همـدمی
   
 
صفحه نخست     تفسیر سیاسی     آیا شیعه و سنی می توانند با هم آشتی کنند

تفسیر سیاسی هفته:
آیا شیعه و سنی می توانند با هم آشتی کنند؟

20 دسامبر 2008

آنها با این شعار به میدان آمدند که شیعه و سنی را متحد سازند و اتحاد جهان اسلام به وجود آورند. ولی با سیاستهای نقاق انگیز خود، ستیز بین این دو مذهب اصلی اسلامی را شدیدتر ساختند.

  
  

 

آیت الله خمینی، حتی سالها پیش از آن که در ایران قدرت را به دست گیرد، در نوشتارهای خود گفته بود که در دنیا یک دین راستین وجود دارد که اسلام است و یک مذهب راستین در اسلام وجود دارد که مکتب شیعه است و از آنجا که شیعیان در طول یک هزار و چهار صد سال تاریخ اسلام سرکوب شده اند و حق رهبری از آنها گرفته شده است، اکنون زمان آن است که به پا خیزند و این ستم را جبران کنند و حق خود را از اهل تسنن بگیرند.
بخش اعظم تلاشهای سیاسی و دینی و ایدئولوژیک حکومت اسلامی ایران، در سی سالی که در ایران قدرت را در دست خود قبضه کرده، در راستای رسیدن به این هدف بوده است - که تنها نتیجه عملی آن گسترده تر کردن شکاف بین اهل تسنن و اهل تشییع بوده، که این دو مذهب را به سوی درگیریهای خونین می کشاند.
آنها آمده بودند با این شعار که وحدت اسلامی به وجود آورند، ولی در عمل نزاع شیعه و سنی را دامن زده اند و امروز به مرحله ای رسیده اند که روحانی شیعه فتوا می دهد که ریختن خون مسلمانان اهل تسنن مباح است و روحانی سلفی یا وهابی فتوا می دهد که ریختن خون شیعه یک واجب دینی است.
آیت الله سید علی حسینی خامنه ای در سخنان روز چهارشنبه به مناسبت عید غدیر، توصیه کرد که کوشش شود اختلاف و نزاع بین شیعه و سنی از آنچه هست گسترده تر نشود. او گفت: جمهوری اسلامی نمی خواهد اعتقاد به مبانی تشییع به منزله اختلاف با دیگران باشد -- و گفت: دامن زدن به تعصبات مذهبی، روشی برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان و جمهوری اسلامی ایران است.
با توجه به آن که رهبر روحانی حکومت ایران این سخنان را در عیدی گفت که اهل تسنن و در واقع همه مسلمانانی که شیعه نیستند آن را رد می کنند، آیا آن سخنان در چنین روزی و در چنین مناسبتی، می تواند کارساز باشد؟
آیت الله خمینی گفته بود که در دنیا بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفر مسلمان وجود دارد و اگر آنها دست اتحاد به یکدیگر بدهند، نیروی بزرگی خواهند شد که می تواند آقای دنیا شود.
آیا این اندیشه از اصل باطل نیست؟ آیا اشتراک باورهای دینی می تواند خمیر مایه اتحاد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی باشد؟
بیش از یک میلیارد نفر هم مسیحی کاتولیک در دنیا وجود دارد. آیا آنها هم از نظر سیاسی و از نظر ملی و فرهنگی و اجتماعی متحد و یکسان هستند؟
آیا دین می تواند تفاوت های عمیق فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و تضادهای بسیار گسترده سیاسی و ملی بین اقوام و ملت ها را پرده پوشی کند؟ آیا بین مسلمان شیعه ایرانی با مسلمان اهل تسنن مالزیائی، جز اعتقاد کلی به اسلام و رسول آن حضرت محمد، چه وجه تشابه فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی وجود دارد؟ کدام یک از آرمان ها و هدفهای ملی آنها با هم یکسان است؟
آیت الله خمینی بر این باور بود که اسلام تنها دین نیست، بلکه حکومت نیز هست و هنگامی که دین بر حکومت مسلط شود، آن گاه می تواند در راه یکسان سازی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی مردمان نیز گام بردارد!
آیا در دنیای امروز که گوناگونی فرهنگی را تقدیس می کند و علیرغم جهانی شدن اقتصاد، هنوز هم هر کشور در راه تامین منافع ملی خویش است، و حتی اگر اروپائیان دست اتحاد به یکدیگر داده اند، به سود و مزایای آن می اندیشند، می توان از وحدت جهان اسلام سخن گفت -- که آن مسلمان سرکوب شده در جنوب کشور چین با آن مسلمان محروم نیجریائی یک هدف و یک آرزو و یک آرمان داشته باشند؟
مشکل بزرگ تر آن است که آیت الله خمینی و جانشینان امروز او در ایران، این وحدت اسلامی را به رهبری مکتب تشییع خواسته و می خواهند. به یاد آوردیم که در زادروز حضرت مهدی، چگونه همه سخنرانان شیعه در ایران از دورانی سخن گفتند که با ظهور امام زمان، همه آدمیان به تشییع روی خواهند آورد و اسلام شیعه را خواهند پذیرفت. امام دوازدهم شیعیان را «منجی عالم» می خوانند و نه «نجات دهنده شیعیان»!
چگونه ممکن است آیت الله خامنه ای از اتحاد بین تشییع و تسنن، آن هم در روزی سخن بگوید که به باور شیعیان، حضرت رسول دست بر شانه حضرت علی گذاشت و او را جانشین خویش دانست – که این باور را اهل تسنن قاطعانه رد می کنند و آن را افسانه می خوانند؟
مگررهبر روحانی حکومت اسلامی ایران، ولی مطلقه فقیه، از یاد برده است که شیعیان بنیادگرا چگونه پایه گذاران اسلام اهل تسنن را دشنام می دهند و تحقیر می کنند و واژه "سگ پدر" را علیه آنان به کار می گیرند؟
حقیقت انکار ناپذیر آن است که از هنگام به روی کار آمدن رژیم اسلامی در ایران، که شعار آن وحدت جهان اسلام بود، شکاف بین شیعه و سنی بسیار عمیق تر و درگیری ها بسیار خونین تر شده است. آیا از یاد برده اید که هر سال در آستانه عاشورای حسینی، در پاکستان شیعه و سنی به جان یکدیگر می افتند و برادرکشی می کنند؟
سال گذشته روحانیون تعصب گرای شیعه در ایران آنقدر کتاب و نشریه علیه اهل تسنن چاپ کردند و آن ها را مهدورالدم خواندند که نیروهای انتظامی ناچار به دخالت شدند و وزارت ارشاد آن نشریات را مصادره کرد.
آیا فراموش کرده اید که شیخ یوسف القرضاوی، از رهبران پرنفوذ اسلام اهل تسنن با انتشار فتوای چند ماه پیش علیه آنچه که «خطر شیعه» نامید هشدار داد و به نکوهش شیعیان و ایرانیان پرداخت و خواهان مبارزه با آنها شد؟
 آیا فراموش کرده اید که القرضاوی در مصاحبه سه ماه پیش (سپتامبر 2008) با روزنامه «المصری الیوم» گفته بود که شیعیان بزرگترین خطر جهان اسلام هستند؟ که این سخنان تا حدودی در واکنش به فتواها و اظهار نظرهای روحانیون شیعه ایرانی علیه مسلمانان اهل تسنن و به ویژه وهابی ها و سلفی ها بود؟
آیت الله خامنه ای در پیام خود در آستانه آغاز فصل حج، به زائران توصیه کرده بود که بکوشند از دامن زدن به اختلاف بین شیعه و سنی در مناسک حج خودداری ورزند -- ولی هم او بود که دستور برگزاری تظاهرات سیاسی زیرپوشش برائت از مشترکین را در آئین حج صادر کرد -- که مسلمانان اهل تسنن و به ویژه وهابی ها آن را کفر اندر کفر می دانند؟
چگونه آیت الله خامنه ای دستور آشتی بین شیعه و سنی را می دهد و این در حالی که سنگین ترین تبلیغات سیاسی علیه سران عربستان سعودی (همانائی که اهل تسنن آنها را کلید داران حرمین شریفین می دانند) به صورتی زهرآگین در ایران جریان دارد؟ که در برابر سفارت عربستان در تهران اوباشگری می کنند و ناجوانمردانه ادعا می کنند که خاندان سعودی از مادر یهودی زاده شده اند و در ترور مومبابی (بمبئی) دست داشته اند و قتل 400 نفر زائر در مناسک حج در دوران آیت الله خمینی را پلیس عربستان که یهودی است و یک افسر سابق نازی فرماندهی آن را به دست دارد مرتکب شده است؟ آیا شرم ندارند از گفتن این اباطیل؟ این گونه می خواهند شیعه و سنی را به یکدیگر نزدیک کنند؟
آیت الله صافی گلپایگانی به پیروان خویش اخطار کرده می گوید: مواظب باشید وهابی ها علیه اسلام اهل تشییع اعلام جنگ داده اند. آیت الله مکارم شیرازی فتوا داده می گوید: هشیار باشید که سلفی ها می خواهند تشییع را نابود کنند -- و به زائران ایرانی حج توصیه می کند که مبادا اوراق تبلیغاتی سعودی ها را در جریان حج بگیرند و بخوانند و آیت الله حسین نوری همدانی صراحت را به آنجا می کشاند که به وضوح و به صورت علنی می گوید: ای زائران هنگام مناسک حج از وهابی خرید نکنید که سود آن را در راه شیعه کشی هزینه می کند و آیت الله یوسف طباطبائی امام جمعه اصفهان فتوای روحانیون سلفی عربستان را علیه شیعیان مورد حمله شدید قرار می دهد.
همیشه از وارد شدن به مباحث دینی، به ویژه اموری که مورد اختلاف و جدل است خودداری ورزیده ایم و این بار نیز به تشریح واقعیت ها و رویدادها بسنده می کنیم و کسی را مقصر نمی دانیم و تنها به دادگاه نمی رویم.
 ولی بی تردید، خصومت بین شیعه و سنی آن قدر عمیق است که روحانیون افراطی اهل تسنن نیز بیکار ننشسته اند و اظهارات شیخ "عبدالعزیز بن باز" وهابی افراطی را علیه شیعیان نباید فراموش کرد و بیانیه آن 29 روحانی سلفی عریستان علیه شیعیان را نباید نادیده گرفت و از یاد نباد برد که شیخ "اسامة محمد بن لادن" علیه شیعیان چه گفت و "ایمن الظواهری" نسبت به شیعیان چه دیدگاهائی بیان کرد و "ابومصعب الزرقاوی" که در عراق توسط نیروهای آمریکائی کشته شد چه بیانیه مفصلی علیه اهل تشییع صادر کرده بود.
ملک عبدالله دوم پادشاه اردن به صراحت از خطر «هلال شیعه» در منطقه سخن گفته، کویت چندین روحانی شیعه از جمله شیخ محمد باقر الفالی را از آن کشور اخراج کرده و پس از برافتادن رژیم صدام حسین در عراق، نزاع خونین شیعه و سنی به اوج تازه ای رسیده است.
امروز سران عرب به صراحت می گویند که شیعه بزرگترین خطر برای آنان است و از اتم ایران به شدت دل نگران شده اند و شتاب می کنند نزاع با اسرائیل را هرچه زودتر پایان بخشند، تا آماده رویاروئی با هجوم مکتبی باشند که محمود احمدی نژاد وعده کرده است که به زودی همانند طوفان نوح سراسر جهان را فرا خواهد گرفت.

نوشتۀ: منشه امیر
اورشلیم : 20ر12ر2008
برگرفته از: رادیو اسرائیل


به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه