دنیا می خواهد با بمب اتمی ایران چه کار کند؟ دنیا در برابر بمب اتمی ایران چه می تواند بکند؟
فردای روزی که حکومت ایران اعلام دارد که سر همه را کلاه گذاشته و تقیه کرده و دروغ گفته و بمب اتمی اش ساخته و پرداخته شده و آماده پرتاب است، آنگاه دنیا چه واکنشی نشان خواهد داد؟
"روز فن آوری هسته ای" برگزار کردند و آن را جشن گرفتند. ولی نگرانی آن است که فردا این دستآورد آنان به روزی عزای ملت ایران و به روز عزای ملت های خاورمیانه و مردمان جهان مبدل گردد.
روزی که یک حکومت ماجراجو و دارای اعتقادات عمیق مذهبی یوم الدین و ظهور مهدی موعود صاحب بمب اتمی شود، و موشک هایش را نیز از پیش آماده کرده و دنیا را تهدید کند، نخستین چیزی که خواستار خواهد شد آن است که از این پس آمریکا به ایران، در زمینه حقوق بشر، نگوید بالای چشمانتان ابروست- و اروپا نیز نگوید که بازداشت و محاکمه دانشجویان برخلاف اصول آزادی بیان است و اسرائیل نگوید که چرا حکومت ایران برای حزب الله لبنان موشک و جنگ افزار می فرستد، و کسی اعتراض نکند که چرا ایران پول در اختیار سازمان انسان ستیزی چون حماس قرار می دهد.
آنها منتظر نمی شوند که مهدی موعود بیاید و مذهب شیعه بر دین اسلام مسلط گردد و سراسر جهان را به پیروان اهل البیت مبدل کند. می خواهند از هم اکنون راه آمدن امام زمان را هموار کنند و چه وسیله ای بهتر از بمب اتمی!
مرحله بعدی برنامه آنان، بی تردید ساخت بمب های اتمی کوچکی است که در اختیار حزب الله لبنان و حماس در نوار غزه قرار دهند -- که دیگر به راکت های "قسام" با برد 10-15 کیلومتر و یا موشک "فجر" با برد 70 کیلومتر و حتی "زلزال" با برد 200 کیلومتر بسنده نکنند. مگر یک موشک چقدر می تواند آدم بکشد؟ عطش آنها بسیار شدیدتر از این است، خون می طلبند، کشتن یک تن یا ده تن و حتی صد تن که آنان را سیراب نمی کند.
آیا دنیا این خطر را می شناسد؟ اگر می شناسد پس چرا کاری نمی کند، چرا هر تصمیمی می گیرند به هدف وقت گذرانی و دوری جستن از اقدامات واقعی و قاطعی است که به این وضع پایان بخشد؟
احمدی نژاد در همان نطق دو سال پیش که گفت اسرائیل باید از صفحه روزگار محو و نابود شود، یک سخن دیگر هم گفت و آن این که نابودی اسرائیل، تنها مرحله نخست رویاروئی امام زمانی با فرهنگ و تمدن غرب خواهد بود. یعنی آنها به انهدام اسرائیل بسنده نمی کنند، بلکه می خواهند اروپا و آمریکا را نیز به زانو درآورند و اسلام را در آنجا بگسترانند.
از هم اکنون هم تدارک آن را دیده اند: می کوشند با حاکمان خودکامه ونزوئلا و بولیوی و نیکاراگوآ و کشورهای دیگر آمریکای جنوبی پیمان همکاری ببندند و یک به اصطلاح "کمربند امنیتی" به دور آمریکا ایجاد کنند -- همان گونه که در لبنان عمل کردند و حزب الله را به راه انداختند تا اسرائیل را از فکر حمله به اتم ایران باز دارند.
تنها حکومت ایران نیست که چنین می اندیشد و تنها روح الله خمینی نبود که این راهکرد را ارائه داد. پیش از او و در کنار او و پس از او روحانیون تعصب گرای اهل تسنن و وهابی ها و سلفی ها هم بوده و هستند که همین امید و همین اندیشه را دارند.
ترور اسلامی، با آمدن خمینی آغاز نشد و با مرگ او نیز پایان نیافت. خشونت و خونریزی بخش جدائی ناپذیری از اندیشه های ددمنشانه آنانی است که خود را دارای رسالت از جانب الله و رسول و پیامبران و امامان می دانند. قصدشان آن است که اگر خود به علت تحجر فکری به عقب ماندگی و کم سوادی و فقر و اسبتداد دچار شده اند و نمی توانند خود را به پای دنیای متمدن امروز برسانند، پس باید تمدن و فرهنگی که اروپائیان و آمریکائی ها و دنیای غرب با عرق جبین و تلاش شبانه روزی ساخته اند ویران کرد- و سرزمین آنان را نیز به فقر و عقب ماندگی دچار ساخت.
این روند را به عیان از روزی که برج های دوقلوی نیویورک را هدف قرار دادند، و از هنگامی که طالبان بر افغانستان مسلط شدند و از زمانی که حکومت ایران در راه رسیدن به بمب اتمی گام گذاشته، آشکارا می بینیم.
آنها می خواهند باور دینی خویش را به زور خون، به زور شمشیر، به زور آدم کشی و ویرانگری پیش برند و از این رو بمب اتم هم می طلبند و موشک های دوربرد نیز تولید می کنند.
آرزو داشتم که در ایران روز فن آوری تولید اتومبیل و کفش و کامپیوتر و وسائل رفاهی مردمان جشن گرفته شود. فن آوری غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت اتمی که یک دستآورد مردمی نیست و کمکی به رفاه مردم نمی کند. حتی اگر حرفشان را باور کنیم که آنها تنها می خواهند سوخت اتمی تولید کنند و نه بمب اتم، مگر این سوخت را نمی توانند از یک کشور دیگر بخرند؟
در دنیا، طبق آمار رسمی سازمان ملل، 30 کشور نیروگاه اتمی دارند- جمعا 436 نیروگاه اتمی در سراسر دنیا کار می کند- ولی از میان این 30 کشور چند کشور خودشان سوخت اتمی تولید می کنند؟ به شمار انگشتان دو دست هم نمی رسد.
پس چرا ایران باید میلیاردها دلار، شاید دهها میلیارد دلار صرف برپائی تاسیسات تولید سوخت اتمی کند -- این هم در حالی که در داخل ایران ذخیره اورانیوم تقریبا می توان گفت که وجود ندارد؟ و یا اگر هست، در ظرف چند سال به پایان می رسد؟
چرا حکومت ایران این همه تلاش می کند، و این همه شتاب به خرج می دهد و آنهم در حالی که حتی نخستین نیروگاه آن هنوز به کار نیافتاده و همین تک نیروگاه نیز سوختش از روسیه تامین می شود؟
اگر ایران صد کوره هم برپا کند، باز هم می تواند سوخت آن را از بازار جهانی خریداری کند. پس چرا خودشان این میلیاردها را هزینه کرده اند و امانشان نیست که به آن هدف برسند؟
یک پاسخ کوتاه دارد این سؤال و آن این که از هر کشور دیگر و یا سازمان منطقه ای یا جهانی سوخت اتمی بخرند، پسمانده آن را باید به همان کشور یا سازمان بازگردانند تا نتوانند با این اورانیوم غنی شده بمب اتمی بسازند. آنها حتی در مورد سوخت اتمی کوره بوشهر نیز چنین تعهدی را به روسیه سپرده اند که پس سوخت را باز گردانند و آنگاه نخواهند توانست با آن بمب بسازند.
این واقعیت را نه تنها من و شما، که همه دنیا می دانند. همه سازمان های اطلاعاتی جهانی می دانند، ولی چشمشان را به روی این واقعیت بسته و گوششان را گرفته اند که نبینند و نشنوند و کسی از آنها انتظار نداشته باشد که به اقدامی علیه آن دست بزنند.
آیا آنها نمی دانند که ایران دهها میلیارد دلار برای ساخت موشک هزینه کرده، نه برای آن که در کلاهک آن نقل و شیرینی بریزد و به سوی کشورهای دیگر پرتاب کند، بلکه می خواهد کلاهک اتمی روی آنها سوار کند؟
دیروز ادعا می کردند که اسلام سلاحهای کشتار همگانی را منع کرده است و بمب هسته ای در باور دینی آنان حرام اندر حرام است.
چه کسی می تواند این سخن را باور کند؟ آشکارا تقیه می کنند و برای پنهان نگاه داشتن نیات واقعی، دروغ می گویند. مرتبا می گویند که حکومت ایران قدرت دارد -- و نه تنها در داخل کشور، بلکه در منطقه و جهان نیز قدرت دارد و دست کم باید به عنوان یک ابرقدرت منطقه ای به رسمیت شناخته شود -- ولی ادعا می کنند که نه به سازمانهای تروریستی یاری می رسانند و نه قصد تولید بمب هسته ای دارند.
در برابر این واقعیت های مسلم، دنیا تا کنون برای جلوگیری از آن چه کرده و یا چه خیال دارد بکند؟
یک پرسش دیگر داریم: دنیا در برابر آزمایش موشک قاره پیمای کره شمالی چه کرد و یا چه می خواهد بکند؟
شوربختانه پاسخ پرسش دوم تقریبا صفر است و پاسخ آن پرسش نخست نیز جز "هیچ" چیز دیگری نمی تواند باشد.
احساس می شود که دنیا قضیه اتم ایران را کش می دهد و این برای دولت تهران کمال مطلوب است و دو اسبه به سوی بمب اتمی می شتابد، گرچه در این راستا هنوز با مشکلات فنی و تکنولوژی نه چندان کمی روبرو می باشد.
دنیا گفته بود که اگر کره شمالی موشک قاره پیما را به بهانه فرستادن ماهواره به فضا آزمایش کند -- و این دقیقا همان ترفندی است که کمتر از دو ماه پیش حکومت ایران به آن توسل جست، دولت پیونگ یانگ مجازات خواهد شد و موشک آن را در فضا منفجر خواهند کرد. البته موشک سقوط کرد و به دریا افتاد -- ولی هنوز نشنیده ایم که جامعه جهانی کاری علیه کره شمالی انجام داده باشد.
حکومت ایران این را می بیند و گستاخ تر می شود.
اگر در برابر یک حکومت مفلوک و ضعیف و تو سری خورده این چنین کوتاه می آیند، و دوباره چین و روسیه نیز قاطعانه با آسیب رسیدن به حکومت فتنه گر پیونگ یانگ مخالفت می ورزند، با حکومت ایران چه خواهند کرد؟ هم بزرگ تر است، هم قوی تر، هم غنی تر است و بازاری گسترده برای خرید کالای ساخت دیگران. نفت هم دارد و رشوه هم می تواند بدهد -- کره شمالی چه می تواند بدهد؟
ایالات متحده، کشوری که ابرقدرت جهان است، دولت تازه ای دارد که گفته است سیاست های تازه ای می خواهد پیش گیرد زیرا سیاست های دولت پیشین نتیجه ای نداده و عقیم مانده است. آنگاه می گویند: منتظر پایان انتخابات ریاست جمهوری در ایران می مانیم که ببنیم چه کسی به روی کار می آید – گرچه خوب می دانند که سیاست های اتمی ایران را هرگز رئیس جمهوری به صورت مستقل تعیین نمی کند و به طور اصولی در این راستا اختیاراتی ندارد. به قول محمد خاتمی، رئیس جمهوری یک تدارکچی بیشتر نیست!
بعد هم اگر بخواهند مذاکرات را آغاز کنند، چند هفته و یا چند ماه وقت خواهد گرفت تا به توافق برسند که درچه سطحی باشد. چند هفته یا چند ماه وقت خواهد گرفت تا توافق کنند درباره چه مطالبی به گفتگو بپردازند. چند هفته یا چند ماه وقت خواهد گرفت تا معلوم شود که آیا این مذاکرات تا آن حد مفید بوده که جا داشته باشد سطح مذاکرات بالا رود یا نه. بعد آمریکا می آید و طرح هائی را به حکومت ایران می دهد که حکومت چند ماه وقت می خواهد تا آن را بررسی کند و تازه در پایان چند ماه جواب دو پهلوئی می دهد که معلوم نیست آیا بله گفته یا جواب رد داده است؛ و خلاصه، ماجرا با این روند چندین و چند ماه به درازا می کشد و ممکن است از مرز یک سال هم بگذرد و این در حالی که احمدی نژاد سال گذشته گفته بود که تا رسیدن به تکنولوژی کامل اتمی "تنها یک بسم الله" فاصله دارند -- و دو روز پیش نیز در اصفهان گفت که در واقع چرخه تولید سوخت اتمی در ایران تکمیل شده و رژیم باید به عنوان عضو رسمی باشگاه کشورهای اتمی شناخته شود.
البته اتم را "فقط برای سوخت" می خواهند – برای کوره هائی که ندارند – و کی گفته است که آنها می خواهند بمب اتمی تولید کنند؟ همان بمبی که به گفته آنان، شریعت اسلامی آن را ممنوع کرده است؟
دنیا ایستاده و نظاره می کند و خود را به کوچه علی چپ می زند.
نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
اورشلیم: 22 فروردین ماه 1388 – 11 آوریل 2009
برگرفته از: رادیو اسرائیل
