English
עברית
العربية
همـدمی
   
 
و.ا.خ.ا.     گزارشهای روزانه     تفسیر سیاسی هفته: چه کسانی همانند برف زیر آفتاب سوزان آب خواهند شد

تفسیر سیاسی هفته:
آنانی که همانند برف در آفتاب آب می شوند!

15 نوامبر 2008
خودشان زور می گویند و ستم می کنند و دنیا را به نابودی تهدید می کنند و در منجلاب مشکلات دست و پا می زنند وهم زمان هشدار می دهند که زورگویان به زودی نابود خواهند شد.
  
  

 

همگان در انتظار آغاز دوران ریاست جمهوری باراک اوباما هستند تا شاید گرهی از مشکلات بسیاری که ایالات متحده و جهان با آن روبرو می باشند، گشوده شود. ولی آیا رئیس جمهوری برگزیده می تواند معجزه کند؟ خود او به این پرسش پاسخ منفی داده و پرزیدنت جورج بوش نیز در سخنرانی اخیر خویش تاکید کرد که مشکلات موجود در طول زمان شکل گرفته و امری نیست که بتوان در یک مدت کوتاه آن را از میان برداشت.
ولی برخی حکومت ها و سازمانها گوئی تصمیم دارند به باراک اوباما گوشزد کنند که وقتی وارد کاخ سفید می شود، بداند که آنها اهل صلح و آرامش نیستند و حتی اگر برخلاف راه و رسم خود پیام شادباش برای پیروزی او فرستاده اند، هدف تاکتیکی دارند و دو ماه پیش از آغاز ریاست جمهوری او دوباره موشک هوا می کنند و رزمآیش امنیت داخلی به راه می اندازند و به سازمانهای ترور در غزه دستور می دهند آتشباری به سوی اسرائیل را از سر بگیرند و به حزب الله فرمان می دهند شمشیر خود را دوباره صیقل دهد و سپس در کنفرانس بین الادیان که به سرپرستی سازمان ملل در نیویورک برپا شده و هدف آن نزدیک کردن باورمندان و ایجاد تفاهم و تقویت برادری و همکاری جهانی است، خروش برمی دارند که چرا اسرائیل هم به این همایش دعوت شده- که به ادعای جمهوری اسلامی ایران، اسرائیل علیه فلسطینیان و اعراب و مسلمانان و کل جهان، به ادعای آنها "جنایت" می کند!
از یک سو موشک های کوتاه برد «گراد» به سوی خاک اسرائیل شلیک می کنند تا به نواحی مسکونی در جنوب این کشور اصابت کند و زن و کودک بکشد و زندگی پیر و جوان را مختل سازد و خون به راه اندازد؛ و هنگامی که اسرائیل از خود دفاع می کند و می کوشد مسؤولان حملات موشکی و بمب گذاران در نوار مرزی با غزه را از پای درآورد، داد و فریاد به پا می کنند که «این مسلمانی نیست!»
یک سرباز اسرائیلی را بیش از دو سال پیش به گروگان گرفتند و برای پس دادن او زمین و زمان را مطالبه می کنند و همزمان اعلام می دارند که قصد نابودی اسرائیل را دارند و از مبارزه مسلحانه دست برنخواهند داشت و حکومت ایران هم پشت سرشان ایستاده و مرتبا برایشان پول و اسلحه می فرستد و تشویقشان می کند که بروند و کشته شوند، شهید شوند، چون بهشت در انتظار آنان است!
وقتی آنها به سوی زن و کودک و شهروند اسرائیلی موشک پرتاب می کنند که آنها را بکشند، از دیدگاه آنان، این جنایت نیست و "جنایت" هنگامی است که اسرائیل فردی را که در حال نصب موشک انداز است هدف قرار می دهد و از پای درمی آورد.
ولی دنیا این ترفندها و این ادعاها و این افتراها را می شناسد و می داند و به آن اعتنائی ندارد- گرچه برخی رادیوها و تلویزیون های سرمست از بوی نفت عربی و ایرانی، به این آتش دامن می زنند و کودک اهل غزه را نشان می دهند که به علت قطع برق، شمع در دست دارد و قیافه مظلومش ترحم برمی انگیزد.
پنج ماه اعلام آتش بس موقت کردند و آرامش نسبی در مرز اسرائیل و نوار غزه برقرار بود و آذوقه و مایحتاج به داخل غزه حمل می شد.  ولی چگونه آنها انتظار دارند که حملات موشکی را از سر بگیرند و باز هم بخواهند اسرائیلی بکشند، و هم زمان، اسرائیل همچنان سوخت و برق و آذوقه آنها را تامین کند؟
تصور کنید که در طبقه اول خانه شما همسایه ای دارید که می گوید من موجودیت شما را حاضر نیستم بپذیرم، با شما خیال همسایگی و همپالگی ندارم، می خواهم سر به تنتان نباشد. در اولین فرصت شما را خواهم کشت و سراسر خانه را تصاحب خواهم کرد. آیا شما به چنین همسایه نامهربانی همچنان آب و برق و آذوقه خواهید رساند و دستش را خواهید گرفت و به او کمک خواهید کرد؟ 
عوامل تندروی فلسطینی خواهان نابودی اسرائیل هستند- ولی در عین حال، اسرائیل بیشترین تلاش را به کار گرفته که شاید این همسایگان نامهربان را که رهبرانشان مزدور و فرمانبردار بیگانه شده اند به راه صلح بکشاند.
دوستی می گفت: آیا رهبران حماس در غزه انتظار دارند که اسرائیل به آنان سوخت و برق برساند تا کارگاه های قسام سازی همچنان به کار ادامه دهد و موشک بسازد که اسرائیل را هدف قرار دهد؟ برای همین کار از اسرائیل نفت می طلبند و برق می خواهند؟
حماس و جهاد اسلامی، که هر دو نوکر حکومت ایران شده اند و از آن رژیم پول و اسلحه می گیرند، اکنون چند روزی است با موشک کوتاه برد «گراد» (از نوع کاتیوشاهائی که در اتحاد شوروی طراحی شد و ایران و سوریه مقادیر بسیاری را در اختیار دارند) بر دامنه تعرض افزوده و شهر و بندر «اشکلون» را علاوه بر شهرک «سدروت» هدف قرار می دهند.
آیا اگر یک سازمان ترور خدای ناکرده تهران را موشک باران می کرد، ایران ساکت می نشست؟ چند دیپلمات دون پایه ایران را گروه طالبان در شهر مزار شریف کشت و آنها می خواستند به افغانستان لشگر کشی کنند. وارد خاک عراق شدند و قرارگاه «اشرف» متعلق به «مجاهدین خلق» را هدف موشک و خمپاره قرار دادند. وارد خاک عراق شدند و روستاهای کردنشین شمال را به موشک و خمپاره بستند تا چریکهای «پژاک» را فراری دهند.
نه مجاهدین و نه پژاک خواهان نابودی کشور ایران نیستند، بلکه تنها در پی رسیدن به حقوق سیاسی هستند، و این در حالی که حماس و جهاد و دیگر سازمانهای ترور فلسطینی و عربی و اسلامی، نفس موجودیت اسرائیل را هدف گرفته اند.
آیا اسرائیل حق ندارد در برابر کسانی که مردم شهرها و آبادی های آن را زیر ضربات راکتی و موشکی می گیرند تا آنها را به قتل برسانند، به اقدام لازم دست بزند؟
آنها خودشان خوب احساس می کنند که زمین زیر پایشان می لرزد. نه تنها جامعه جهانی آنها را طرد و منزوی کرده، و رئیس جمهوری آینده ایالات متحده نیز ممکن است آنان را سخت زیر فشار قرار دهد، و پشتشان به دیوار است و راه گریز ندارند، بلکه در داخل ایران نیز مردم ذله شده اند و دیگر حاضر نیستند وضع موجود را تحمل کنند.
رئیس جمهوریشان فردی دچار اختلال شدید روانی است که هم هذیان می گوید و هم دروغ پشت سر هم  قطار می کند. هم دچار خواب و خیال شده و هم تصور می کند که مردم قدرت درک ندارند و می توان هر دروغی را به آنها تحویل داد.
در دیدار از مازندران ادعا کرده می گوید: «همان گونه که باعث فروپاشی اتحاد شوروی شدیم، اکنون قدرت استکبار آمریکا را نیز فرو می پاشیم»، و می گوید:« قدرتهای زورگو مانند برف در حال ذوب شدن هستند و در مقابل نام جمهوری اسلامی ایران در دنیا طنین انداز شده و امید و نگاه ملت های جهان به ایران است».
اشاره اش به بحران اقتصادی جهان است احتمالا، که نه تنها آمریکا و اروپا را دربرگرفته، بلکه چین و روسیه و ژاپن و ایران و اسرائیل و دیگر ممالک آسیائی و آفریقائی و ملت های پنج قاره جهان را نیز شامل می گردد. ضربۀ آن در خود ایران روز به روز قوی تر احساس می شود. همین آیت الله احمد جنتی بود که هفته پیش گفت: «نباید از این بحران جهانی ابراز خرسندی و احساس غرور کنیم» و روزنامه جمهوری اسلامی و کیهان تهران هم هشدار دادند که این بحران دامن حکومت ایران را نیز گرفته و می گیرد.
منظورش از دولت های زورگو کیست؟ خود حکومت اسلامی ایران؟
خود این حکومت است که می خواهد با بمب اتمی و موشک های دورپرواز و سازمانهای ترور که برپا کرده و گروههای خونریز و آدمکش که به آنها پول و اسلحه می رساند، دنیا را به خون و آتش بکشد.
کی زور می گوید؟
حکومت ایران است که زور می گوید: نه تنها تهدید می کند که اسرائیل نابود خواهد شد و اروپا فرو خواهد پاشید و آمریکا ذوب خواهد شد، بلکه به مردم ایران زور می گوید و رژیم سرکوب برپا کرده و زندانها را از میهن پرستان و آزادیخواهان مملو ساخته و دهها هزار مامور مسلح خود را زیر عنوان "رزمآیش امنیت" به خیابانها می آورد و قدرت نمائی می کند و خود فرمانده نیروها اذعان دارد که این زور بازو نشان دادن به هدف ترساندن مخالفان و مردم است.
آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورها از بحران اقتصادی کنونی سربلند بیرون خواهند آمد و مشکلات خود را بالاخره حل خواهند کرد، همانگونه که درگذشته توانسته اند بحرانهای اقتصادی را پشت سر گذارند.
حکومت ایران است که عزا گرفته اگر بهای نفت از بشکه ای 60 دلار ارزان تر شود چه خاکی به سر خود بریزد و چگونه به وعده هائی که به حکومت های زورگو و سرکوبگری چون سوریه و ونزوئلا و غیره داده است عمل کند؟
به همآیش جهانی تفاهم ادیان نظر بیافکنید و ببینید که رهبران جهان چه استقبال گرمی از رئیس جمهوری اسرائیل و وزیر امور خارجه این کشور کردند و چه احترامی به آنها گذاشتند. رهبران چند کشور عرب و در راس آن عربستان سعودی، که رهبر دینی جهان اهل تسنن محسوب می شود که 90 درصد از مسلمانان جهان را شامل می گردد، به شنیدن نطق مسالمت آمیز و صلح طلبانه رئیس جمهوری اسرائیل نشستند.
از حکومت اسلامی ایران در این کنفرانس چه استقبالی شد؟ همه، فتنه گریهای این رژیم را محکوم دانستند و آن را نکوهش کردند و خواستار شدند از آزار اقلیت های دینی دست بردارد و برنامه های اتمی را کنار گذارد و حمایت از گروههای ترور را متوقف سازد. حکومت ایران آن قدر منزوی و تنها مانده بود که فقط نماینده آن در سازمان ملل در این همآیش مهم و جهانی به هدف ایجاد تفاهم بین ادیان شرکت کرد.
پس، کدام رژیم مانند برف در آفتاب سوزان آب می شود و فرو می ریزد و کدام نظام ها هستند که از بحران سربلند بیرون می آیند و راه پیشرفت را ادامه می دهند و نیک بختی شهروندان خود و آرامش منطقه ای و صلح جهانی را تقویت می کنند؟
تصور می کنند که صحنه سیاست بین المللی چاله میدان تهران است که وسط آن بایستند و عربده کشی کنند و آمد و شد کنندگان را بترسانند و برانند!
با این کرکری خواندن ها که نمی توان مملکت را اداره کرد و یا به پیروزی رسید!
آیا قدرت درک این واقعیت ساده را ندارند؟

نوشتۀ: منشه امیر - اورشلیم  
پانزدهم نوامبر2008
برگرفته از: رادیو اسرائیل


به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه