همـدمی
   
 
صفحه نخست     دیـــــد گـــــــاه     دیدگاه: ابطال کل رژیم باید هدف مردم ایران باشد

«خواست واقعی ملت ایران،نه ابطال نتایج آراء و
برگزاری انتخابات جدید، که ابطال کل رژیم است»

26 ژوئن 2009

 

  
  

 

ایران ِ همه ی جانان و ملت ِ سزاوار ِ بزرگی و آزادگی ِ آن - این روزها - برای پاک کردن ِ غبار ِ لجن آلود ِ جمهوری اسلامی که روشنفکران ِ دیروزی، بر نسل ِ همروزگار ِ خود و نسل های امروزی تحمیل کرده بودند، می روند تا به قیمت ِ جان ِ جوانشان، پرچم ِ شرف ِ ایستادگی را در سراسر ِ بی کرانسرای ِ ایرانزمین به اهتزاز در آورند.
می روند تا غرور ِ شکسته شده ی ایرانی را با پس گردنی ِ جانانه به جمهوری اسلامی، در همه سویش باز یابند و سربلندی ِ غرور آفرین و شادمانی گستر ِ خود را بر بام ِ جهان ترانه بخوانند.
و چقدر دردناک و ای بسا توهین به این برپا دارندگان ِ عزت و شرف ایرانی است که خواسته هایشان را در حد ِ ابطال " انتخابات " تقلیل می دهند.
در حالی که مردم ِ دلیر ایرانزمین هر روز رساتر از روز قبل، فریاد ِ ابطال جمهوری اسلامی را آواز می دهند.
نه نه اصلن قرار نبود سازمان دهندگان ِ اولیه ی این جنبش، چنین روزی را با چشم ببینند. بلکه آنها می خواستند یک بار ِ دیگر " دوم خرداد " را تکرار کنند و مردم ایران را حداقل هشت سال ِ دیگر در خود بمیرانند.
اما یک خبط ِ بزرگ ِ ولی فقیه و شورای نگهبان به یاری مردم ِ بیزار از جمهوری اسلامی، در تمامیتش آمد تا خشم و درد ِ فرو خفته ی سالیان خود را در شرایط آماده شده فریاد بزنند.
و چنین فریادی بود که لرزه به ارکان ِ تمامیت ِ جمهوری اسلامی آورد و بسیارانی را که سرنوشت ِ خودشان را به سرنوشت ِ جمهوری اسلامی گره زده بودند، زبان در کام قفل کرد و آهسته آهسته صحنه را ترک گفتند.
و مطمئن باشیم در روزهای ِ بحرانی تر ِ در پیش، افراد دیگری هم که امروز در صحنه هستند، میدان را ترک خواهند کرد. زیرا هنوز با جمهوری اسلامی در تمامیتش، حسابشان را صفر صفر نکرده اند.
در واقع این جنبش ِ غرور آفرین مثل قطاری است که در آغاز، هر یک بنا به منفعتی که در آن می بیند، سوارش می شود و آنجا که در مسیرش، منافعش را زیر می گیرد، پیاده می شود.
پایان ِ مسیر ِ قطار ِ جنبش، نقطه ای است که از جمهوری اسلامی عبور می کند و این نقطه خواست اکثریت مردم ایران است.
و خوشا به حال آن کسانی که همراه ِ این قطار ِ جنبش، فکرن، جسمن، قلبن و . . . همراه می شوند و ای کاش آقای موسوی بتواند تا ایستگاه ِ آخر ِ جنبش که همانا سرنگونی جمهوری اسلامی است، با مردم همراه بماند.
 بی گفتگو امروز هر ایرانی به دور از هرگونه منافع ِ گروهی و تحمیل ایده و نظرش به دیگران، باید در کنار مردم قرار بگیرد و همراه جنبش تا سرنگونی جمهوری اسلامی که خواست و آرزوی اکثریت ملت بزرگ ایران است، از هیچ کوششی فروگذار نکند.
امروز شعار نباید روی ابطال " انتخابات " متمرکز شود. زیرا دیری است که جمهوری اسلامی خط ِ بطلان بر هر گونه آرای مردم کشیده است و بدون هرگونه کتمانی بر آرای مردم تُف انداخته است.
از طرف دیگر پا فشاری بر روی ابطال " انتخابات " در واقع به نوعی، تایید همین رژیم است که برای آرای مردم پشیزی ارزش قائل نیست.
زیرا همین " انتخابات " برگزار شده و میزان رایی که به حساب ِ جمهوری اسلامی ریخته شده است، از اساس، از هیچ مشروعیتی برخوردار نیست.
زیرا این " انتخابات " در نظامی برگزار شده است که خود و تمامی نهادهای زیر ِ مجموعه اش از مشروعیت ِ مردمی و پرنسیب های ِ جهانی و دموکراسی خواهی برخوردار نیست.
در واقع این بازی ِ غلط ِ " انتخابات " که هر بار برای بزک کردن چهره ی جمهوری اسلامی، در مجامع جهانی برگزار می شود، مشروعیت بخشیدن به جمهوری اسلامی در سرکوب ِ داخلی و بحران سازی در بیرون از مرزهای ایران است.
زیرا قوانین بازی ِ " انتخابات "- در همه سویش - غلط و به نفع جمهوری اسلامی است و چون این بازی با قوانین غلط برگزار می شود، شرکت کنندگان، دانسته یا ندانسته، با شرکت ِ خود در این بازی، در واقع به نوعی به این قوانین و بازی ِ غلط مشروعیت می دهند.
 و این در حالی است که همه ی این چهار کاندیدا برای احراز ریاست جمهوری، از صافی ِ شورای نگهبان رد شدند و به عبارت دیگر از عاشقان و دلباختگان ِ همین جمهوری اسلامی هستند.
می گویید نه؟
می گویم به کارنامه ی همه ی این چهار کاندیدا از آغاز ِ تشکیل جمهوری اسلامی تا به امروز نگاه کنید.
مطمئن باشیم که اگر انحصار طلبی، تنگ نظری و خبط ِ پر رنگ ِ ولی فقیه و شورای نگهبان نبود، امروز یکی از دو کاندیدای ِ به اصطلاح اصلاح طلب بر سریر ریاست جمهوری تکیه می زد و ملت ایران را، حداقل چهار سال دیگر از شور و شوق به رهایی، از ایلغار آخوندها تهی می کرد.
می گویید نه؟
می گویم پرونده ی دوران هشت ساله ی خاتمی پیش ِ چشمان همگی ما باز است و دیدیم که ایشان حتی با داشتن حمایت ِ همه جانبه ی ِ مجلس اسلامی و شورای شهر نتوانست گامی به جلو بر دارد و عاقبت اقرار کرد که شخص رئیس جمهوری در نظام اسلامی ِ آخوندها، فقط یک تدارکاتچی است.
با این توضیحات نتیجه گرفته می شود که شعار ابطال " انتخابات " در این شرایط ِ پختگی ِ جنبش، شعاری نا کار آمد است و در صورت موفقیت ِ این شعار، بخش ِ دیگر ِ همین جمهوری اسلامی را به قدرت می رساند که کارنامه شان اگر نگوییم بدتر، بهتر از طرف مقابل نیست.
شعار مرحله ای چه باید باشد؟
امروز باید شعار ِ جنبش، خود را از ابطال "انتخابات" بیرون بکشد و با تمامی نیرو، حول ِ ابطال جمهوری اسلامی متمرکز شود و سرنگونی ِ تمامیت ِ آن را فریاد بکشد. زیرا این شعار، راه ِ هر گونه سازش و بازگشت به جمهوری اسلامی را در شکل های دیگر با افراد مختلف می بندد و صفوف ِ جنبش را از کسانی که برای بقای ِ همین جمهوری اسلامی به تلاش ادامه می دهند، پاکیزه می کند. 
و خوشا به حال آنانی ( چه نظامی و سیاسی ) که در این عرصه ی سرنوشت ساز، منافع ِ اندک ِ فردی و سازمانی خودشان را فدای منافع ایران در تمامیتش می کنند و از ننگ همکاری ِ سالیان با جمهوری اسلامی، کنده می شوند و به صفوف ِ مردم ِ سر فراز  ِ ایران می پیوندند.
زیرا این مردم ِ سرفراز، با حرکت ِ شکوهمندشان برای رهایی ایران از ایلغار آخوندها ، که آمده اند ایران را به پای اسلام فدا کنند، می خواهند آنها را به جای سزاوارشان پرتاب کنند.
پس بر ما است که بی هیچ اما و اگر و بهانه ای، از این جنبش شکوهمند ِ مردم ایران با تمامی ِ توان و جان به حمایت برخیزیم و در سوق دادن آن به طرف محو ِ جمهوری اسلامی در تمامیتش، از هیچ کوششی فروگذار نکنیم.
و مطمئن باشیم که در جریان این حرکت شکوهمند، جنبش به رهبری لایق و شایسته ی خود پیوند می خورد.



نوشتۀ: دکتر احمد پناهنده – آلمان

نشانی وبلاگ نویسنده:
www.apanahan.blogfa.com
نشانی ای – میل نویسنده:
a_panahan@yahoo.de

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه