به مناسبت زادروز پیامبر اکرم رسول الله، کنفرانس وحدت اسلامی در تهران برگزار کردند و سخنرانان که همگی دست اندرکاران حکومت ایران و یا عاملان اجرای سیاست های آن در منطقه و جهان بودند نیز از لزوم وحدت اسلامی سخن گفتند. اصولا آیت الله خمینی ادعا کرده بود که به هدف برقراری وحدت جهان اسلام قدرت را در ایران به دست می گیرد، و نه به خاطر مردم ایران و این که بتوانند خربزه را ارزان تر بخرند.
ولی یک ارزیابی کوتاه نشان می دهد که جهان اسلام هیچ گاه در طول تاریخ خود، همانند این دوره سی ساله دچار تفرقه نبوده است و اگر تا پیش از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران، مسلمانان شیعه و سنی با یکدیگر مدارا می کردند، اکنون (دست کم در پاکستان) این، آن را می کشد و آن، این را به قتل می رساند و در ایران علمای دینی علیه مسلمانان وهابی و سلفی فتوای قتل می دهند و در عربستان سعودی علمای دینی اهل تسنن هستند که شیعیان را واجب القتل می دانند.
شگفت آور نیست که در کنفرانس وحدت اسلامی در تهران، همه سخنرانان، بدون استثناء ادعا کردند که اگر جهان اسلام دچار تفرقه و تشنج است و درگیری هائی وجود دارد، گناهش به گردن دشمنان اسلام است، به گردن کافران است که می خواهند مسلمانان متفرق باشند و نتوانند آقائی دنیا را به دست گیرند.
در همه این سخنرانی ها، حتی یک نفر شهامت آن را نداشت بگوید که علمای شیعه و سنی، هر دو، باید دیدگاه های خود را، نه تنها نسبت به یکدیگر، بلکه در مورد جهان و جهانیان نیز تغییر دهند - از خود انتقاد کنند و دیدگاههای خویش را مورد بازنگری قرار دهند. قشری و محلی و طایفه ای و فرقه ای نیاندیشند و این نگوید که آن که مسلمان، که شیعه نیست، کافر است و آن نگوید که پیروان حضرت علی باطل اباطیل هستند. دنیا را به دو گروه دینمدار و کافر تقسیم نکنند. جهان را به دارالسلام و دارالحرب تجزیه ننمایند. به ادیان دیگر احترام گذارند. دگر اندیشان را بپذیرند – قبول داشته باشند که دین و باور مذهبی هر انسانی را باید احترام گذاشت و همگان را فرزندان متساوی الحقوق پروردگار عالم بدانند؛ و نه آن که من بهشتی هستم چون به فلان باور ایمان دارم و تو جهنمی هستی زیرا هم باور من نیستی.
خودشان خوب می دانند که اختلاف بین شیعه و سنی تا چه حد از نظر دینی عمیق است و در طول تاریخ یک هزار و چهار صد ساله چه بسیار که اهل تسنن شیعیان را کشتند؛ و در ایران هنگامی که در آغاز قرن شانزدهم میلادی، شیعه قدرت را به دست گرفت به سنی کشی پرداخت.
چگونه این امر می تواند توطئه استکبار و استعمار و استثمار باشد؟
آیا شرم ندارند این چنین ادعا می کنند؟
تردیدی نیست که وحدت جهان اسلام، همانند یگانگی و وحدت بین همه گروه های دینی و اجتماعی، موجب خشنودی خواهد شد و اگر آنها سیاست مسالمت و همزیستی در پیش گیرند، دنیا روی آرامش خواهد دید و مردمان به نیک بختی دست خواهند یافت. ولی این به شرط آن است که رهبران هر دین، حقوق ادیان دیگر را بپذیرند و برای آنان احترام و حق حیات قائل شوند که شوربختانه چنین نیست. تاریخ بشری مملو از جنگ های خونین بین پیروان ادیان مختلف است، که حتی در دوران ما نیز ادامه دارد. یک نمونه آن کشتار یک هزار نفر مسلمانان به دست هندوها در نزاع بر سر یک مسجد یا معبد بود که دنیا راتکان داد.
حکومت ایران چگونه می توان ادعای وحدت جهان اسلام را داشته باشد، در صورتی که مذهب خود را برتر می داند و دیگران را منحرف و حتی کافر می خواند؟ -- به کتاب توضیح المسائل آیت الله خمینی مراجعه کنید.
در این گفتار قصد موعظه دینی نداریم، بلکه می خواهیم به وضع امروز جهان اسلام، و در واقع روابط ایران با کشورهای اسلامی و عربی بپردازیم.
نگاهی گذرا نشان می دهد که تلاش سی ساله حکومت اسلامی ایران زیر شعار وحدت جهان اسلامی در واقع شکاف بین مسلمانان را چند برابر ساخته و حکومت ایران در میان کشورهای اسلامی در انزوای کامل بسر می برد.
درست است که دو کشور مسلمان مالزی و اندونزی تا حدودی روابط دوستانه با رژیم ایران دارند، ولی در سال های اخیر روابط کشورهای عرب با حکومت ایران به اوج تیرگی رسیده است -- که در هفته ای که گذشت با برگزاری رایزنی های محرمانه بین سران عربستان سعودی، مصر، اردن، کویت و کشورهای دیگر رکورد تازه ای به جای گذاشت.
مقامات عربستان سعودی نگرانی خود را از قدرت گیری نظامی حکومت ایران در منطقه پنهان نمی کنند.
بحرین از سخنان علی اکبر ناطق نوری در مورد مالکیت آن جزیره به خشم آمده است.
مراکش روابط سیاسی خود با ایران را به خاطر همین مساله قطع کرده است.
حتی سوریه هم که از قبل رژیم ایرن این چنین می خورد، از بحرین در برابر زیاده طلبی های برخی سران حکومت ایران جانبداری کرده است.
اعراب همچنان بر سر سه جزیره تنب و ابوموسی با حکومت ایران درگیر هستند و حاضر به گذشت نیستند – و این در حالی که تا پیش از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران، اعراب سیادت ایران بر تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی را عملا پذیرفته و در برابر آن سکوت کرده بودند.
عربستان سعودی علنا کارشناسان امنیتی و اطلاعاتی خود را مامور می سازد به بررسی خطرات قدرت طلبی ایران بپردازند و امیر سعود الفیصل وزیر امور خارجه آن کشور با صراحت تمام از خطرات جمهوری اسلامی ایران سخن می گوید و خواهان چاره جوئی در برابر آن می باشد.
اکنون بر اعراب مسلم شده است که حکومت ایران قصد تسلط بر جهان اسلام را دارد.
تا چندی پیش آنها این خطر را جدی نمی گرفتند و حتی به اظهارات برخی سران رژیم ایران که مذهب شیعه را برترین فرقه اسلام می دانستند و اعلام می داشتند که با ظهور مهدی موعود منجی عالم، همه مسلمانان تشییع را خواهند پذیرفت بی توجهی می کردند.
ولی از هنگامی که بمب اتمی ایران مطرح شد، حزب الله در لبنان قدرت گرفت و اکنون این خطر وجود دارد که آن کشور را ببعلد – و این در صورتی که لبنان در طول تاریخ چند صد ساله اخیر پناهگاه امن همه ادیان و مذاهب بوده است، و از روزی که حکومت ایران با دادن پول می کوشد حماس را خریداری کند، بر میزان نگرانی اعراب نسبت به زیاده خواهی های رژیم ایران افزوده شده است.
عربستان سعودی فراموش نمی کند که آیت الله خمینی در کتاب کشف الاسرار که 15 سال پیش از به قدرت رسیدن نوشت، خواهان برانداختن نظام وهابی عریستان گردید و این خواسته سالها پس از انقلاب نیز مرتبا بازگو شد و حتی امروز نیز حکومت ایران در خفاء می کوشد آن را اجرا کند. تظاهرات خونین مکه در دوران آیت الله خمینی که موجب قتل بیش از چهار صد نفر از زائران گردید هنوز از خاطرها فراموش نشده است.
ملک عبدالله دوم پادشاه اردن نخستین رهبر عرب بود که علنا از خطر هلال شیعه در منطقه سخن گفت و به تهدیدها از جانب حکومت اسلامی ایران اشاره کرد و به ملت های عرب و مسلمان هشدار داد.
اکنون تمام فشار عربی مصروف آن است که سوریه را از ادامه همکاری با حکومت اسلامی ایران باز دارند.
کنفرانس عالی ریاض، که به ریاست پادشاه عربستان سعودی به منظور ایجاد آشتی بین مصر و سوریه برپا گردید، یک هدف عمده داشت و آن این که کشور عربی سوریه را از انقیاد حکومت ایران دور سازد.
ایالات متحده نیز در این زمینه تلاش می کند و ماموریت اخیر فرستادگان آمریکائی به دمشق و آمادگی دولت واشنگتن برای انجام گفتگو با دولت سوریه، از جمله به هدف آن است که دولت دمشق از ادامه همکاری با رژیم ایران خودداری ورزد و سیاست سازنده ای در پیش گیرد که به صلح منطقه یاری رساند.
حتی یکی از محاسبات دولت اسرائیل در گفتگوهای غیرمستقیم صلح با سوریه آن است که وقتی دو کشور به آشتی برسند، سوریه از همکاری با رژیم ایران دست برخواهد داشت و حزب الله لبنان را تنها خواهد گذاشت و آشوب در لبنان نیز تا حدود زیادی فروکش خواهد کرد و اسلحه رسانی حکومت ایران به حزب الله بسیار دشوار خواهد شد.
سران عربستان سعودی به صراحت گفته اند که یکی از هدف های آنان در تدوین طرح صلح کشورهای عرب با اسرائیل آن بوده و هست که با برقراری آشتی، این بزرگترین مشکل منطقه را حل کنند، تا با خیال راحت بتوانند به خطر اصلی منطقه، یعنی تهدیدهای نظامی، سیاسی، اجتماعی و دینی از جانب حکومت اسلامی ایران بپردازند.
عربستان سعودی در طرحی که در نشست سران جامعه عرب نیز به تصویب رسید، و در واقع به یک طرح عربی مبدل شد پیشنهاد کرده که در ازای عقب نشینی کامل اسرائیل از کرانه باختری و نوار غزه و بلندی های گولان، همه کشورهای عرب و اسلامی با اسرائیل صلح کنند و روابط دوستانه برقرار شود.
اسرائیل اصول این طرح را پذیرفته ولی درباره شماری از بندهای آن نظرات دیگری دارد که آغازگفت و گو را ایجاب می کند، که اعراب هنوز آن را نپذیرفته اند. ولی صرف تدوین طرح صلحی که هدف آن آشتی کامل جهان عرب و اسلام با اسرائیل است، نشان می دهد که تا چه حد ممالک عربی به عمق خطر از جانب حکومت ایران آشنائی دارند و تهدیدهای ناشی از آن را جدی می گیرند.
باز هم بگوئیم: اتحاد بین همگان، به شرطی که هدف های آشتی جویانه داشته باشند، امری سازنده و موجب خشنودی است و این، اصل اتحاد و انسجام جهان اسلام را نیز شامل می گردد. ولی هنگامی که رویدادهای سی سال اخیر جهان اسلام را بررسی می کنیم، به این نتیجه می رسیم که حکومت ایران در زیر شعار وحدت اسلامی بیشترین شکاف را بین مسلمانان جهان به وجود آورده است.
نوشتۀ: منشه امیر- اورشلیم،
شنبه 24 اسفند ماه 1387- 14 مارس 2009
