همـدمی
   
 
صفحه نخست     آئین یهود     گفتار سی و پنجم - کتاب اندرزهای حکمای یهود

گفتارسی وپنجم: کتاب «اندرزهای مشایخ» نمونه ارزنده ای
ازاندیشه های حکیمان یهود به هدف بهزیستی آدمیان است

5 مارس 2010

حکیمان یهود در نوشتارهای خود هرگز از کشتار و یا ستیز با دیگران سخن نمی گویند، بلکه مردمان را به همزیستی و عدالت می خوانند.

  
  

 

یکی از گنجینه های اخلاقی و دینی و ادبی ملت یهود کتاب کوچکی است که "اندرز مشایخ" و یا "گفتار پدران" نامیده می شود و نام عبری آن פרקי אבות Pirkey Avot است. این کتاب یکی از ملحقات کتاب "میشنا" محسوب می شود که در اواخر دوران بیت المقدس دوم تدوین شده است. بزرگان قوم یهود و مشایخ آن هر یک پند و اندرزهای گهرباری بیان کرده اند که در تمام قرون و اعصار همانند چراغ پر فروغی فرا راه زندگی بشر بوده و می باشد. این کتاب شامل شش فصل است و اندرزهای خردمندانه ای را در بر گرفته است.  خواهیم کوشید در این گفتار کوتاه، گزیده هائی از هر فصل این گنجینه را به عنوان نمونه در اختیار کاربران بگذاریم

 

گزیده هائی از فصل اول:

در مطلع کتاب "اندرز مشایخ" چنین آمده است: «موسی توراة را از کوه سینا دریافت کرد و آنرا به یهوشوع سپرد و یهوشوع به مشایخ و مشایخ به انبیاء و انبیاء آن را به اعضای شورای کبیر سپرد».

به این سه مطلب توجه کنید: «در قضاوت عجله نکنید، سعی کنید دانش پژوهان بسیار تربیت کنید و برای پایدار ماندن دستورات توراه حفاظی برپا سازید». (فصل اول آیه اول)

 «دنیا بر سه پایه استوار است: برپایه دانش، برپایه کار و کوشش و برپایه احسان و مردم داری». (فصل اول آیه دو) .

«خانه ات میعادگاه جویندگان دانش باشد، خاک پای آنها را توتیای چشم کن و کلام آنها را با تشنگی و ولع بنوش» . (فصل اول آیه 4 )

«از همسایه بد دوری جوئید و به شروران نپیوندید، و اگر بلائی نازل شد ناامید نشوید» (فصل اول آیه 7 ).

«بکوشید از شاگردان حضرت هارون باشید، صلح را پاس بدارید و آن را پی گیرید. همنوع خویش را دوست بدارید و آنها را به طریق علم و دانش و توراه نزدیک کنید». (فصل اول آیه 12 )

هیلل (اندیشمند بزرگ یهود) می گوید: «اگر من به فکر خویش نباشم، چه کسی دلسوز من خواهد بود و اگر برای خود تلاش نکنم، چه کسی برایم کوشش خواهد کرد و اگر امروز نباشد، پس چه هنگام؟ » (فصل اول آیه 14). این پند و اندرز، همان ضرب المثل ایرانی را به یاد می آورد که می گوید: «کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من».

گزیده ای از فصل دوم:

«همواره به سه مطلب توجه کنید تا دچار گناه و لغزش نشوید: از خود بپرسید بالای سر شما کیست؟ چشمانی بینا و گوشی شنوا بر شما ناظر است و بدانید که همه اعمال شما در کتاب یادبود زندگیتان ثبت خواهد شد» (فصل دوم آیه اول) 

«فراگیری دانش توراة، توامان با ادب و تواضع امری نیکوست؛ زیرا این دو با هم انسان را از ارتکاب به گناه دور می سازد. دانشی که با عمل توام نباشد، در نهایت بی فایده خواهد بود (فصل 2 آیه 2)

هیلل (اندیشمند بزرگ دوران) می گوید: «خود را از جامعه جدا مکن. هرگز، حتی تا لحظه مرگ، به خود مطمئن مباش که اشتباه نمی کنی. هرگز درباره کسی قضاوت مکن مگر اینکه خود را در وضع و حال او بپنداری و خویش را جای او گذاری. مطلبی را که می خواهی همچنان پنهان بماند برای کسی بازگو مکن، زیرا بالاخره فاش خواهد شد.  کار امروز را به فردا مگذار و مگو آنگاه که فرصتی یابم آن را به انجام خواهم رساند، زیرا ممکن است هرگز فرصت آن را دوباره نیابی» (باب دوم آیه 4 )

اندرز دیگری در این کتاب وجود دارد که یک ضرب المثل ایرانی را به طور کامل به یاد می آورد و این چنین می توان آن را ترجمه کرد: «هیلل جمجمه ای بر روی آب بدید و گفت: ای کشته که را کشتی که خود کشته شدی زار ، تا باز شود کشته آنکه ترا کشت». (باب دوم آیه 7 )

ربی الیعزر می گوید: «احترام به دوست همانا احترام به خویشتن است. هرگز زود رنج و عصبانی مشو. یک روز پیش از آن که چشم از جهان بربندی به سوی پروردگار دوباره روی آور. همواره قلب خود را بار نور دانش اندیشمندان روشن نگاه دار. اما هوشیار باش اخگر غضب آنان تو را نسوزاند. چون گفته آنها چون اخگر و آتش است. (فصل دوم آیه 15 ) .

 

گزیده ای از فصل سوم:

عقیبا بن مهلائل (اندیشمند یهودی) می گوید: «همواره به سه مطلب توجه داشته باش تا هرگز دچار خطا نشوی: بدان که از کجا آمده ای و به کجا می روی و بالاخره در پیشگاه چه کس باید حساب و کتاب پس دهی» (فصل 3- آیه 1 )

ربی حنینا بن حخنییا می گوید: «کسی که زندگی را به شب زنده داری می گذراند و راه تک روی در پیش می گیرد و قلبش او را به دنبال هوا و هوس و شهوات باطل می کشاند، خویشتن را دچار خطر می سازد». (فصل 2 پایانی آیه 4)

ربی حنینا دوسا می گوید: «هر آن که کردارش از دانش او فزون تر است، دانش او پایدار می ماند؛ لکن کسی که دانش او از اعمالش بیشتر است، دانسته های او پایدار نمی ماند. کسی که آفریدگان خدا از او راضی باشند، پروردگار نیز از او خشنود خواهد بود» (فصل 3 آیه 13) .

ربی عقیبا می گوید: «انسان حبیب است چون به شمیله خداوند خلق شده است و محبوبیت او بیشتر خواهد بود اگر بر این امر واقف باشد» (فصل 3 – آیه 18)

 

فرازهائی از فصل چهارم :

بن زوما (از اندیشمندان دیگر یهود) می گوید: «دانا کیست؟ دانا کسی است که از هر انسانی دیگر مطلبی و کلامی بیاموزد. پهلوان کیست؟ آن کس غرائز خویش را مهار کند. دارا کیست؟ آن کسی است که به آن چه دارد قناعت می کند و از آن دلشاد است. محترم کیست؟ آنی است که خود به دیگران احترام گذارد». (فصل 4- آیه 1)

ربی لوی تاس اندیشمند یهودی اهل "یاونه" می گوید: «هر آن چه می توانی تواضع داشته باش، زیرا عاقبت هر آدمی تبدیل شدن به کرم و مور است» (فصل 4 – آیه 4)

ربی صادق می گوید: «در جامعه، خود را از دیگران جدا مدان- هرگز مدعی العموم همه انسان ها مباش، علم و دانش را وسیله کبر و غرور قرار مده، و مذهب را به چاهی به هدف به دام انداختن دیگران مبدل مساز» (فصل 4- آیه 7) .

ربی یوحانان پینه دوز می گوید: هر مجمعی که برای رضای خدا تشکیل شود پایدار می ماند و اگر برای رضای خدا نباشد بالاخره از بین می رود (فصل 4 آیه 14)

شموئیل قاطان می گوید: «در شکست دشمن شاد مباش و هنگامی که لغزش پیدا می کند قلبت را خوش مدار، مبادا خداوند آنرا دیده و خشم خود را از او بردارد». (فصل 4 آیه 24 )

 

اندرزهائی از فصل پنجم:

«چهار نوع خصلت در میان آدمیان دیده می شود: کسی که زود خشمگین می شود و زود خشمش فروکش می کند، سود این یک به زیان آن یک نمی ارزد؛ آن کس که دیرخشم است ولی دیر هم خشم او فروکش می کند، باز هم سودش به زیانش نمی ارزد؛ انسانی که به ندرت خشمگین می گردد و به آسانی و زود خشمش فرو می نشیند، فردی نیک بخت است و در شمار صالحان؛ ولی آن یک که به سرعت خشمگین می گردد و به سختی و دیر آتش خشم او فروکش می کند، فردی نگون بخت و در شمار شروران است» (فصل 5 – آیه 12) .

«هر دوستی و عشقی که به خاطر چیزی یا مطلبی باشد، هنگامی که آن چیز و یا آن مطلب منتفی شد، آن عشق و دوستی نیز از میان خواهد رفت؛ ولی اگر مهر و دوستی بی توقع و نامشروط باشد پایدار خواهد ماند» (فصل 5 – آیه 17)

یهودا بن تیما می گوید: «برای فرمان خداوند خالقت مانند پلنگ چابک و چون عقاب تیز پرواز و همانند آهو گریز پا و بسان شیر قوی باش» (فصل 5 آیه 12)

 

اندیشه هائی از فصل ششم:

«هر کس از فردی موضوع یا مطلبی را فرا گرفت که حتی یک سطر و یا یک کلمه باشد، باید به او احترام گذارد، همان گونه که حضرت داوود با آن که از احیتوفل تنها سه نکته فرا گرفته بود، باز هم تمام عمر او را استاد خویش و معلم و مربی خود می دانست» (فصل 6 آیه 3)

شیمعون بن یوحانان می گوید: «بهره مندی از زیبائی و قدرت و درایت و ثروت ، به سن پیری رسیدن و داشتن فرزندان خوب، نعماتی درخور عادلان است» (فصل 6 آیه 8)

ربی یوسه بن قیصها تعریف کرده می گوید: روزی در طریقی گام بر می داشتم. شخصی به من رسید و پرسید استاد از کجا آمده ای؟ گفتم از شهر بزرگ حکیمان و کاتبان. روی کرده گفت، اگر اراده کرده، در شهر ما اقامت ورزید و با ما همدم شوید، هزاران دینار طلا و جواهرات گرانبها نثار شما خواهیم کرد. در پاسخ گفتم: اگر تمامی طلا و جواهرات عالم را به من ارزانی دارید، در مکانی که علم و دانش در آن ساکن نباشد رحل اقامت نخواهم افکند». (فصل 6 آیه 9 ).

 این بود نمونه های کوچکی از پند و اندرزهای مشایخ یهود که در کتاب پیرقه آوت (פרקי אבות)  آمده است باشد تا آدمیان آنها را فرا گرفته و آویزه گوش خویش سازند و قدر ویژگی های آئین یهود را بدانند و به پاکی و نکوکاری زیست کنند.


نوشتۀ: هاراو (حاخام) یدیدیا اذراحیان - نیویورک

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه