همـدمی
   
 
صفحه نخست     ایران باستان     خواستند به نوروز ایرانیان رنگ اسلامی بزنند ولی نتوانستند

نوروز را ایـران ستیزان می خواستند منسوخ کنند،
اما ایرانیان همچنان درحفظ آئین باستان میکوشند

22 مارس 2010

از آنجا که نمی تواند نوروز ایرانی را حذف کنند، کوشیدند به آن رنگ اسلامی بزنند، که نتوانستند.

  
  

 

فردوسی نامدار و پاسدار سخن  پارسی در اثر جاودانه و یگانه اش شاهنامه می فرماید:
جمشید شاه از پادشاهان کیانی ِ ایرانی، پس از کیومرث شاه، هوشنگ شاه و تهمورث شاه است که برای سر و سامان و سازمان دادن به کشور و برقرار کردن نظم و نظام در جامعه و تربیت مردم، کوشش های ِ جانانه و خردمندانه ی فراوان کرد.
هم او بود که با هوش و هنگ ِ خرد مندانه اش، مردمان ِ سرزمین ایران را به چهار طبقه تقسیم کرد:
ا – آموزان ( آموزگاران )
2 – نیساران ( لشکریان )
3 – نسودیان ( کشاورزان ) و
4 –اهنو خویشان ( پیشه وران )
جمشید شاه نخستین کسی بود که تقسیم کار را در جامعه باب کرد تا تحت آن، هر کسی متناسب با توانایی و استعدادش بتواند باری از ارابه تکامل ِ جامعه را بدوش بکشد.
نخست آلت جنگ را دست برد
در نام جستن به گردان سپرد
به فرّ کیی نرم کرد آهنا
چو خُود و زره کرد و چون جوشنا
الی آخر
آری، این جمشید شاه بود که کشاورزی و ساختن آلات و ابزار جنگی و خانگی را به مردم آموزش داد. از معادن ِ کانی، فلزات را جهت ساختن ابزار استخراج کرد. از گیاهان دارویی، دارو ساخت و در امر پزشکی برای مداوای بیماران از این داروها سود جست.
از برکت این نوآوری و پیشرفت، رفاه و سلامتی را در جای جای  جان ِِ جامعه گسترش داد و امنیت اجتماعی را در مدار ِ بالا بلند ِ زندگانی ِ مردم تثبیت کرد.
پس از فراغت از این نوآوری و رفاه و امنیت اجتماعی بود که خود را برای جشنی فراگیر و شادی آفرین آماده کرد:

همه کردنی ها چو آمد به جای
ز جای مهی برتر آورد پای
به فرّ کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو بر داشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرو مانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
 چنین جشن فرّخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار 

      


همانطوریکه ملاحظه می کنیم این یادگار ِ خجسته و میمون، از روزگار ِ جمشید شاه به ما به ارث رسیده است. و تا امروز - نوروز- این سنت دیرینه و دیرپای علی رغم هجوم و شبیخون ِ بیگانگان و بیابان گردان در کشتار ملت و ویرانی ایران و سوزاندن کتابها و کتاب خانه ها و آثار ذیقیمت فرهنگی نتوانسته اند نام و نشان این مردم را با سنت های پایدارشان از صفحه روزگار بزدایند.
کف آلوده دهنان در طول تاریخ ِ اشغال گری شان، نعره های شوم ِ محو ِ سنن ِ زندگی ساز و شادی آفرین ایران را، چون چهارشنبه سوری و نوروز و سده و مهرگان، نفیر کشیدند. اما به کوری چشم این ضد سُرور و سورچرانی و شادی و شادمانی و شادخواری و شادکامی، این سنن باستانی و ملی هر بار سمندروار از خاکستر ِ آتش برخاسته و آتش به هستی جانوران ِ دد منش ِ به ظاهر ایرانی ِ آدم نما زدند.
و آنانی که نتوانستند بر این سنت های دیرپای و دیرزی و شادمانی آفرین پبروز آیند، آنها را به مرام چرکین و ننگین خود آلودند تا آن را از محتوی تهی کنند.
پرچمدار این رجاله گان تاریخ ملا محمد باقر مجلسی است که در کتاب " سماء و العالم " ادعا کرده نوشت:
 «باز از امام جعفر صادق و سلمان فارسی نقل شده است که " آدم در آغاز فروردین آفریده شده و آن روز فرخنده ای است برای طلب ِ حاجات و برآورده شدن آرزوها و زناشویی و مسافرت "».
همه این ترفندها جهت فراهم آوردن شرایطی بود که با نهادینه کردن تاریخ اسلام و مربوط دانستن نوروز به آن، این روز همیشه ایرانی را رفته رفته به نام کسانی کنند که ذاتاً با نوروز بیگانه و ضد آن بودند و هستند.
اگر تا دیروز تشخیص درستی این سخن، سخت و دشوار بود، امروز اما با به قدرت رسیدن سرکردگان ِ تاریک خانه تاریخ، آنها پروایی ندارند که بگویند این روز ملی را حذف کنید و جای آن تولد جعفر بن محمد و یا دیگران را بگذارید. بطوریکه روزنامه وابسته به بیت رهبر" معظم " در این باره نوشت:
 
 "نوروز عامل سرسام و مصیبت مردم است"
اين ارگان خبري متعلق به خامنه اي ، كه گويي مرگ رژيم اسلامي را در نوروز و مراسم نوروزي از جمله چهارشنبه سوري ، مي بيند در مقاله ای با عنوان بالا نوشت "اگر تعطيلات نوروز حذف شوند، هم به اقتصاد كشور كمك مي شود، هم از افت تحصيلي دانش آموزان كاسته مي شود و هم خانواده ها و مردم از سرسام گرفتن و مصيبت نجات مي يابند."
ياد آوري مي شود که همين روزنامه حكومتي ، ضمن انتشار خبري ، از حذف تعطيلات نوروزي توسط نمايندگان مجلس شورای اسلامی خبر داد و ضمن ابراز خشنودي از آن " از جايگزين شدن تعطيلات مذهبي همچون ” ميلاد امام جعفر صادق “ بنيان گذار مذهب شيعه به جای تعطيلات ملي حمايت کرده بود.        
***
میزان ویرانگری و تخریب هویت و فرهنگ و سنن ایران و ایرانی به حدی بود که نیاکانمان را وا داشت برای حفظ آثار باقی مانده از دوران مجد و شکوه ایران و ایرانی از تعرض بیانگردان و راهزنان ضد آبادی و شادمانی، آنها را با نام های وارداتی ِ عرب بیامیزند.
چنانکه تاریخ گواهی می دهد، سعدابن ابی وقاص پس از وارد شدن به تیسفون، "فرمان داد تا در شهر مسجدی بسازند و از آن پس به جای آتشگاه و باژ و برسم و زمزمه در این شهر بزرگ که سالها مرکز موبدان و مغان بود، جز بانگ اذان و تهلیل و تسبیح چیزی شنیده نشود".
هر چند چنین تصمیمی سبب ساز حفاظت از میراث فرهنگی گشت، اما چنین رنگ و لعابی به این ارزش ها در درازمدت باعث گردید که جدا سازی بسیاری از سنن ملی ایرانی از سنن بیگانگان دچار مشکل شود.
مثلاً برای حفظ آرامگاه کورش آن را قبر ِ ام النسا و یا مقبره مادر سلیمان خواندند و یا آتشکده آذرگشسب و تخت جمشید را تخت سلیمان نامیدند. بطوریکه در تغییر این نام ها به قدری افراط شد که در قرن چهارم نویسندگانی چون ابن حوقل در کتاب "صورت الارض" و استخری در "مسالک و الممالک" و در قرن پنجم ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه عن القرون الخالیه" و ابن بلخی در "فارسنامه" و محمد بن محمود بن احمد طوسی در کتاب "عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات" خود را مجبور دیدند که انتساب تخت جمشید را به سلیمان تکذیب کنند.

توضیح:
یکی کردن جمشید  و سلیمان پس از حمله اعراب بی علت نبوده است. زیرا جمشید و سلیمان هر دو شاه و پیغمبر بودند. هر دو تخت جواهر نشان ساختند. هر دو کارهای خارق العاده انجام دادند. هر دو به آسمان رفتند. منتها تخت جمشید را دیوان به دوش کشیدند و قالیچه سلیمان را باد به حرکت در آورد. هر دو از قدرتی که منشاء خدایی داشت، بهره مند بودند. هر دو بعداً از لطف خدا دور شدند.
یکی به سبب غرور و خوردن گوشت و دیگری به سبب ازدواج با دختران غیر سامی و بی عدالتی.
بنابر آنچه در بالا آمد، ایرانیان با نبوغ فکری برای حفظ آثار باستانی و ملی و پاسداری از میراث فرهنگی با چنین شگردهایی توانستند آنها را حفظ کنند.

نوشتۀ: دکتر احمد پناهنده - آلمان

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه