همـدمی
   
 
صفحه نخست     دیـــــد گـــــــاه     حق نداریم بگوئیم مردم رای ندهند. اما مردم حق دارند انتخابات را تحریم کنند

حق نداریم به مردم بگوئیم انتخابات راتحریم کنند.
اما،مردم حق دارند انتخابات امروز را تحریم کنند!

12 ژوئن 2009

به بیشترین ترفندها متوسل شدند تا صحنه "انتخابات" را پرهیجان کنند و مردم را به شرکت در آن بکشانند، ولی کیست که نداند از فردا که رای گیری به پایان رسید، سرکوب و ستم از سرگرفته می شود.

  
  

انواع ترفندهای تبلیغاتی بکار بردند تا مردم رای بدهند

طبیعی است که در هر انتصاباتی، حالا اسمش را اگر مسامحتن " انتخابات " در جمهوری اسلامی بگذاریم، عده ای همیشه و همواره در این نمایش شرکت می کنند.
زیرا به دلایل مختلف در این رژیم منافع دارند و ما نمی توانیم با منطق روز و منافع همگانی و ملی برایشان تفهیم کنیم که شرکت در این انتخابات در واقع مشروعیت بخشیدن به این رژیم و سپس باز گذاشتن دستش در هر چه بیشتر فشار آوردن به مردم و به ویژه زنان، پوک کردن بنیه ی کشور و بی تفاوت کردن مردم به سرنوشت خود و ایران و درنهایت ویران و نابود کردن ایران، تاریخ ایران و فرهنگ ایران است.
تکلیف با این افراد مشخص است. زیرا این افراد زمانی تغییر عقیده می دهند که رژیم دلخواهشان در دره ی سقوط، سقط شود.
اما آیا ما با مردم ایران هم چنین مشکلی داریم؟
پر واضح است که نیروهای مخالف سیستم ِ موجود، روی اکثریت مردم سرمایه گذاری می کنند که منافع افراد بالا را در رژیم جمهوری اسلامی ندارند.
این اکثریت مردم هستند که مورد ظلم و تبعیض و سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام قرار می گیرند. برای اینکه از موقعیت خود در سیستم حاکم راضی نیستند. چون راضی نیستند، پس اعتراض می کنند.
یکی از این اعتراضات هم بایکوت کردن نمایش انتصابات است و طبیعی است که حقشان است در این نمایشات شرکت نکنند.
زیرا تا کنون با شرکتشان چیزی بدست نیاوردند تا با شرکت نکردنشان از دست بدهند.
اما با شرکت نکردنشان می توانند به دنیای آزاد پیام بدهند که ما این رژیم را که با سرکوب و زندان بر ما حکومت می کند، نمی خواهیم.
این عمل مردم یک پیام استراژیک برای رژیم و جهان آزاد دارد.
این پیام چیست؟
پیام این است که در عرصه ی داخلی با شرکت نکردنمان، عدم مشروعیت جمهوری اسلامی را برای چندمین بار و این بار رساتر فریاد می زنیم و به لحاظ خارجی پیام می دهیم که سرمایه گذاری روی این رژیم پا گذاشتن در خلاء است.
بویژه این روزها که زمزمه گفتگو باراک اوباما با جمهوری اسلامی آن هم بدون قید و شرط می رود.
می دانیم که اوباما آغاز مذاکره و تعیین سیاست خود را با جمهوری اسلامی به بعد از انتصابات موکول کرده است.
معنی اش این است که این انتصابات هم برای جمهوری اسلامی و هم برای اوباما از درجه ی اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
زیرا اگر جمهوری اسلامی با تمامی حامیان داخلی و خارجی و بویژه با بکار گیری به اصطلاح اوپوزیسیون در عرصه ی چپ و نیروهای ملی- مذهبی، مردم را  هر چه بیشتر بتوانند با تبلیغات کور و کر کننده به پای صندوق های رأی بکشانند، اوباما را در تعیین سیاست ِ فشار بر رژیم خلع سلاح می کنند.
زیرا می توانند به اوباما پیام بدهند که «مردم، ما را می خواهند. پس اگر سرکوب می کنیم، زندان می کنیم، شکنجه می کنیم و اعدام می کنیم، بدانید که مردم چنین می خواهند. اگر ما را نمی خواستند که رأی نمی دادند».
به همین دلیل است که جمهوری اسلامی با تمامی قوا همراه با حامیان اوپوزیسیون پیشه، در عرصه ی چپ و ملی- مذهبی به میدان آمده است، چند شبکه تلویزیونی را به خدمت گرفته و حتی بعضی از سایت های پر بیننده را خریداری کرده است.
چرا؟
برای اینکه می خواهند شمار هر چه بیشتری از مردم را به پای صندوق های رأی بکشانند.
و مطمئن باشیم برایشان فرقی ندارد که چه کسی از میان این چهار نفر انتخاب بشوند. زیرا همگی خودی هستند.
هدف این است که حداقل چهار سال دیگر وقت بخرند و سیاست تنش زای خارجی و به موازات آن سرکوب و اختناق هر چه بیشتر در داخل را ادامه دهند.
متاسفم امروز نیروها و افرادی چنین القاء می کنند که در این انتصابات "بهتر این است که گزینه ی بهتر را برگزینیم".
می گویم کدام گزینه بهتر است؟
مگر یادمان رفته است که در 12 سال پیش همین القائات ِ میان تهی را رواج دادیم و مردم را به پای صندوق های رأی کشاندیم؟
حاصلش چه بود؟
آیا جز سرشکستگی و حرمان و دلسردی و خواباندن پتانسیل مردم، چیزی نصیب حرکت اعتراضی مردم شد؟
و همگان دیدیم از پس آن نا امیدی مردم، احمدی نژاد از صندوق های جمهوری اسلامی بیرون آمد.
و دوباره این دور باطل تکرار شد و عرصه ها ی اجتماعی را هر چه بیشتر بر مردم تنگ کردند و ایران را در یک قدمی یک جنگ خانمانسوز رساندند، تا اوباما آمد.
حال می خواهند دوباره همان سناریو را در ابعاد بزرگتر انجام دهند و دوباره این پتانسیل مخالفت ایجاد شده در مردم، علیه جمهوری اسلامی را نا جوانمردانه پایین بیاورند و مردم را هر چه بیشتر دلسرد تر کنند تا جایی که رمقی برایشان باقی نماند.
آیا وظیفه ی نیروهای مخالف فقط این است که که این مردم به جان آمده را وادار به گزینش بین بد و بدتر کنند؟
اگر چنین است، وای به حال شما نیروهای مخالف و به اصطلاح "روشنفکران" و "پیشتازان صف اول نبرد علیه جمهوری اسلامی".
آیا می دانید با این عملتان مردم را هر چه بیشتر نسبت به سرنوشت خود و کشور ایران بی تفاوت می کنید؟
آیا نمی دانید ذره ذره جان و جوانی و هستی شان را می گیرید و پژمرده می کنید و می میرانید؟
آیا فکر نمی کنید ذره ذره ایران را به لبه ی پرتگاه سقوط می کشانید و مرگ ایران را فرا می رسانید؟
نه عزیزان، وظیفه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در این است که در چنین مواقعی عصیان و نارصائی مردم را سازماندهی کنند و آنها را از پراکندگی در بیاورند و حول یک برنامه ی حزبی یا ائتلافی گره بزنند.
امروز وظیفه ی نیروهایی که  ایران را بالاتر از همه ی ارزشها می دانند این است که هرچه بیشتر مردم را نسبت به نمایش این انتصابات روشن و آگاه گردانند تا مردم با کسب این آگاهی ها در دام دور باطل نیافتند.
از این طریق است که می توانیم اعتماد مردم را نسبت به خود جلب کنیم و در دوران بحرانی از نیروی لایزال آنها در یک خلاء قدرت در اثر اعتراضات و اعتصابات مردم و یا یک جنگ خارجی، از ایران در تمامیتش پاسداری کنیم.
کتمان نمی کنم که این وظیفه بیش از همه بر دوش ناسیونالیست ها است که ایران را بالاتر از هر ارزشی ارزیابی می کنند.
برخی نیروهای "چپ" هم تا کنون نشان داده اند یک ایران سربلند را در تمامیت ارضی و آبی اش دلخوش نیستند و یا اگر پای تجزیه ایران به میان کشیده شود، بی تفاوت می مانند.
به همین منظور برای گرم کردن تنور انتخابات و فرو کشاندن شور اعتراضی مردم در اکثریتشان، پشت همین جمهوری اسلامی خیمه برپا ساخته و سینه می زنند.
همین دیروز بود که یکی از این افراد بعد از سی سال، " انقلاب شکوهمند " را یک حرکت دموکراتیک ارزیابی کرد و کتمان نکرد از اینکه در انتخابات قبلی شرکت نکرد، پشیمان است.
و بعد نتیجه گرفت " شرکت در انتخابات پذیرش حق مردم است ".
بسیار خوب اما این هم حق مردم است که در انتخابات شرکت نکنند.
همچنانکه ما حق نداریم برای مردم تعیین کنیم که در انتخابات شرکت نکنند، شما هم حق ندارید برای مردم تعیین کنید که در انتخابات شرکت بکنند.
ما فقط می توانیم معنای انتخابات را برای مردم در سیستم جمهوری اسلامی روشن کنیم و از پس این روشنگری است که مردم از حق خودشان استفاده خواهند کرد که در انتخابات شرکت بکنند و یا نکنند.
اما می توانیم نظر شخصی خودمان را از اینکه چرا در انتخابات شرکت می کنیم و یا نمی کنیم، بیان کنیم و یا بنویسیم.
به عنوان مثال من در هیچ انتخاباتی در جمهوری اسلامی شرکت نکردم و نمی کنم تا وقتی که وضع همینی باشد که هست.
در این انتخابات هم بنا به دلایلی که در مقالات قبلی ام آمده است، شرکت نمی کنم.
زیرا از نظر من یک یک این چهار نفر برای احراز ریاست جمهوری فاقد مشروعیت و صلاحیت هستند.
و هر یک از این چهار نفر اگر پُست ریاست جمهوری را اشغال کند، هیچ گشایشی برای بهتر شدن این وضع فاجعه بار انجام نخواهد داد.
زیرا سیاست های کلان داخلی و خارجی در دست ولی فقیه است و این مشکلی که امروز مردم ایران و کشور های منطقه با آن درگیر هستند، فردا هم خواهند داشت و درگیر خواهند بود.


نوشتۀ: دکتر احمد پناهنده - آلمان
نشانی وبلاگ نویسنده:
www.apanahan.blogfa.com
نشانی پست الکترونی نویسنده:
a_panahan@yahoo.de

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه