمان یکتاپرست ، به پاس آن، از رفاه برخوردار خواهند شد و شمار آنان بسیار خواهد گردید؟
باز هم پاسخ آری داد.
پرسیدم: اگر چنین است، چرا پروردگاری که یهودیان را دوست دارد و به آنان چنین وعده ها داده، خاک اسرائیل را به آنان اعطا کرد که کوچک است و تنگ است و نه نفت دارد و نه طلا و الماس و سنگ های قیمتی دیگر و نه آهن و مس و چوب- و حتی آب هم ندارد و خشکسالی آن را تهدید می کند؟
پرسید: انتظار داشتی کدام سرزمین به یهودیان وعده داده شود؟
گفتم: آیا نمی شد خاک عربستان سعودی را مثلا به یهودیان بدهد که در همان همسایگی قرار دارد، ولی بیشترین بخش از ثروت نفت خاورمیانه در آنجا نهفته شده است؟
اندیشمند یهودی نگاه "عاقل اندر سفیه" به من افکند و گفت: اگر چنین می شد، یهودیان هم به همان سرنوشت امروز مردمان گرسنه و پا برهنه جزیرةالعرب مبدل می شدند که از آزادی و مردمسالاری و فرهنگ و ارزش های انسانی بوئی نبرده اند.
این اندیشمند گفت: امروزهمان کشور اسرائیلی که نفت و طلا و مس و آهن و آب ندارد، به قدرت دانش خویش و در زیر سایه حکومت مردمسالار به همه چیز رسیده است و این چنین با پیشرفته ترین سرزمین های جهان کوس برابری می زند -- تا آن حد که حسودان و سیه دلان آن را نتیجه یک توطئه جهانی می دانند و در توجیه آن هذیان می گویند.
با شنیدن این سخن خردمندانه، یک لحظه آرزو کردم که ای کاش در ایران نیز منابع نفت شناسائی نمی شد و استخراج آن آغاز نمی گردید. زیرا ایرانیان نیز مردمانی با هوش و سخت کوش هستند که شوربختانه از داشتن رهبران خردمند محروم مانده اند.
از دوران کودکی در تهران به یاد دارم که دلسوزان و ایران دوستان همیشه هشدار می دادند که درآمد نفت باید برای تامین زیربنای صنعتی و علمی و اقتصادی ایران هزینه شود و صرف مخارج روزمره نگردد -- زیرا پول بادآورده آفتی است که رشد جوامع را فلج می کند و ملت ها را به بی راهه می کشاند.
از روزی که نخستین بار این سخن شنیدم، شصت سال می گذرد و امروز حاکمان نالایق ایران، در ابعادی بسیار گسترده تر از گذشته، درآمد نفت ایران را به باد می دهند و یک شاهی از آن را در راه ایجاد کارخانه ها، احداث جاده ها، تولید صنایع مادر و یا سازندگی هزینه نمی کنند -- و برای آیندگان ایران هیچ ثروتی باقی نمی گذارند.
صندوق جمعیت سازمان ملل اعلام کرد که تا سال 2050 (یعنی کمتر از 48 سال دیگر) جمعیت ایران با آهنگ کنونی از یکصد میلیون نفر فراتر خواهد رفت -- و این پیش بینی با احتساب نرخ رشد سالیانه 4ر1 درصدی برآورد شده است.
48 سال دیگر با چه پولی و چه درآمدی می توان این جمعیت بزرگ را سیر نگاه داشت و رفاه مردمان را تامین کرد؟
آیا به این اندیشیده اند؟
بی تردید نیاندیشیده اند: زیرا با پول نفت اتم می سازند که بمب بسازند. پول نفت را به ونزوئلا می دهند که می خواهد از روسیه چهار میلیارد دلار اسلحه بخرد، به سوریه می دهند که یک میلیارد دلار از روسیه جنگ افزار خریده است، به بولیوی می دهند که کارخانه تراکتور سازی برپا کند، به زیمبابوه می دهند که دیکتاتور ددمنش آن روبروت موگابه چند روزی بیشتر به سرکوب مردمان نگون بخت آن خطه ادامه دهد- و به حماس و جهاد اسلامی و حزب الله می دهند تا آنها را سرپا نگاه دارند.
با بی شرمی ادعا می کنند که هدفشان به رستگاری رساندن مردم ایران است، ولی آنها را فقیر و فقیرتر و توسری خورده و ذلیل تر می سازند، و هنگامی که فریاد اعتراض بلند می شود، و یا انتقادی می شنوند، بلافاصله فغان برمی آورند که اسلام به خطر افتاده است و محمد علی رامین، آن یار نزدیک احمدی نژاد می گوید که توطئه گران تخطئه می کنند و زحمات دولت را به شکست می کشانند تا آمدن حضرت مهدی موعود (امام زمان) را عقب بیاندازند و خود احمدی نژاد نیز با آن سابقه چاقو کشی خود و لقب مرد هزار گلوله که به او داده شده، تهدید می کند که با چاقوی زنجان انتقاد کنندگان داخلی و معترضین خارجی را دست و پا قطع خواهد کرد و سر خواهد برید. تصور می کند که مقر ریاست جمهوری چاله میدان جنوب زنجان است!
خودشان اعتراف کرده بودند که اگر بهای نفت به زیر بشکه ای 60 دلار برسد، شیرازه کار از دستشان بیرون خواهد شد. در هفته ای که گذشت بهای نفت به زیر 50 دلار رسید و هنوز هم ممکن است تو سری خورده تر و مفلوک تر شوند- ولی شوربختانه هزینه آن را مردم ایران ممکن است بپردازند.
مجموعه رویدادهای داخلی و بین المللی در رابطه با ایران ممکن است به بلای جان این رژیم مبدل گردد و شمارش معکوس عمر آن را به حرکت درآورد.
در داخل کشور با پائین آمدن بهای نفت، حکومت چاره ای ندارد جز آن که بسیاری از برنامه های آبادانی خود را متوقف کند. کاهش یارانه ها ، که بخش عظیمی از درآمد نفت را می بلعد، موجب افزایش شدید قیمت ها خواهد شد. بالا بردن نرخ بنزین و به دنبال آن افزایش بهای مایحتاج عمومی، که از تغییر سیستم یارانه ها نیز ناشی می شود، ایران را در یک سال آینده با تورمی روبرو می سازد که در تاریخ 30 ساله حکومت اسلامی سابقه نداشته است.
از دیگر سوی، هر اندازه زمان انتخابات ریاست جمهوری نزدیک تر می شود، گستاخی و بد دهنی بین دو جناح بالا می گیرد.
زنگ این درگیری را احمدی نژاد در سخنرانی هفته پیش در زنجان به صدا درآورد و جناح هاشمی رفسنجانی را با دهن دریدگی مورد توهین و تهدید قرار داد. یاران احمدی نژاد می کوشند به این رقابت سیاسی جنبه دینی دهند.
در صحنه بین المللی، هر اندازه زمان می گذرد، برای همگان آشکارتر می شود که حکومت ایران روی به سوی تولید بمب هسته ای دارد و گزارش های آژانس بین المللی افشاگرانه تر می شود و در ایالات متحده رئیس جمهوری رهبری را بدست می گیرد که بعید می نماید به دام ترفندهای رژیم ایران بیفتد.
شاید ادعا کنند که بحران فزاینده اقتصادی جهان مانع از اقدام کوبنده ایالات متحده و دنیا علیه حکومت ایران خواهد شد- ولی از یاد می برند که همین بحران اقتصادی است که پایه های رژیم ایران را لرزان تر و حکومت آن کشور را از ادامه تحریمهای بین المللی آسیب پذیرتر می سازد- همان تحریمهائی که هر روز گسترده تر می شود و امور بیشتری را شامل می گردد.
نوشتۀ: منشه امیر
اورشلیم:2 آذرماه1387- 22نوامبر2008
برگرفته از: رادیو اسرائیل
