English
עברית
العربية
همـدمی
   
 
و.ا.خ.ا.     گزارشهای روزانه     همایش فرهنگی بزرگداشت فریدالدین عطار نیشابوری در اسرائیل

بزرگداشت سخنور فرهیخته فرهنگ وادب ایرانی
فرید الدین عطــار نیشابوری در همایش اسرائیل

19 نوامبر 2008

 

  
  

همایش فرهنگی  بزرگداشت عطار نیشابوری در اسرائیل

رفتیم وزما زمانه آشفته بماند
با آن که زسد گهر یکی سفته بماند
افسوس که سد هزار معنی لطیف
از نا اهلی خلق نا گفته بماند !!!!    (عطار نیشابوری)

گروهی از دوستداران فرهنگ شکوهمند ایران ، در یک گرد هم آئی در تالاری در شهر ریشون لتسیون (پیرامون جنوبی شهر تل آویو) همایشی را برای بزرگداشت عطار نیشابوری  سخنور فرزانه ی ایرانی برگزار کردند که شمار فراخوانان به سد تن میرسید.
این گرامیداشت شب گذشته (سه شنبه 28 آبانماه 1387-18 نوامبر2008)، با همت انجمن دوستداران مولانا در اسرائیل برگزار گردید که سازمان ایرانی تباران شهروند اسرائیل نیز در برپائی آن ( به سرپرستی کدبان موسی پور رستمیان وهمکاری آقایان توکلی – قدوسی – بانوان پروین صمیمی –فلورا نبی پور وبهناز کامران) کوشا بودند .
پس از خوش آمد گوئی ، مهندس همایون ابراهیمی ، سرپرست انجمن دوستداران مولانا در پی سخنانی ، زندگی وسلوک سخنور ارجمند نیشابوری را به گونه ای چکیده ، مورد بررسی قرار داد و از جمله گفت:
در بهار سال 1119 از زاد روز مسیح ،  کودکی در روستای کدکن در پیرامون نیشابور ، پای به جهان نهاد که روش چکامه سرائی وچامه نگاری را در گلزار همیشه بهار فرهنگ شکوهمند پارسی دگر گون کرد. نامش محمد و پدرش ابراهیم ، از دارو فروشان  (عطاران) کدکن بود که زندگی بی نیازی را سپری میکردند. این بی نیازی ، راه را برای پیشرفت های روز افزون محمد گشود. او در جوانی برای دانش آموزی به نیشابور کوچ کرد و کار پدر را در پیش گرفت وچون به سرایندگی کشش داشت ، با نام فرید وسپس عطار نیشابوری به سخن سرائی پرداخت:
تا مرغ تو گشت جان عطار
عالم ز حسد به جنگم آید
 دکتر کزازی استاد دانشگاه تهران بر این باور ژرف است که اگر عطار نیشابوری نبود، مولانا هرگز بدان پایه ی بلند در فرهنگ ایران زمین نمی رسید؛ بی گمان عطار یکی از بزرگترین وبرجسته ترین و درخشان ترین چهره های فرهیخته در ادب ایران زمین است.
او دنباله رو روش سنائی و زمینه ساز راهی است که مولانا آنرا تا به اوج درخشش فرهنگ شکوهمند فارسی کشاند. مولانا به سخن عطار دل بسته بود و تا واپسین دم زندگی کتاب الهی نامه ی او را که از عطار هدیه گرفته بود  بر بالین داشت.
عطار هنگام دیدار با مولانا ، که در آنزمان سیزده  ساله بود ، روی به بها ولد پدر فرزانه ی مولانا کرده وگفته بود که این پسر ، دیر یا زود ، آتش به دل سوختگان جهان خواهد ریخت وچه پیش بینی شگرفی .
میگویند که در هنگام جوانی ، روزی درویشی به عطاری او می آید واز او چیزی می خواهد که از پاسخ عطار ، درویش می رنجد ومی پرسد: شما چگونه زندگی می کنید ؟ وعطار از درویش می پرسد: با زندگی من ترا چه کار ، تو چگونه هستی؟ درویش می گوید: من هر هنگام که بخواهم ، خواهم مُرد ؛ وچون عطار می خندد ، سر بر زمین می نهد ومی میرد ... پس از این رویداد شگرف که زندگی عطار را دگرگون میکند .... درویشی را بر می گزیند و پای به بازار صوفیان می نهد :
  جانا حد یث حسنت ، در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت ، در ( صد ) سد زبان نگنجد
آنجا که عاشقا نت ، یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید ، جان در میان نگنجد
دکتر شفیعی کدکنی استاد دانشگاه می نویسد: روش چکامه سرائی در سروده های عطار ، اگر چشم از دیوان کبیر شمس ( شاهکار مولانا ) بپوشیم ، در روانی وآرایش واژه ها بی مانند میشود :
تا بود یک ذره از هستی به جای ،
عشق در خود محو خواهد هر که هست
دیگر از ویژگی ها در کارنامه ی شکوهمند عطار ، میدان داری او در مبارزات کوبنده اش با خرافه فروشان وترفند سازان است که هر هنگام با آرایشی تازه بر تار وپود توده ی مردم رخنه میکنند وبازتابش را فرزانگان میدانند ....... وعطار ، نترس ، با نیش قلم برنده انش بر خشک اندیشان  خرافه فروش میتازد وبانگ خروشش هنوز از کوچه پس کوچه های نیشابور ، دل دوستداران بیشمارش را نوازش میکند :
پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد
خط به دین بر زد و سر بر خط کفار نهاد
خرقه آتش زد و در حلقه ی دین بر سر جمع
خرقه ی سوخته در حلقه ی زنار نهاد
در بُن دیر مغان در بر مشتی اوباش
سر فرو برد وسر اندر پی این کار نهاد
دُرد خمار بنوشید ودل از دست بداد
می خوران ، نعره زنان ، روی به بازار نهاد
دل چو بشناخت که عطار درین راه به سوخت
از پی پیر ، قدم در پی عطار نهاد
با این شیوه ی کوبنده که بر خرافه سازان می تازد ، راهی را هموار میکند تا مبارزان و جویندگان راستین بتوانند در میدان دادخواهی ، سربلند تر از پیش باشند ودمشان گرم ، هم اندیشان راه عطار ، فرزانه ای که شاهنشاه درویشان ( حضرت مولانا ) برایش چنین سروده بود :
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
در همایش فرهنگی شب گذشته، کدبان پور رستمیان در پی سخنانی ، بر پائی همیشگی چنین گرد هم آئی های فرهنگی را برای دگر سخنوران ایران زمین ، خواستار شد و از کارهای ارزنده ی سازمان ایرانی تباران در یاری به نیازمندان سخن گفت.
دکتر یوسف بخیری از انجمن دوستداران مولوی در اسرائیل ، زندگی سخنوران یهودی  فارسی زبان را مورد بر رسی قرار داد  واز میانشان ، سخنوری بنام شاهین ، ومانده هایش را  (که به هزاران بیت سروده میرسد) مورد بر رسی قرار داد ، در پایان  ، در راستای پرسش وپاسخ میهمانان، مهندس همایون ابراهیمی در پاسخ به پرسشی،  کتابخانه ی با شکوه دانشگاه اورشلیم را نمونه آورد که پس از کشور ایران ، گفته می شود که دارای بزرگترین شمار کتابخانه ی فارسی زبان در خاورمیانه است که با کوشش های پیگیر وگسترده ی زنده یاد پروفسورآمنون نتسر و در  دوران شکوفای دوستی ژرف میان دو کشور با فرهنگ ایران واسرائیل ، آن هزاران کتاب خریداری شد و کتابخانه ی با شکوه دانشگاه اورشلیم را بارورتر کرد .

گزارشگر: دالیا کهن امین - اورشلیم


به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه