همـدمی
   
 
صفحه نخست     دیـــــد گـــــــاه     هویت کاندیداهای چهارگانه ریاست جمهوری در ایران

«کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
اسلامی همگی دارای کارنامه بسیار سیاهی هستند»

10 ژوئن 2009

 

  
  

 

چهار سال پیش محمود احمدی نژاد بر خاکستر هشت ساله اصلاحات و در یک نه عمومی و قهر ملی ایرانیان از صندوق های رای در یک انتخاباتی که به گواهی حتا بعضی از وفاداران به نظام جمهوری اسلامی شاهد بزرگترین تقلب ها و گسترده ترین پایمال کردن حقوق دیگر کاندیداها بود، به ریاست جمهوری رسید.
احمدی نژاد دولت خود را "دولت کریمه امام زمان معرفی نمود" و در این چهار سال صرف نظر از تمامی مصائب و مشکلات بی شمار اقتصادی و فرهنگی ای که برای کشور به بار آورد چهره کشور ایران را در سطح بین المللی بشدت خشونت طلب و عامی جلوه داد .
وی با دامن زدن به مسائل حاشیه ای و بیان مواردی چون محو اسرائیل و آمریکا و هولوکاست، جمهوری اسلامی را در پائین ترین سطح دیپلماتیک در عرصه خارجی قرار داد؛ تا جائی که در آخرین حضورش در یک نشست بین المللی در سوئیس ( نشست دوربان )، و باز با بیان مسئله افسانه بودن هولوکاست و محو اسرائیل، با اعتراض همگانی دولتمردان دنیا مواجه شد و همگی ضمن تحریم سخنرانی وی جلسه را ترک گفتند و بار دیگر عزت و آبروی ملت ایران را بر باد داد.
احمدی نژاد که البته این چهار سال برای همگان ثابت کرده دروغگویی است مسلط و ورزیده، البته این اقدام را "پیروزی ای بزرگ برای خود و ملت ایران" برشمرده و اطرافیانش وی را قهرمان نام نهادند و در بعد از بازگشتش به ایران دسته گل بر گردنش آویختند !
این همان احمدی نژادی است که در هنگام سخنرانی اش در سازمان ملل اعلام کرد در هاله ای از نور بوده و تمامی سران دنیا در طول سخنرانی یک ساعته اش حتا پلک هم نزده اند !
این همان احمدی نژادی است که در هیات دولت همواره یک صندلی برای امام زمان خالی می گذاشته و درنماز جماعت های هیات دولت برای وی جانماز پهن می کند و امام زمان را نیز عضویی از هیات دولت خود می داند !
این همان احمدی نژادی است که به عنوان اولین رئیس جمهور ایران در طول تاریخ، تشکیل شورای همکاری خلیج فارس خلیج مجعول عربی را به رسمیت می شناسد و با حضورش در آن به زیر نقشه خلیج عربی می نشیند و مفتخرانه در پای آن عکس می اندازد و حضورش را باعث افتخار ایران می داند.
این همان احمدی نژادی است که در عراق آمریکائی ها، هم میخواستند وی را بربایند و هم فرماندهان ارشد ارتش آمریکا در عراق به وی التماس می کردند تا با او عکس یادگاری بیاندازند.
همان احمدی نژادی که در ایتالیا می خواستند با اشعه ایکس او را بکشند؛
و در آخر، این همان احمدی نژادی است که در آستانه انتخابات با سیب زمینی مجانی به مردم دادن قصد دارد تا مردم به وی رای بدهند و او را خدمتگذار محرومین بدانند.
در باب آمار و ارقام و فشارهای اقتصادی امنیتی و بین المللی، مجالی نیست که وارد شویم؛ چرا که هم همه نسبت به آن ها آگاه هستند و هم تکرار مکررات است.
احمدی نژاد خود را مستضعف و حامی اقشار محرومان می داند و همواره اعلام کرده است که من در خانه ای محقر در شرق تهران زیسته ام و هم اکنون در خانه سازمانی متعلق به نهاد ریاست جمهوری زندگی می کنم!
البته راست هم می گوید. ولی این دلیل آن نیست که اطرافیانش هم چنین کنند.
احمدی نژاد پس از خانواده هاشمی رفسنجانی، بزرگترین فامیل دولتی و دومین فرد هزار فامیل در جمهوری اسلامی است.
اسفندیار رحیم مشاعی یکی از نزدیک ترین دستیاران احمدی نژاد است که با وجود ده ها تخلف فاحش و با وجود اخطارهای مکرر مراجع قم و حتا رهبری ایران، احمدی نژاد وی را همچنان در دست راست خود دارد.
مشاعی همان فردی است که آمریکا و اسرائیل را دوست انقلاب اسلامی معرفی کرده است.
از دیگر چهره های این دولت می توان به علی کردان اشاره کرد که به خاطر مدرک تقلبی دکترایش، بی شک یکی از شیادترین افراد نزدیک احمدی نژاد است. اما آیا می دانید علی کردان به واسطه چه جرمی به زندان افتاده بوده است ؟ (طبق مدرک ارائه شده، دادگستری استان مازندران او را به اتهام "ازاله بکارت" محاکمه کرد).
از دیگر چهره های این دولت "حامی مستضعفان" می توان به صادق محصولی اشاره کرد. او یکی از نوکیسه گان جمهوری اسلامی است که با زدوبند و رانت خواری ار کنار سپاه پاسداران و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء توانسته است به آن چنان سرمایه ای دست یابد که اعتراض بسیاری از نزدیکان خود را هم بر انگیخته است.
محصولی صاحب یکی از بزرگترین عمارت های اشرافی در منطقه دروس تهران می باشد.
درباب رذالت و عوامفریبی احمدی نژاد البته آمار و مستندات بی شماری وجود دارد که لزومی به تکرار آن ها نیست. ولی در یک جمله: هنگامی که وی به سمت شهردار تهران انتخاب گردید، عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی گفت: فردی که در گذشته در قتل های زنجیره ای دست داشته و اخراجی وزارت اطلاعات است، نمی تواند فرد صالحی برای شهرداری باشد.
میرحسین موسوی نیز از دیگر کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می باشد که دولت خود را "دولت امید" نام نهاده است و بشارت جامعه ای آباد و آزاد و دموکراتیک را می دهد.
پرسش آن است که اگر موسوی می خواست بیاید چرا پس از بیست سال سکوت  اکنون آمده و در چهار سال پیش که همه اصلاح طلبان درخواست حضورش را داشتند تا مانع از واگذاری قدرت به محافظه کاران و احمدی نژاد بشوند، نیامد؟
چرا اکنون که خاتمی دوباره قصد کاندیداتوری نموده دوباره آمده ؟
خاتمی که خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرده بود، هنگامی که جبهه خود را از سوی موسوی و رهبری تحت فشار دید، به ناچار عقب نشینی کرد و کنار کشید و کار را به میرحسین واگذار کرد.
یست بدانید که در شهریور و دی ماه سال گذشته چندین بار ناطق نوری و حداد عادل به دیدار آقای خاتمی می روند و از وی می خواهند که مهندس موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات نماید چرا که نظر
رهبری هم نسبت به وی مساعد است ، خاتمی نیز که در ابتدا علاقه ای به حضور در انتخابات نداشته از این مسئله استقبال می نماید و از مهندس موسوی دعوت به عمل می آورد ، موسوی نیز نه رد می کند و نه تائید ، آقای خاتمی نیز که شانس خود را به یکباره بالا می بیند وارد عرصه می شود و البته عنوان می کند که یا من می آیم یا میر حسین.
موسوی همانی است که در زمان هشت سال نخست وزیریش غمبارترین اتفاقات در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت و او که خود را اندیشمند و ازاده ای سربلند می داند، کوچکترین اعتراض هم نکرد.
طبق اسنادی که در این مقاله ارائه شده، در دوران نخست وزیر موسوی بود که هسته تسویه های گسترده در ادارات دولتی شکل گرفت و طیف گسترده ای از جوانان این مرز و بوم را فقط برای نماز نخواند و یا عدم رعایت حجاب اسلامی اخراج کردند و یا حتی به زندان فرستادند.
در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی در زندانهای ایران و به خصوص اوین، بزرگترین جنایت عصر حاضر شکل گرفت و تمامی زندایانی که گاها بزرگترین جرمشان داشتن یک نشریه حزبی بود، به جوخه اعدام سپرده شدند و میرحسین موسوی کوچکترین حرف و اعتراضی نه تنها نسبت به آن ها نداشته، بلکه اعدامیان را "محارب و خلافکار" دانسته بود. به خاطرات آیة الله منتظری قائم مقام رهبری وقت مراجعه نمائید وقتی که منتظری برای موسوی نامه می نویسد تا اقدامی در برابر کارهای لاجوردی انجام دهد، وی می گوید "به بهر حال این ها جرمشان ثابت شده و مشتی محارب و خلافکار هستند". اما همین میر حسین امروز وقتی واکنش ملت را می بیند که به وی می گویند چرا سکوت نمودی، اعلام می کند که موضوع تفکیک قوا در کشور از ابتدای انقلاب وجود داشته است!!!
بله، میرحسین دست کم می توانسته اگر در حال تفکیک قوا نقش موثری در جلوگیری از اعدامها نداشته، دست کم ترمزی بر این نسل کشی باشد و یا استعفا دهد و دامان خویش را از این هولوکاست پاک کند – دامنی که این روزها آلوده است و با هیچ آب زمزمی هم پاک نخواهد شد!
همین میرحسین موسوی که این روزها می گوید "اگر نتوانم کاری کنم، استعفا می دهم"، چرا نمی گوید که برای جلوگیری از قتل عام زندانیان سیاسی اعتراضی نکرد و استعفا نداد؛ و نهایتا در اعتراض به واردات برنج و ترکیب وزرایش استعفا داد؟
مشاور ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی – که مشاور بسیج و امور ایثارگران وی می باشد – سرلشگر پاسدار غلامعلی رشید است که نقض بخصوصی در ادامه جنگ هشت ساله با عراق پس از فتح خرمشهر داشته است – تا آن جا که قوای نظامی ایران را آن چنان با استمرار جنگ تضعیف کرد که ایران مجبور به پذیرش صلح تحمیلی گردید.
رشید در سال های اصلاحات و زمامداری دولت خاتمی در معاونت اطلاعات و امنیت سپاه، یک تیم بازجوئی و عملیاتی در اختیار داشت که مسؤول سرکوب و بازداشت بسیاری از نیروهای سیاسی بود.
سعید عسگر ضارب سعید حجاریان، به همراه پدرش در ستاد موسوی در سه راه تقی آباد شهر ری فعالیت می کند.
دو تن از حامیان دیگر موسوی، فریدون عموزاده خلیلی و محمد عطریان فر هستند که دست توانائی در چپاول بیت المال دارند.
میرحسین موسوی، خود و یارانش، بلا انکار دستشان تواما هم در خون های به هدر رفته هزاران شهید در جنگ تحمیلی و قتل عام هزاران زندانی سیاسی آلوده است.
مهدی کروبی که این روزها او نیز در تلاش برای رسیده به قدرت، به دشمن سرسخت احمدی نژاد مبدل شده، از اوان به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، همواره در کلیدی ترین پست های نظام حضور داشت و در خلال ریاستش بر بنیاد شهید، بیشترین نقش را در مصادره اموال فراریان و "افراد ضد انقلاب" داشته است. او از خمینی حکم گرفت که اولین سنگ بنای زندان های غیر رسمی و خودسرانه را در جمهوری اسلامی، در حراست بنیاد شهید بنا کند. او با همراهی آیت الله ری شهری و هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای مقدمات حذف و عزل آیت الله منتظری را از سمت قائم مقام رهبری دامن زدند.
مهدی کروبی بارها و بارها در مجلس ششم با خواسته های اصلاح طلبانه نمایندگان مجلس ششم مخالفت ورزید و به حکم حکومتی رهبر در مورد راکد گذاشتن لایحه اصلاح قانون مطبوعات گردن نهاد و هنگامی که با مخالفت نمایندگان مجلس روبرو شد، فریاد برآورد که این جا مجلس شورای اسلامی است و همه گوش به فرمان رهبر هستند!
محسن رضائی از نزدیکان فکری و سیاسی و همچنین شغلی هاشمی رفسنجانی است. او می داند که شانسی برای تصدی پست ریاست جمهوری ندارد. ولی او آمده تا تنور کاندیداتوری انتخابات را گرم کند و پرداختن به این کاندیدای نمایشی، از پرداختن به این انتخابات نمایشی مضحک تر است.
رضائی به واسطه فرماندهی اش بر سپاه پاسداران در سال هائی که نیروهای برون مرزی و تروریستی سپاه پاسداران در قتل عام و بمب گذاری های بی شماری من جمله عملیات تروریستی میکونوس و بمب گذاری در مقر یهودیان در آرژانتینف ترور عبدالرحمن قاسملو، به عنوان یک تروریست بین المللی شناخته شده و تحت پیگرد پلیس بین الملل است.
در پایان، آیا باید در این انتخابات، آن هم با این نامزدهای انتخاباتی شرکت کرد؟ آیا این انتخاباتی آزاد است؟ آیا فقط همین چهار نفر هستند که لیاقت احراز ریاست جمهوری در ایران را دارند؟
باید به کشته شدگان قتل عام های سال های شصت و شش و شصت و هفت فکر کرد، به همه زندانیان دولت اصلاحات، به عزت ابراهیم نزاد، به زهرا کاظمی، اکبر محمدی، زهرا بنی یعقوب، امیر حشمت ساران و امید رضا میرصیافی و دیگران.
به این فکر کنید که دوازده سال پیش خاتمی با شعارهای زیباتری آمده بود، ولی حتی نتوانست از نزدیک ترین یاران خود دفاع کند.



نوشتۀ: امیر فرشاد ابراهیمی – آلمان

این نوشتار فشرده مقاله مفصل امیرفرشاد
است که با اسناد و مدارک زیاد ارائه داده
و می توانید اصل آن را در اینجا بخوانید

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه