خالد مشعل در پاسخ به این پرسش که در صورت تعرض احتمالی اسرائیل به ایران چه خواهید کرد، پاسخ داد: «برای شما دعا خواهیم کرد، هراس نداشته باشید. ایران قادر است با قوت و قدرتمند از خود دفاع کند. امت اسلامی در رویارویی با دشمنان یک پیکر واحد است». در این هنگام، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران که در کنار مشعل نشسته بود، گفت: «ما از طرف دانشجویان ایرانی می گوییم اسرائیل هیچ وقت چنین غلطی نمی تواند بکند و اگر چنین غلطی بکند کل اسرائیل را منهدم می کنیم». خالد مشعل با خنده گفت: «ولی اگر اسرائیل را منهدم کنید، آن را بر سر ما خراب خواهید کرد».
سه سال پیش حدود یکماه بعد از انتخاباتی که در فلسطین برگزار شد و پیروزی قاطع حماس در این انتخابات ، خالد مشعل رییس دفتر سیاسی جنبش حماس به ایران آمد و در دانشگاه تهران سخنرانی و پرسش و پاسخی داشت. یکی از جملات ماندگار که در این پرسش و پاسخ ایراد شد، همین جملات بالا بود. آن روز همه ما نوشتیم که حماس قرار نیست با طناب ایران وارد چاه شود و این از نشانه هایش است. چه خوشمان می آمد و چه نمی آمد خالد مشعل جایی دم از حمایت از ایران نزد و آن روز سوالی بزرگ برای بسیاری بود.
با این اوصاف و با این نوع نگاه، امروز در جنایتی که در غزه اتفاق افتاده تکلیف ما چیست؟ بدون شک کشتار و فاجعه انسانی و به شهادت رسیدن تعداد بی شماری زن ، کودک و افراد غیر نظامی آنقدر درداور هست که هر بنی بشری را دل آزارد و در محکومیت این فاجعه داد سخن دهد. حتی اگر بحث های منطقی و درستی مثل این را در نظر بگیریم، با این تصور که این خواست خود مردم فلسطین بوده نباید حکم به قصور حماس داد. هرچند نمی دانم آیا آن کودکی که آن روز در خون غلتید نیز فرصت انتخاب را داشته است یا نه؟!
*****
اما چند روز است در حال رصد کردن عکس العمل های افراد و گروه های مختلف در قبال این حادثه هستم. فعلا رگ گردن بسیاری آنقدر متورم شده که نمی شود با ایشان حتی حرفی زد. عده ای از سر خشم و انزجار داد مبارزه و جنگ سر می دهند. شک دارم از میان همین جمع با تعصب هم به تمامی علاقمند برای جنگ واقعی بیابیم. فتح سفارت و خشونت با پلیس و تحصن در یک مکان بیشتر به سرگرمی می ماند که از عهده هر کس بر می آید. خصوصا اگر شور و هیجان یک عمل جمعی هم ادم را بگیرد. فکر نکنم خیلی کار سختی باشد مسافرت به لبنان یا حتی سفر به سوریه و از آنجا لبنان. کسی که طالب جنگ و عملیات استشهادی است به راحتی می تواند سفر کند. فرودگاه بستن و تحصن هم ندارد. اگر غرض مقاومت است، راهش باز است. اگر غرض جنگ افروزی و وارد کردن مستقیم ایران به این جنگ است، حاشا که حتی همین جماعت هم به تمامی مقتدرانه بایستد و حاضر به جنگیدن شود.
نکته دیگری را نیز نمی فهمم. اگر انتقاد از روش حماس در مقابله با اسرائیل جرم است و علیه منافع ملی قلمداد می شود، آیا داشتن ارتباط با انگلیس و مصر و اردن و … از مصالح و منافع ملی ما نبوده است؟ آیا به آتش کشیدن پاسگاه نیروی انتظامی و اختلال در نظم این منافع را تهدید نمی کند؟ اگر قرار است با هر منتقدی به شکل حذفی برخورد شود و روزنامه ای توقیف گردد، بدون شک نباید عکس العمل های این جماعت خشمگین و پرهیجان مورد تایید باشد. ظاهرا هم قرار است نیروی انتظامی به مقابله شان برود. اما حضور وزیر و وکیل در جمع این افراد که منافع ملی به رسمیت شناخته شده در سطح نظام را زیر سوال برده اند، چه معنی دارد؟ آیا ماجرا یک بام و دو هوا نیست؟
نوشتۀ: سمیه توحید لو- تهران
برگرفته از: در ساحل سلامت
مقاله کامل را در اینجا بخوانید
