همـدمی
   
 
صفحه نخست     تفسیر سیاسی     سال نو میلادی - آمیدها و آرمان ها

تفسیر سیاسی هفته:
سال نو میلادی – امیدها و آرمان ها

2 ژانویه 2010

با گذشت سال 2009 مهلتی نیز که ایالات متحده به حکومت ایران در مورد برنامه های اتمی داده بود به پایان می رسد و پرزیدنت اوباما باید آستین ها را بالا بزند و قاطعیت خود را در عمل نشان دهد.

  
  

 

آن چه در ایران گذشته و می گذرد، یکی از دلمشغولی های عمده جامعه جهانی در سال میلادی نو خواهد بود که از دیروز (جمعه) آغاز شده است.
 این دلمشغولی در دو جهت موازی سیر می کند: یکی آن که آیا در سالی که آغاز کرده ایم، ملت ایران به آرمان ملی خود خواهد رسید و از غل و زنجیر این حکومت بیگانه به فرهنگ ایران و ستیزگر با منافع ملی ایران رهائی خواهد یافت؟
نکته دوم آن که آیا فشارهای جهانی خواهد توانست به تلاش حکومت اسلامی ایران برای ساخت بمب هسته ای پایان بخشد و یا دنیا ناچار خواهد شد تنها گزینه باقی مانده را که همانا گزینه نظامی است به کار گیرد – که امیدواریم هرگز چنین نشود.
پرسش آن است که آیا سخت تر کردن تحریم ها علیه حکومت، خواهد توانست نظام را از برنامه هایش باز دارد؟ و یا به عکس، رژیم با این ادعا که وضع اضطراری برقرار است، بر سرکوب ملت خواهد افزود و هم زمان به تلاش برای رسیدن به بمب ادامه خواهد داد – با این تصور که اگر روزی به آن دست یابد، دیگر هیچکس در دنیا جرات نخواهد کرد به سرکوب مردم در ایران اعتراض کند و یا به سران رژیم بگوید که بالای چشمشان ابروست!
برخی بر این باورند که اگر تحریم ها جدی شود و اداره کردن امور در ایران فلج گردد، مردم در مبارزه علیه رژیم دلگرم تر خواهند شد و حاکمان بر ایران ته مانده مشروعیت و مقبولیت خود را نیز از دست خواهند داد. آنها یادآوری می کنند که اعتصاب های طولانی در دوران رژیم پیشین و مختل شدن زندگی مردم و اداره کردن کشور در آن ایام، یکی از علل عمده فروپاشی بود – و همین روند اکنون می تواند تکرار شود.
در سالی که آغاز کرده ایم، مشکلات و مصائب بزرگ دیگری نیز وجود دارد که امنیت و آرامش جهانی را به خطر می اندازد و دولت های مسؤول جهان موظفند با آن ها رویاروئی کنند.
در کنار مساله اتمی ایران، شاید بزرگترین دلمشغولی دیگر دنیا بحران افغانستان و عراق و یمن و اصولا خاورمیانه، در کنار قدرت گرفتن بنیادگرایان اسلامی و ستیزجویانی باشد که دین مبین اسلام را به حربه ای برای پیشبرد مقاصد فتنه گرانه خویش مبدل ساخته اند.
بحران اقتصادی جهان، از معضلات مهم دیگری است که دنیا را به خود مشغول می دارد. ایران و کشورهای عقب مانده آسیا و آفریقا از این بحران آسیب چندانی ندیدند – اسرائیل تا حد زیادی آن آسیب ها را پشت سر گذاشت، اروپا هنوز زخم های خود را می لیسد و در ایالات متحده این تصور که بحران مالی به خط پایان رسیده، بسیار اشتباه است و هر لحظه ممکن است مشکلات دوباره خودنمائی کند. این بحران، تا حدی چین و هند را در مسابقه برای رسیدن به ابرقدرتی دچار کندی کرده، ولی به ایالات متحده نیز لطمه شدید وارد ساخته است.
گرم شدن هوا در کره زمین، مهار کردن گازهای گرمخانه ای و بر طرف کردن جنبه های منفی گلوبالیزاسیون (جهانی شدن اقتصاد بین الملل) از جمله مسائل دیگری است که در سال 2010 باید به رسیدگی به آن ادامه داد.
ولی بیش از هر کشور دیگر دنیا، سالی که آغاز کرده ایم ممکن است برای ملت ایران و درباره برنامه های اتمی آن کشور سرنوشت ساز باشد:
به خوبی احساس می شود که حکومت، از ادامه اعتراض های مردمی و تظاهرات خیابانی به شدت نگران شده است. حکومت تصور می کرد که پس از تحریف نتایج انتخابات و بر کرسی نشاندن دوباره احمدی نژاد، طرفداران موسوی و کروبی و دیگران مدتی اعتراض خواهند کرد و بالاخره ناچار به خاموشی خواهند شد و اوضاع به روال عادی باز خواهد گشت.  این دقیقا همان روندی بود که در انتخابات پنج سال پیش ریاست جمهوری، و هنگامی رخ داد که به عللی بسیار هاشمی رفسنجانی را کنار زدند و ریاست را نصیب فرد گمنام و نالایقی به نام احمدی نژاد کردند.
 در آن روزها، هاشمی رفسنجانی گفت: شکایت خود را به پروردگار عالم می برد، زیرا در روی کره زمین کسی نیست که به اعتراض او توجهی کند.
 بدین سان، از همان دوران معلوم شد که علی خامنه ای، به جای آن که شاهین ترازو باشد و خود را مافوق جناح ها قرار دهد، به زیر بال جناح احمدی نژاد پناه برده و خود را در حمایت سپاه پاسداران و تندروهای رژیم قرار داده و به یک اشتباه سیاسی خطرناک دچار شده که ممکن است فروپاشی رژیم را به دنبال آورد.
امروز حکومت ایران، هم از داخل و هم از خارج زیر فشارهائی قرار گرفته که اگر تداوم یابد و بیشتر شود، بی تردید برافتادن حکومت را در پی خواهد داشت.
نه تنها ملت ایران به پا خاسته و حق خود را طلب می کند و فریاد "مرگ بر دیکتاتور" سر می دهد، بلکه کشورهای جهان نیز برای پایان بخشیدن به مسائل اتمی رژیم ضرب الاجل تعیین کرده اند و از آنجا که این مهلت سپری شده، به تلاش برای سخت تر کردن تحریم ها پرداخته اند.
سالیان دراز مردم ایران متهم می شدند که به خواب رفته اند و در برابر نظام سرکوبگر سرتسلیم و تعظیم فرود آورده اند و بندگی و بردگی نظام را پذیرفته اند و از به پاخیزی هراس دارند و اهل مبارزه نیستند. ولی شش ماه پیش دیدیم که تا چه حد این ارزیابی نادرست بوده و چگونه مردم ایران با هشیاری و درایت قابل تحسین موقعیت مناسب را تشخیص دادند و به خیابان ها آمدند و اعتراض خود را فریاد کردند.
دیدیم که حتی بدون یک رهبری قاطع و منسجم، مردم راه خود را می یابند و بهترین شیوه مبارزه را تشخیص می دهند و تاکتیک هائی را در پیش می گیرند که موجب فرسودگی رژیم می شود و کمترین بها را از مردم می طلبد.
درست است که در هفت ماهی که از انتخابات جعلی می گذرد، حدود دویست تن از پیکارگران راه آزادی جان خود را از دست داده اند – و همین رقم شاید برابر همه آنانی است که در حکومت پیشین ایران در طول سال ها، در مبارزه برای تغییر رژیم جان باختند؛ و درست است که در طول سی سال و اندی حکومت سرکوبگر، هزاران نفر ایرانی قربانی زیاده خواهی ها و سرکوبگری های حکومت شده اند و تنها در تابستان و پائیز پس از پایان جنگ با عراق، بیش از سه هزار نفر را اعدام کردند، ولی مردم ایران با تداوم تلاش خود در ماه های اخیر، نشان داده اند که همچنان مصمم به ادامه پیکار هستند و خسته نشده  و هراس آن ها را فرا نگرفته است.
همین واقعیت که رژیم به بیشترین تلاش های خود دست می زند، تا خیزش اصیل مردم ایران را تخطئه کند و آن را به انگلیس و آمریکا و مجاهدین و منافقین و حتی وبسایت فارسی وزارت خارجه اسرائیل (همدمی) نسبت دهد، نشان از هراس عمیق حکومت از ادامه اعتراض های مردمی دارد.
آنان بی شرمانه خیزش مردم ایران را به بیگانگان نسبت دادند و مردم را "خس و خاشاک" نامیدند و حتی "گوساله و بزغاله" خطاب کردند و "اوباش و اراذل" لقب دادند؛ ولی همین بی ادبی و توهین نشان می دهد که تا چه حد آنان دچار نگرانی هستند و نسبت به احتمال فروپاشی حکومت خود بیمناک می باشند.
اعتراض های جهانی علیه حکومت ایران نشان داد که از این پس دنیا نسبت به سرکوبگری های رژیم علیه مردم ایران بی اعتناء نمی ماند. نه تنها آمریکا و فرانسه و آلمان زبان به انتقاد گشودند، بلکه ایتالیا از همه کشورهای اروپائی خواستار شد حکومت ایران را قاطعانه محکوم بداند – و شورای حقوق بشر سازمان ملل و شخص دبیرکل نیز زبان به اعتراض گشودند.
واکنش های گسترده جهانی، تائید کننده این ارزیابی است که هر اندازه ملت ایران کوشاتر و آماده پرداخت هزینه کلان تر باشد، دنیا نیز از تلاش آن مردم حمایت بیشتری خواهد کرد و دولت های جهان از رژیم حاکم بر ایران فاصله خواهند گرفت.
این بار حتی روسیه نیز، که به دلارهای نفتی ایران چشم طمع دارد و بیت المال ایرانیان را غارت کرده، به اعتراض های جهانی علیه سرکوبگری های رژیم پیوست – که این در واقع، نشان پیروزی ملت ایران است. 
پس از پایان تعطیلات سال نو، قرار است ابرقدرت های جهان تلاش بین المللی را برای رویاروئی با اتم ایران از سر بگیرند. پرزیدنت اوباما یک سال تمام  حکومت ایران را به آزمون گذاشت و شکیبائی بسیار نشان داد، تلاش های آشتی جویانه کرد، امتیاز داد، خوشروئی کرد و حتی هشدار داد، ابروی اخم به هم کشید و نتیجه نگرفت.
امروز با گذشت یک سال، رئیس جمهوری جدید ایالات متحده، در رابطه با ایران در همان نقطه ای قرار دارد که پرزیدنت جورج واکر بوش به آن رسیده بود – و این آن که با حکومت ایران نمی توان به تفاهم رسید، نمی توان کنار آمد، نمی توان مماشات کرد – و تنها یک راه وجود دارد و آن ادامه فشار بین المللی و به همراه آن، پشتیبانی عملی از ملت ایران و پیکار شهروندانه آن است.
امروز پرزیدنت اوباما بداند که حیثیت شخصی او و موقعیت بین المللی ایالات متحده به آزمون گذاشته شده است. او یک سال تمام مماشات کرد، چند بار ضرب الاجل گذاشت و امروز همه مهلت ها و بهانه ها تمام شده و هنگام عمل فرا رسیده است.
به پرزیدنت اوباما می گوئیم که مبادا مخالفت چین و عدم آمادگی روسیه را برای جدی تر کردن تحریم ها بهانه قرار دهد و به ترفند بازی و وقت کشی حکومت ایران گردن نهد و اجرای اقدامات قاطعانه را به فردا موکول کند.
وقت به سرعت از دست می رود. حکومت ایران در راه اتمی شدن دو اسبه به پیش می تازد و در این راه مردم آزادیخواه را سرکوب می کند و ایرانیانی را که تنها خواسته آنان مردمسالاری و رفاه و نیک بختی است به گلوله می بندد.
امروز حتی مساله اتم ایران، در برابر جنایاتی که حکومت علیه مردم مرتکب می شود رنگ می بازد.
آقای اوباما، بدانید! رژیمی که این چنین بی رحمانه مردمان کشور خویش را به گلوله می بندد، فردا اگر بمب اتمی داشته باشد به پرنده و چرنده نیز رحم نخواهد کرد.
آستین بالا زنید! یک جبهه متحد جهانی به وجود آورید که از حقوق ملت ایران عملا دفاع کند و حتی اگر چین و روسیه هم دست یاری ندهند، خود تحریم ها را همراه با اروپائیان شدیدتر کنید و بدانید که دعای خیر ملت ایران را نیز در پی خواهید داشت و آنگاه شایسته واقعی جایزه صلح نوبل خواهید بود.

نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
 12 دی ماه 1388 – 2 ژانویه 2010
برگرفته از: رادیو اسرائیل

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه