از روز جمعه 9 روز پیش که گروه تروریستی حماس اعلام داشت که به آرامش شش ماهه پایان می دهد و تعرض علیه اسرائیل را از سر می گیرد، 800 هزارنفرازمردم اسرائیل که معادل حدود یک نهم ازجمعیت اسرائیل هستند، درهفته های اخیردر تیررس دوباره حملات راکتی تشکلهای فلسطینی قرار گرفته اند. تنها در ظرف یک روز، حماس و جهاد اسلامی 60 فروند موشک، راکت یا خمپاره به سوی اسرائیل پرتاب کردند.
اززمانی که «انتفاضه الاقصی» آغاز شد، برای نخستین بار حملات راکتی، شهر«سدروت» را هدف قرارداد. درحالیکه آن خیزش خونین و ستیزه جویانه پایان گرفته، اما هنوز شهر «سدروت» آماج حملات راکتی باقی مانده است. تمامی قطعات باقیمانده ازاین حملات، توسط پلیس و نیروهای ویژه، به موزه شهرداری «هدیه» شده و هربار که میهمان بلندپایه خارجی ازمحل دیدارمی کند، با دیدن قطعات باقیمانده این هزاران راکت، وحشت زده می شود. همه میهمانان با دیدن «این مجموعه کم نظیر» می توانند درک کنند که چه برسرمردم اسرائیل می رود. اما هشت سال است که مردم دراین شهرشجاعانه زندگی عادی خود را درحالی اداره می کنند که این حملات ادامه دارد.
تنها ازاول تابستان امسال تا ماه گذشته، درطول پنج ماه بود که درنتیجه آتش بس نانوشته میان اسرائیل و تشکلهای فلسطینی که با میانجیگری مصربدست آمده بود، زندگی عادی تا حدی به «سدروت» بازگشته بود و شهر باستانی و بندری اشکلون نیز از حملات موشکی در امان بود.
اکنون برای نخستین بارشهر «نتیووت» و نیز شهر «کریات گات» نیز هدف حملات راکتی واقع شده اند. بامداد امروز (یکشنبه 7 دیماه1387-27 دسامبر2008) برای اولین بار درتاریخ نیز راکتهائی به حومه شهرساحلی و زیبای «اشدود» اصابت کرد.
برد راکتهائی که حماس دراختیارگرفته افزایش یافته و اکنون دهها هزارنفرنیزدراین شهرها و شهرکها و آبادیهای دیگراطراف آنها در خطر آماج حملات قرار گرفته اند.
برای خانواده های اسرائیلی مقیم این شهرها، گذران زندگی درحالی که هرلحظه زندگی شان ممکن است با اصابت راکت به خانه و کاشانه و محل کار آنها همراه باشد، به راستی طاقت فرساست.
هنگامی که دانش آموزان به سوی مدرسه می روند، مردم به سرکارخود روان هستند، دیگران به طرف انجام کارهای ضروری روانند، درحال خریدهای ضروری هستند یا گردشی کوتاه دریک مرکز خرید یا پارک می کنند، به ناگهان صدای آژیرخطر طنین افکن می شود و همگان باید خود را شتابان به اماکن امن برسانند.
دیدن انسان های سالخورده یا افراد معلولی که باید درثانیه هائی کوتاه خود را به محلی امن برسانند، تکان دهنده است.
ازلحظه ای که صدای آژیرخطر بلند می شود، بستگی به محلی که تا غزه فاصله دارد، پانزده ثانیه یا اگرمحل کمی دورترباشد، سی ثانیه، و اگرشهری درفاصله سی کیلومتری غزه باشد، مردم تنها 45 ثانیه برای رسیدن به محل امن فرصت دارند، در غیر این صورت ممکن است اگر موشک در کنار آنها منفجر شود جانشان را به خطر اندازد.
با خاتمه «انتفاضه الاقصی»، اسرائیل در زمان نخست وزیری اریئل شارون تمامی نوارغزه را ترک کرد و پس از38 سال حضورخود درغزه که ازجنگ «شش روزه» سال 1967 آغاز شده بود، آخرین سربازان خود را بیرون آورد.
اسرائیل حدود 40 آبادی زیبا و مرفه و مدرن را که درساحل غزه برپا کرده بود و چند هزار اسرائیلی درآن زندگی می کردند که همگی به دنبال تصمیم دولت ناچار شدند هر آن چه را که طی سال ها زحمت ساخته بودند بگذارند و به اسرائیل کوچ کنند.
اسرائیل امیدواربود که با خاتمه دادن به تسلط برغزه، زندگی به روال عادی بازگردد و فلسطینیها این خرد و هوشمندی را داشته باشند که به سوی عمران و آبادی پیش روند.
اما آبادیهای زیبائی که اسرائیل ازخود به جای گذاشت، به لانه تروریستهای حماس و جهاد اسلامی تبدیل شد.
اسرائیل کنیساهای یهودی و برخی اماکن، مانند گرمخانه های مدرن پرورش میوه وسبزیجات وگلها را که با سیستمهای مدرن و پیشرفته برپا کرده بود و ازآنجا نیز محصولات خود را به سراسرجهان صادر می کرد، و به مثابه ضرب المثل «زیره به کرمان بردن»، حتی گلهای گرمخانه ها را به کشورهلند صادرمی کرد، برای فلسطینی ها باقی گذاشت اما به جولانگاه تروریستهای حماس تبدیل شد.
دربرابردوربینهای تلویزیونی ایستاده و با «افتخار» می گویند، اکنون دراین اماکن، برنامه های نظامی برای آموزش کودکان و نوجوانان فلسطینی و آماده کردن برنامه های نظامی علیه مردم اسرائیل درجریان است.
فرهنگ بسیاری ازآنان، ستایشگر خشونت طلبی و خونریزی و وحشت افکنی است. آنان رفاه و آسایش و زندگی مسالمت جویانه را نمی خواهد. خون و خونریزی تنها رویایشان است.
با خروج اسرائیل ازغزه، بهترین فرصت برای آغاز دورانی جدید اززندگی برای فلسطینیهای غزه فراهم شد.
اما سازمان حماس، حتی حضور نیروهای «فتح» را درقدرت تاب نیآورد و درژوئن 2007، تیرماه 1386 به کودتائی خونین علیه «فتح» دست زد.
آنها که امروز برای کشته شدن نیروهای نظامی خود مظلوم نمائی می کنند، درژوئن 2007 بیش از120 برادرفلسطینی خویش را بطرزی فجیع کشتند و صدها فلسطینی دیگر را زخمی ومعلول کردند.
آنها بارها قتل محمود عباس، رهبرحکومت خودگردان فلسطینی را تدارک دیدند. درزیرمسیراتومبیلی که محمود عباس قراربود به غزه برسد، بمبگذاریهای دهشتناک کردند. بارها اقامتگاهی را که محمود عباس قراربود به آن برسد، بمبگذاری نمودند.
بارها اسرائیل با کسب آگاهیهای اطلاعاتی، جان محمود عباس و دیگربلندپایگان فلسطینی را نجات داد.
ازتابستان 2005 که اسرائیل ازغزه خارج شد، حملات راکتی علیه «سدورت» و دیگرآبادیهای اطراف شدت گرفت.
دراواخربهار 2006 که حزب الله لبنان حمله به اسرائیل را آغازکرد و موجب جنگ «33 روزه» شد، تشکلهای فلسطینی نیز حملات راکتی به شهر «سدروت» را شدت بخشیدند.
محمود عباس، بعد از کودتای خونین ژوئن 2007، بارها درسخنرانیهائی، حملات شدیدی علیه این رفتارهای حماس به عمل آورد وپرسید چرا به بهای انداختن راکتهای ابلهانه، جان و مال یک میلیون و سیصد هزارفلسطینی را عمدا به خطرانداخته اند.
درنواره ای روبروی باریکه غزه، آبادیها و شهرهای اسرائیلی زندگی آسوده را فراموش کرده اند.
با وجود این، تنها شمارمعدودی ازمردم محل زندگی خود را ترک کرده اند. حملات راکتی بربهای خانه ها و محلهای کسب وکار اثرگذاشته و کمترکسی به فکر گشایش کسب و کارجدید دراین شهرهاست.
اما مردم ازدیگرنقاط اسرائیل برای رونق دادن به کسب و کارمردم «سدروت» ، به سوی این شهرمی روند وخریدهای خود را گاهی ازاین شهرها انجام می دهند.
فستیوالها وبرنامه های متعددی نیز برای تشویق امور فرهنگی و هنری درشهرهائی که مورد حمله راکتی قراردارد، همواره درجریان بوده است.
درنزدیکی شهر «سدروت» دانشگاهی به نام «ساپیر» وجود دارد که دانشجویان رشته سینمای آن، درموج پیشین حملات راکتی دربهار، لحظات بیم و دلهره را ثبت کرده بودند و مستندهای جالبی را ارائه کردند.
دربهاریک دانشجوی این دانشگاه که مردی میانسال بود، کشته شد. این مرد پس ازآنکه کاروزندگی متوسطی برای خود و خانواده اش فراهم کرده بود، و 4 فرزند را درخانواده خویش بزرگ می کرد، برای آنکه رویای خود را مبنی بر تکمیل تحصیلات دانشگاهی تحقق بخشد، به دانشگاه بازگشته بود. اما برسرتحقق این رویا جان داد.
وزیردفاع پیشین اسرائیل، «عمیرپرتس» وخانواده اش ازسالها پیش درشهر«سدروت» زندگی میکنند. تروریستها درزمانی که «عمیرپرتس» وزیردفاع بود، تلاش زیادی می کردند که خانه او را هدف قراردهند.
اما خانواده وزیرپبیشین درشهر و خانه خود باقی مانده اند. همسراو، خانم «لخما پرتس» درانتخابات شهرداریها که سه ماه پیش برگزارشد، نامزد شهرداری شهربود اما با تفاوت آرائی اندک، این مقام را به یک نامزد مرد باخت.
برای آنکه زندگی خانواده های اسرائیلی کماکان ادامه یابد، والدین همواره وسائل لازم را برای انتقال به محلهای امن دردسترس آماده کرده اند.
دریک فیلم مستند که پدرجوان یک خانواده ازخود وفرزندانش تهیه کرده، می بینیم که چگونه هردوسه ساعت یکباردرنیمه های شب او اطفال خود را به محلهای امن می برد.
مادران به رسانه ها می گویند، بسیاری ازاطفال ازهراس این زندگی غیرعادی، دچارشب ادراری و هراسهای دیگرهستند و این امر می تواند تا مدتها برزندگی آنها اثربگذارد.
اما علیرغم سختیهای این زندگی، بسیاری، ازجمله شهروندان قدیمی، حاضر به ترک محل زندگی خود نیستند. سالمندان به محل زندگی خود دلبسته اند. خانه خود را ثمره دهها سال تلاش خویش می دانند و حاضرنیستند بخاطررفتارهای جنون زده ستیزه جویان فلسطینی، میوه زندگی خود را چیده شده ببیند. اما فرزندان آنها اگردرشهرهای دیگرزندگی می کنند، کمتر به دیدارازوالدین خود می روند، و این امرمحسوس است.
اما اکنون هشتصدهزارنفرازمردم درجنوب اسرائیل امیدوارند که عملیات ارتش اسرائیل علیه سازمان حماس، به سازمانهای فلسطینی بیآموزد که احترام و حسن همجواری را با همسایگان خود رعایت کنند و سکوت و آرامش را انتخاب کنند.
مردم اسرائیل امیدوارند، این مناطق که مناظری دلپذیرنیزدارد، دوباره با گلهای صحرائی چشم نواز خود درساحل دریای مدیترانه، به محل گردش و آسایش و حسن همجواری برای هردو ملت تبدیل گردد.
گزارشگر: فرنوش رام - اورشلیم
