همـدمی
   
 
صفحه نخست     تفسیر سیاسی     موشکهای اسکاد برای حزب الله لبنان، توطئه مشترک سوریه و ایران

تفسیر سیاسی هفته: موشکهای اسکاد برای
حزب الله، فتنه تازه دو رژیم ایران وسوریه!

1 مه 2010

حکومت ایران و رژیم سوریه در فرستادن موشک برای حزب الله، در واقعا در فکر منافع سیاسی و نظامی خویش هستند، دلشان برای ملت لبنان نسوخته است.

  
  

 

مردم اسرائیل نگران هستند. ملت لبنان نیز با دقت جریانات را دنبال می کند و می پرسد آیا آن کشور دوباره به صحنه جنگ حزب الله و اسرائیل مبدل خواهد گردید و بیش از پیش ویران خواهد شد؟ بشار اسد با خرسندی این تنش را دنبال می کند و آن را کاملا در راستای منافع خویش می داند. احمدی نژاد نیز بسیار خرسند است و تصور می کند که ترفند جمهوری اسلامی ایران دارد مؤثر می افتد – و در این میان حزب الله لبنان در انتظار دریافت فرمان از تهران است که این بار علیه اسرائیل به چه تعرضی دست بزند. در همان لحظه ای که ارباب دستور دهد، نوکر آن را اجرا خواهد کرد – و حزب الله بارها این سرسپردگی خود را به حکومت ایران نشان داده و انعام گرفته است – انعام های کلان!
سخن از موشک های اسکاد- ب تولید شده در حکومت ایران و یا خریداری شده از روسیه است که حکومت ایران به سوریه فرستاده و دستور داده است که از طریق خاک آن کشور به دست حزب الله لبنان برسد – همان موشک هائی که مردم ایران از جنگ هشت ساله با عراق به خوبی به یاد دارند که چگونه هر روز و هر شب ده ها فروند آن به سوی شهرهای ایران پرتاب می گردید و گرچه قدرت ویرانگر عمده ای نداشت، ولی چگونه زندگی روزمره مردم را مختل کرده بود.
گرچه مقامات آمریکائی می گویند که هنوز تحقیقات آن ها به نتیجه نرسیده و نمی دانند که واقعا موشک های اسکاد به لبنان رسیده و تعداد آن چقدر است، وزیر دفاع ایالات متحده، رابرت گیتس، در آخرین سخنان خود گفت: شمار موشک هائی که حزب الله در اختیار دارد، از جنگ افزارهای بسیاری از ارتش های کشورهای جهان بیشتر است.
باید پرسید:  چگونه یک سازمان تروریستی این موشک ها را به دست می آورد؟ آیا در کارخانه های خود تولید می کند؟ آیا از کشورهای صادر کننده می خرد و یا از جانب حکومت اسلامی ایران و توسط خاک سوریه دریافت می کند؟
 پاسخ به این پرسش کاملا روشن است – و همگان می دانند که با این اقدام فتنه گرانه، حزب الله و دولت سوریه و جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 1701 شورای امنیت را که انتقال جنگ افزار به این سازمان تروریستی را ممنوع کرده بود، زیرپا گذاشته اند – ولی آیا این نخستین بار است که حکومت اسلامی ایران به قطعنامه های سازمان ملل دهن کجی می کند؟
حزب الله که توسط رژیم ایران کوتاه مدتی پس از آغاز جنگ هشت ساله با عراق برپا گردید، و هدف از آن به وجود آوردن پایگاهی در خاک یک کشور عربی به هدف ایجاد تهدید علیه اسرائیل بود، در سال های نخستین به کاتیوشا و موشک هائی با برد کوتاه مجهز بود که حداکثر می توانست یک بخش شمالی اسرائیل را مورد تعرض قرار دهد. ولی حکومت ایران بعدها موشک هائی در اختیار حزب الله گذاشت که به بخش های مرکزی اسرائیل نیز می رسد و اکنون آگاه می شویم که موشک هائی از نوع اسکاد در اختیار حزب الله لبنان قرار گرفته که از شمال تا جنوب اسرائیل را ممکن است در تیررس داشته باشد.
آیا اسرائیل می تواند در برابر چنین خطری که توازن تسلیحاتی در منطقه را به کلی برهم می زند، ساکت نشیند؟
حسن فضل الله یکی از نمایندگان حزب الله در پارلمان لبنان ادعا  کرده می گوید: چرا اسرائیل فضولی می کند؟ حزب الله حق دارد به هر اسلحه ای که ضروری دانسته دست یابد تا بتواند از خود و از لبنان دفاع کند. از آنجا که هیچ تهدیدی از جانب اسرائیل متوجه لبنان نبوده و دلیلی ندارد که باشد، ظاهرا ممکن است این تصور ایجاد شود که منظور آن نماینده حزب الله، خطرات تسلط سوریه بر لبنان است.
در این روزها درست پنج سال از هنگام خروج آخرین سرباز سوری از لبنان می گذرد و دولت دمشق که آن سرزمین را بخشی از سوریه بزرگ می داند و هنور به خاک لبنان چشم طمع دارد، از طریق حزب الله و یا یاری مالی حکومت ایران می کوشد، دست کم از نظر سیاسی و اقتصادی، لبنان را دوباره به زیر تسلط خود درآورد. همکاری با حزب الله یکی از ضروریات موفق شدن در این تلاش سوریه است که با پول های کلان حکومت ایران امکان پذیر می گردد.
سوریه از این فتنه گری در لبنان، نه تنها می خواهد به کمک حزب الله دوباره آن کشور محنت زده را در تسلط خود بگیرد، بلکه هدف ناپاک دیگری هم دارد- و آن، به کارگیری حزب الله به عنوان یک عامل تهدید نظامی و امنیتی علیه اسرائیل است. چه تهدیدی بالاتر از موشک های اسکاد خواهد بود؟ موشک هائی که سراسر خاک اسرائیل را در تیررس خود دارد!
بیش از چهار دهه از زمانی که سوریه با مصر، موجب بروز جنگ شش روزه سال 1967 شد و در آن شکست خورد و بلندی های گولان را از دست داد، می گذرد. در تمام این مدت، سوریه کوشیده است بی آن که با اسرائیل صلح کند و روابط عادی برقرار سازد، و حتی بدون آن که با دولت اورشلیم وارد گفتگوهای مستقیم شود – که مبادا مهر تائیدی بر موجودیت این کشور و شناسائی آن از جانب سوریه تلقی گردد، گولان را از اسرائیل پس بگیرد.
حکومت اسلامی ایران نیز که در منطقه در پی توطئه چینی است و بر این باور است که تنها از طریق آشوب و فتنه، و به راه انداختن خونریزی و جنگ می تواند مطامع توسعه طلبانه خود را پیش برد، به یاری سوریه شتافته است.
 رژیم ایران یک مدت طولانی کوشید جنگ تازه ای در خاورمیانه به راه اندازد، تا شاید سر جهان را گرم نگاه دارد، که مساله مجازات های شدیدتر علیه رژیم به خاطر برنامه های اتمی فراموش شود و حکومت ایران با خیال راحت بتواند به برنامه های اتمی خود ادامه دهد.
 این امید و ترفند به سنگ خورد: تابستان گذشته آمد و رفت و خبری نشد، ولی می کوشند شاید تابستان امسال آتش این جنگ را شعله ور سازند – و راه آن، فرستادن موشک های اسکاد برای حزب الله لبنان است که خوب می دانند نه تنها آمریکا با آن کنار نخواهد آمد، و نه  فقط سازمان ملل و شورای امنیت آن را دهن کجی به قطعنامه 1701 تلقی خواهند کرد – بلکه اسرائیل نیز آن را خطری جدی در راه برهم زدن ثبات و توازن نظامی منطقه خواهد دانست و ساکت نخواهد نشست.
احمدی نژاد تلاش بسیار کرد پرزیدنت بشار اسد را از کنار کشیدن از اجرای این ترفند شیطانی باز دارد. تلفنی با او تماس گرفت و ادعا کرد که همین فردا، پس فردا آمریکا و اسرائیل در حال فروپاشی هستند و شما از آنها نترسید و از دستور ما پیروی کنید. بی تردید، احمدی نژاد مقادیر کلانی هم رشوه مالی و اقتصادی به دولت سوریه و دستگاه حکومتی آن داده تا حاضر به انجام این ماموریت شوند.
سوریه اکنون مدت مدیدی است که می کوشد از انزوا بیرون آید و با مطرح ساختن رویکرد آمادگی صلح با اسرائیل، تلاش کرده به این تنهائی پایان دهد. فرانسه به دولت دمشق نزدیک شد تا شاید با ابراز حمایت نسبت به آن کشور، سوریه را از حکومت ایران وحزب الله دور سازد. دولت ایالات متحده نیز تصمیم گرفت فصل جدیدی در روابط با سوریه بگشاید و سفیر خود را به دمشق باز گرداند که تعامل بیشتری بین دو کشور وجود داشته باشد.
ولی اقدام پرزیدنت اسد برای انتقال موشک های اسکاد ایران به حزب الله لبنان، بزرگترین دلیل آن خواهد بود که دولت دمشق درس عبرت نگرفته و از راه های شیطانی بازنایستاده و همچنان دنباله رو اجرای سیاست های حکومت ایران در منطقه است و دولت تهران را در آتش افروزی همراهی می کند.
هدف مهم تر حکومت ایران آن است که در برابر این احتمال که اسرائیل بالاخره ناچار شود به دفاع از خویش بپردازد و مستقیما تاسیسات اتمی ایران را نابود کند، یک سیستم بازدارنده کارآ برپا سازد – و آن رساندن موشک هائی به حزب الله لبنان و حماس در غزه است که با کمک آن بتوانند همه نقاط اسرائیل را از شمال تا جنوب و از غزه تا مرکز اسرائیل در تیررس حملات موشکی خود داشته باشند.
حکومت ایران به این نیز بسنده نمی کند و با سروصدای زیاد محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس جمهوری را با نامه ای خطاب به پرزیدنت بشار اسد رهسپار دمشق می سازد تا نشان دهد که روابط طرفین تزلزل ناپذیر است و دولت سوریه با طیب خاطر به همکاری با حکومت ایران ادامه داده و خود نیز آماده است، در کنار حزب الله و حماس، اسرائیل را هدف حملات موشکی قرار دهد.
در کنار این اقدام تبلیغاتی، معاون اول رئیس جمهوری ایران با تک تک سرکردگان گروه های ترور فلسطینی که در دمشق لانه کرده و در پناه پرزیدنت بشار اسد زندگی پر عیش و نوشی دارند به گفتگو می نشیند و آنها را تشویق می کند که در صورت بروز جنگ، به شدیدترین اقدامات تروریستی علیه اسرائیل دست بزنند.
شاید با این اطمینان و دلگرمی است که احمدی نژاد در هفته های اخیر گفته است که اگر اسرائیل این بار دست از پا خطا کند و به جنگ علیه ترور حماس و یا جنایتکاری حزب الله دست بزند، به ادعای او "نابود" خواهد شد. رحیمی نیز در دمشق گفت که "قلم پای اسرائیل را خواهند شکست" و فضل الله نیز گفت "نقشه جغرافیائی خاورمیانه تغییر خواهد کرد".
وزیر دفاع اسرائیل به صراحت اعلام داشت که اسرائیل از افزایش تنش دوری می جوید و به جنگی دست نخواهد زد – ولی همسایگان بدانند که اسرائیل کاملا قوی است و این توانائی را دارد که قاطعانه از خود دفاع کند.
اسرائیل در سال های اخیر همه برنامه های دفاعی را تدوین و تهیه و اجرا کرده و به همه تدابیر ایمنی و امنیتی دست زده است.
پرزیدنت پرس گفته بود: ما تهدیدهای آن ها را جدی می گیریم – ولی آنها هم توان اسرائیل را در دفاع از خود جدی بگیرند.
آرزو کنیم که تنش در منطقه فروکش کند و توطئه حکومت ایران و سوریه و حزب الله به نتیجه نرسد – در غیر این صورت بهای سنگین خونریزی و ویرانی را – مردمان منطقه هستند که ناچار خواهند شد بپردازند.

نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم
یازدهم اردیبهشت ماه 1389 – اول ماه مه 2010
برگرفته از: رادیو اسرائیل

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه