English
עברית
العربية
همـدمی
   
 
و.ا.خ.ا.     دیـــــد گـــــــاه     دیدگاه ویکتوریا آزاد درباره سیاستهای بنیادین حکومت ایران علیه موجودیت اسرائیل

دیـد گـاه ویکتوریا آزاد، سوئد:
چرا جمهوری اسلامی ایران خواهان
نابود کردن کشور اسـرائیـل است؟ 

7 سپتامبر 2008

مقصود از این مقاله بررسی تنها یک بخش ازسیاستهای رژیم جمهوری اسلامی است و انتقادات نگارنده این مقاله نسبت به سیاست خارجی اسرائیل درخصوص نوع رفتار و استراتژی سیاسی او درفلسطین و لبنان ... به جای خود محفوظ است.

  
  

 

سخن سرآغاز:
مقصود از این مقاله بررسی تنها یک بخش ازسیاستهای رژیم جمهوری اسلامی است که فی الواقع این بخش اساسی ترین و محوری ترین ابعاد سیاست خارجی ایران را توضیح میدهد.بدیهی است که انتقادات نگارنده این مقاله نسبت به سیاست خارجی اسرائیل درخصوص نوع رفتار و استراتژی سیاسی او درفلسطین و لبنان ... به جای خود محفوظ است و موضوع این مقاله نیست.  نگارنده این مقاله اشراف کامل دارد که در عرصه سیاست خارجی ، دوست و دشمن وجود ندارد بلکه تنها منافع ملی وجود دارد و دقیقا از این منظر است که اسرائیل ، امریکا و اروپا ...میتوانند در مقاطعی به منافع ملی ما نزدیک و یا دور باشند. نگارنده این مقاله اعتقاد دارد که این حق ملت فلسطین است که از کشوری آزاد ، مستقل و دموکراتیک برخوردار باشند و این حق باید برسمیت شناخته شود. فلسطینیان نیزمی با یست کشور اسرائیل را برسمیت بشناسند و با مردم و کشوراسرائیل سیاست همزیستی مسالمت آمیز را برگزینند و بر سر اشغال اراضی فلسطینی راهی برای توافقات دوجانبه پیدا شود. یک ملت فلسطینی ضعیف و فقیر هرگز موجب ثبات در اسرائیل و منطقه نخواهد شد. توسعه باثبات وبلند مدت اقتصادی و سیاسی در اسرائیل بدون بهبود اقتصادی فلسطینیها و ایجاد دولت مستقل فلسطینی  امری محال است . لذا روند صلح اسرائیل و فلسطین باید تقویت شود و به انسان کشی و میدان گرفتن پیکارجویان پایان داده شود و دستان شرارت محور ترورپروران و ترویستها و دلالان زرادخانه های تسلیحاتی از این حوزه با اتکا به دیپلماسی فعال کوتاه گردد.
(یادآوری همدمی: اسرائیل از دیرباز حق فلسطینیان را در برخورداری از کشور مستقل به رسمیت شناخت و قرارداد صلح اوسلو را با یاسر عرفات امضا کرد. تعهد اصلی عرفات و فلسطینیان آن بود که راه ترور را ترک گویند و از طریق مذاکرات صلح، همه اختلافات خود را با اسرائیل حل کنند. شوربختانه عرفات به جنایت ادامه داد و اکنون نیز حماس همانند جمهوری اسلامی ایران از نابودی اسرائیل سخن می گوید و در بخش تحت حکومت محمود عباس نیز تلاش جدی برای سرکوب ترور به عمل نمی آید – این، ریشه اصلی ادامه نگون بختی فلسطینیان است. در مورد لبنان نیز، اسرائیل با آن کشور هیچ نزاعی نداشته و ندارد. ولی جمهوری اسلامی ایران با برپائی حزب الله لبنان، آن سرزمین و مردم نگون بخت آن را به گروگان گرفته تا بتواند به سوی اسرائیل دست اندازی کند. حزب الله نیز علنا از نابودی اسرائیل سخن می گوید. آیا دولت و ارتش اسرائیل نباید از خاک خود و مردم آن دفاع کنند؟)
*  *  *  *  *
اسرائیل کشوری است که دركسب رتبه اول علمی - فناوری در سطح منطقه، قرار گرفتن در جایگاه نخست اقتصادی منطقه، تبدیل شدن به كشوری توسعه یافته و دارای تعامل سازنده وموثر با سایر كشورها در روابط بین الملل ( به غیر از فلسطین ) واستقرار دموکراسی و احقاق حقوق بشربرای شهروندان خود موفق است !
رژیم ایران ، اسرائیل را کشوری توسعه طلب، غاصب و اشغالگر،  ضد اسلامی و صهیونیستی میداند. لذا اسرائیل تهدیدی جدی در موازنه قدرت در منطقه – به زعم جمهوری اسلامی - برای حیات جهان اسلام محسوب میشود و باید محو گردد!
(توضیح همدمی: جمهوری اسلامی، از روزی که قدرت را در ایران به دست گرفت، خواهان برپائی دوباره امپراطوری (خلافت) اسلامی، این بار به رهبری مذهب شیعه بود. این حکومت، خاک باستانی اسرائیل را بخشی از آن امپراطوری می داند که باید نابود شود و این سرزمین در اختیار اسلام قرار گیرد. ستیز علیه موجودیت اسرائیل نه تنها از این هدف استراتژیک سرچشمه می گیرد، بلکه از نظر تاکتیکی نیز، حکومت ایران با "دفاع از حق ملت مظلوم فلسطین" می خواهد خود را "مسلمان تر از هر کشور عرب" نشان دهد و خویش را در مدعی بودن رهبری جهان اسلام محق جلوه دهد).
از نظر دولتمردان و تئوریسین های رژیم اسلامی ، اسرائیل نه تنها به لحاظ  ژئوپلیتیکی برای ایران یک تهدید محسوب میشود،  بلکه اسرائیل مبانی ارزشی و اصول انقلاب اسلامی را نیز به خطرانداخته است.

به نقل قول زیر از یکی ازتحلیلگران مرکز تحقیقات استراتژیک شورای تشخیص مصلحت نظام مرتضی شمس توجه کنید :
انقلاب‌ اسلامی‌ كه‌ مسلمانان‌ جهان‌ را به‌ بازگشت‌ به‌ اسلام‌ فرا می‌خواند با توجه‌ به‌ آیه‌ شریفه‌ «لن‌ یجعل‌ الله‌ للكافرین‌ علی‌المؤمنینن‌ سبیلا» و سایر اصول‌ عزت‌مدارانه‌ اسلامی‌ نمی‌تواند نسبت‌ به‌ مهمترین‌ مسأله‌جهان‌ اسلام‌ كه‌ همان‌ اشغال‌ سرزمین‌ فلسطین‌ به‌دست‌ نیروهای‌ بیگانه‌ است‌، بی‌اعتناباشد. اشغال‌ قدس‌ شریف‌ نخستین‌ قبله‌ مسلمانان‌، آوارگی‌ صدها هزار تن‌ ازمسلمانان ‌فلسطین‌ و رجزخوانیهای‌ پیاپی‌ سردمداران‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ علیه‌ جهان‌ اسلام‌ و تهدید سایر سرزمینهای‌ اسلامی‌ (از نیل‌ تا فرات‌) از چنان‌ اهمیتی‌ برخوردار بود كه‌ پس‌ ازپیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ حكومت‌ اسلامی،‌ بلافاصله‌ مبارزه‌ با اسرائیل‌ را در سرلوحه‌ اهداف‌ سیاست‌ خارجی‌ خویش‌ قرار داد. شیعیان‌ جنوب‌ لبنان‌ كه‌ در زمان ‌حكمرانی‌ شاه‌ با توجه‌ به‌ حمایت‌ این‌ رژیم‌ از اسرائیل‌ در میان‌ اعراب‌ احساس‌ سرشكستگی‌ می‌كردند، با پیدا كردن‌ یك‌ پشتوانه‌ معنوی‌ و سیاسی‌ به‌ نام جمهوری‌اسلامی‌ ایران‌ در مقام‌ یك‌ بازیگر مؤثر و سرنوشت‌ساز، وارد میدان‌ مبارزه‌ با اسرائیل ‌شدند. (1)
(توضیح همدمی: ادعای برخی مخالفان اسرائیل در میان اعراب و مسلمان دائر بر این که اسرائیل خواهان گسترش خاک خویش "از نیل تا فرات" است، یک دروغ تبلیغاتی شناخته شده این عوامل برای توجیه خصومت خویش است. اسرائیل شبه جزیره سینا را که سه برابر خاک خویش است، برای رسیدن به صلح با مصر به آن کشور بازگرداند و نوار غزه را به طور کامل به فلسطینیان سپرد و حاضر است 97 درصد از خاک کرانه باختری رود اردن را نیز در اختیار آنان بگذارد و 3 درصد از خاک خویش را نیز به آنان بدهد تا طرفین بتوانند به صلح برسند. بنابراین آن ستیزجویان عرب و اسلامی، از کدام "نیل تا فرات" سخن می گویند؟)

درهمین مقاله مرتضی شمس ادامه داده می نویسد :
در این‌جا ذكر این‌ نكته‌ ضروری‌ است‌ كه‌ اگر چه‌ بخش‌ عمده‌ای‌ از تعارض‌ و مخالفت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ با رژیم‌ صهیونیستی‌ براساس‌ مبانی‌ ایدئولوژیك‌ نظام‌ اسلامی ‌است‌، اما از سوی‌ دیگر از زاویه‌ منافع‌ ملی‌ نیز این‌ مسأله‌ قابل‌ توجه‌ می‌باشد.
توضیح‌ آن‌ كه‌ سه‌ كشور مصر، تركیه‌ و ایران‌ با توجه‌ به‌ وسعت‌، جمعیت‌، منابع‌، ویژگیهای‌ جغرافیایی‌، پیشینه‌ تاریخی، همواره‌ خواهان‌ ایفای‌ نقشی‌ ویژه‌ درخاورمیانه‌ بوده‌اند. از این‌رو ورود یك‌ بازیگر جدید در صحنه‌ خاورمیانه‌، كه‌ به‌ دلیل‌در اختیار داشتن‌ منابع‌ مالی‌ فراوان‌ و برخوردار بودن‌ از پشتیبانیهای‌ سیاسی‌ در سطح‌جهان‌ می‌تواند به‌ ضرر منافع‌ ملی‌ این‌ كشورها هم‌ باشد. 

اسرائیل‌ در دو زمینه‌ برخورداری‌ از سلاح‌ هسته‌ای‌ و تكنولوژی‌ پیشرفته‌ بر سایركشورهای خاورمیانه‌ برتری‌ دارد و در پی‌ آن‌ است‌ تا با افزایش‌ نقش‌ خود در اقتصاد منطقه‌ آخرین‌ حلقه‌ برتری‌ مطلق‌ خود در منطقه‌ را تكمیل‌ كند. رژیم‌ اشغالگر قدس‌ به‌دلیل‌ برخورداری‌ از منابع‌ مالی‌ و فن‌آوری‌ در صورت‌ گشایش‌ بازارهای‌ سرمایه‌ ومصرف‌ منطقه‌ می‌تواند نیاز سرمایه‌ای‌ و مصرفی‌ بخش‌ عمده‌ خاورمیانه‌ را تأمین‌ سازد، امری‌ كه‌ در حال‌ حاضر با توجه‌ به‌ تحریم‌ اعراب‌ و اكثر كشورهای‌ اسلامی‌ برای‌ اسرائیل‌ ناممكن‌ می‌باشد. صدور تكنولوژی‌، سرمایه‌ و كالا به‌ بازار كشورهای‌ خاورمیانه‌، از یك‌طرف‌ صنعت‌ و تجارت‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ را رونق‌ می‌بخشد و از طرف‌ دیگر كشورهای‌ منطقه‌ را در این‌ زمینه‌ها به‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ وابسته‌ می‌سازد - امری‌ كه‌ هم‌ برای‌ اقتصاد وهم‌ جایگاه‌ منطقه‌ای‌ كشورهای‌ مهمی‌ همچون‌ ایران‌، تركیه‌ و مصر ناخوشایند می‌باشد.
ملاحظات‌ فوق‌ در مجموع‌ منجر به‌ طرح‌ اسرائیل‌ به‌منزلة‌ یك‌ تهدید ملی‌ برای‌ ایران‌شده‌ است‌ و از این‌رو می‌بینیم‌ كه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نیز جهت‌ حفظ‌ اسلام‌ و كیان ‌اسلامی‌ در مقابله‌ با اسرائیل‌ هیچ‌گونه‌ تردیدی‌ به‌ خود راه‌ نمی‌دهد.
در سند چشم انداز 20 ساله نیزدر خصوص اركان راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، چنین آمده است : درخصوص منافع واهداف كلان ملی و بعد سیاست خارجی آن، شاخصها و هدفها وجهت گیری های مشخصی نظیر، كسب رتبه اول علمی - فناوری در سطح منطقه، قرار گرفتن در جایگاه نخست اقتصادی منطقه، تبدیل شدن به كشوری توسعه یافته، درعین حفظ هویت اسلامی- انقلابی، الهام بخش درجهان اسلام، دارای تعامل سازنده وموثر با سایر كشورها (در روابط بین الملل) لحاظ شده است. از آنجا كه «علت غایی» و هدف نهایی رویكرد خارجی سند چشم انداز، تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه در عین حفظ هویت اسلامی- انقلابی است، بنابراین:
راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قاعدتا بایستی «راهها و روشهای برتری منطقه ای» و علل و رفع موانع و معضلات آن را در سطوح پیرامونی، منطقه ای و بین المللی - جهانی، ارائه نماید. در راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ابتدا«مهار تهدید و كنترل توسعه طلبی» رژیم صهیونیستی دارای اولویت است. (2)
 تفسیر عبارات بالا یعنی آنچه که احمدی نژاد میگوید " اسرائیل باید ازصفحه روزگار حذف شود " و ایران باید "قدرت برترمنطقه" شود ، البته نه از طریق ارتقاء شاخصهای اقتصادی و سیاسی بلکه از طریق پرخاشگری، تنش زائی، سلطه جوئی، توطئه، تروریسم، نقض کامل حقوق شهروندی، اقتصاد رانت خوار، توسعه طلبی اسلامی و ایدئولوژیک ، رشد و گسترش باندهای قاچاق مواد مخدرو زنان! همه راهبردهای سیاست خارجی حکومت اسلامی مبتنی است بر دیدگاه آرمانگرایانه اسلامی است که اسلام را دین برتر میداند و سلسله مراتب حاکم بر نظام بین المللی را که انطباقی با نظام ارزشی اسلام ندارد، ناعادلانه و باطل میداند. از این رو مقاومت و ایستادگی در مقابل "قدرتهای غربی طاغوتی واستکباری" (بخوان "امپریالیستی و صهیونیستی") ازمهمترین مولفه های این دیدگاه به حساب می آید.  انعکاس این نگاه را در اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ازمنظر  قانون اساسی ایران بررسی میکنیم :
 بر اساس قانون اساسی اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به استناد بند 16 از اصل سوم و اصل 152 و با نگاهی به مقدمه این قانون به شرح زیر است.
 بند 16 اصل 3 :
تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس
*معیارهای اسلام
* تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان جهان
* حمایت بی‏دریغ از مستضعفان جهان
  اصل ۱۵۲: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس
*نفی هر گونه سلطه‏جویی و سلطه‏پذیری
*حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور
*دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان
*عدم تعهد در برابر قدرت‏های سلطه‏گر
* روابط صلح‏آمیز متقابل با دول غیر محارب
اولویت چهار گروه از کشورها
1-همسایگان ایران
2-کشورهای مسلمان
3-کشورهای جهان سوم
4-کشورهایی که یکی از نیازهای سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و یا نظامی ایران را برطرف سازند.
 خط مشی  سیاست خارجی   Foreign Policy
1) سعادت انسان در کل جامعه بشری
2) استقلال کشور
3) حفظ تمامیت ارضی
4) حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفین
5) روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب
6) ائتلاف و اتحاد ملل مسلمان و وحدت جهان اسلام
7) نفی هرگونه ستم گری و ستم کشی
8) نفی هرگونه سلطه گری و سلطه پذیری
9) عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر
10) طرد کامل استعمار
11) جلوگیری از نفوذ اجانب
12) اجتناب از پیمانهایی که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصاد ، فرهنگ و ارتش گردد
13) ظلم ستیزی و عدالت خواهی
14) تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان
همانطور که در سند بالا ملاحظه میکنید در اصول ومبانی سیاست خارجی ایران  اسلام محوری ، زبان تهدید از طریق درافتادن با قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای (به بندهای 4و5و6و14 وبند اولویتها نگاه کنید)، تاکتیکهای تهاجمی و تدافعی به دلیل ترس از تهدیدات سیاسی و نظامی خارجی  و حفظ امنیت نظام، به مثابه یک منفعت سیاسی، ارکان  پایه ای سیاست خارجی دولت اسلامی را از ابتدای حیات تا کنون تشکیل میدهد.
برای مثال پیشگیری از بروز خطرات و تهدیدات بین المللی علیه امنیت ملی کشور و شهروندان ایرانی دراسناد آنان بی معناست و جائی ندارد. بلکه دولت ایران حافظ امنیت ملی تمام امت مسلمان جهان است جز مملکت خود و ملت خود ( ملت را بخوان غیرخودی ها وغیرامتی ها).
در سند قانون اساسی و سند چشم انداز به نوع تنظیم مناسبات و ترتیب روابط كشورمان با دیگر كشورها دقت کنید، تنها پیامی را که میتوان یافت بشارت انزوای بیشتراست!
در سیاست خارجی ایران، امنیت و منافع ملی یعنی: خفه کردن شهروندان ایرانی ، شکنجه و ارعاب ملت ، تهدید و تخریب امنیت مردم ، روابط غیر صلح آمیز (بخوانید ستیز آمیز) با دول "محارب" (ترجمه بند 5 خط مشی سیاست خارجی سند قانون اساسی) ، تنش آفرینی، و به یک کلام همه چیز در خدمت حفظ نظام و قدرت حکام اسلامی در منطقه و جهان معنی میشود - قدرتی که نه در خدمت شهروندان ایرانی است. بدون حضور اسلام و حاکمان آن، ایران بهتراست ویران شود، این آن رویکردی است که حکام ضد ایرانی و ضد هویت ملی ما 30 سال است با خود حمل میکنند!
و این در حالیست که محورهای اصلی سیاست خارجی کشورهای دموکراتیک (از جمله کشوری که من در آن زندگی میکنم سوئد)، مبتنی است بر همکاری های ملی و بین المللی برای ثبات وصلح ، دموکراسی و احقاق حقوق بشردرعرصه ملی و بین المللی (حقوق شهروندی برای همه انواع بشر).
واقعیت این است که دکترین سیاست خارجی نظام اسلامی، در سند قانون اساسی  و سند چشم انداز بیست ساله آن، نوعی جهت گیری در سیاست خارجی را دیکته می کند که بیشتر به جهت گیری انزوا در سیاست خارجی نزدیک است.  در راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ابتدا منزوی ساختن اسرائیل و حذف او از مولفه های روابط فی مابین خود با امریکا ، عدم به رسمیت شناختن دولت و ملت اسرائیل دارای اولویت است. همه ما میدانیم که چالش برتری جویی و فرادستی حاکمان ایران در منطقه درمقابل دولت و ملت نیرومند اسرائیل بیشتر شبیه به یک طنز تراژیک است. همه اینها در حالی است که دولت ایران  قدرت برتر منطقه – اسرائیل -- را هدف گرفته و در عین حال خود با چالش های فرا منطقه ای مهمی مواجه است. از این روی رفتار نظام سیاسی ایران در چارچوب هیچکدام از تئوری های روابط بین الملل نمی گنجد. 
اما از آنجا که ساخت  نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران  در روابط خارجی مبتنی بر حفظ وضع موجود است، و ازآنجا که جمهوری اسلامی بیشتر در طلب ثبات است تا تغییر و با استفاده از سیاست حفظ وضع موجود، در پی به حداکثر رساندن منافع و امتیازات خود است - لذا جمهوری اسلامی ایران  در راستای این سیاست در تلاش است تا از طریق مذاکره و گفت و گو، مسائل بین المللی خود را با امریکا حل و فصل کند و از این طریق اسرائیل را منزوی سازد (سیاست " قدرت تضادسازی") اما جامعه جهانی سیاست اسرائیل ستیزی ایران را بر نمی تابد و از این رو در محاسبات خود در روابط بین الملل با ایران این مولفه مهم را در نظر دارند. فی الواقع اگر برخی از سران رژیم از دوستی و باب مذاکره باز کردن با امریکا صحبت میکنند از حب علی نیست بلکه از بغض معاویه است.  سران رژیم اشراف کامل دارند که برای داشتن تضمین امنیتی ، ثبات و حفظ نظام آنها به جلب حمایت امریکائیان نیازمند است؛ لذا در بازی سیاسی خود سعی در ایجاد مراکز و کانالهای لابی گری دارد تا شاید بتوانند زمان را به نفع برنامه های درازمدت خود که همانا جای پای اسرائیل گذاشتن در منطقه است پیش ببرد.

سیاست اسرائیل ستیزی حکومت ایران
سیاست اسرائیل ستیزی حکومت ایران در سه زمینه تاکنون عمل کرده که موجبات اعتراض و خشم نه تنها اسرائیل بلکه اکثریت قریب به اتفاق دول جهان را فراهم آورده است:
1.  حمایت‌ از گروههای‌ ضداسرائیلی‌ و تروریستی در خاورمیانه‌ و به‌ طور مشخص‌ گروههای تندرو و درگیر با اسرائیل مانند حزب الله لبنان و جهاد اسلامی آزادی فلسطین؛‌
2.  مخالفت‌ و کارشکنی با روند صلح‌ اعراب‌ واسرائیل؛
3. سردمداری حرکتهای ضد اسرائیلی در مجامع جهانی و صحنه بین المللی؛
سه مورد بالا حکایت ازعمق استراتژی تهاجمی و ضدیت جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل دارد. باور این جانب این است که معضل اصلی در سیاست خارجی ایران نه امریکا، که اسرائیل است.
از نظر قدرتهای بزرگ جهانی از جمله اسرائیل نیز، پرونده هسته ای جمهوری اسلامی باید بسته شود وغنی سازی اورانیوم متوقف گردد - چرا که یک ایران هسته ای غیرمتعهد به پیمانهای بین المللی، خطری جدی برای اسرائیل در منطقه و صلح جهانی تلقی می شود و این همان اتقاقی است که نباید رخ دهد. به باور من، توازن قوا در منطقه به نفع حکومت ایران اسلامی تحمل نخواهد شد و این موضوع در این مقطع تاریخی با مواضع تحول طلبان و سرنگون طلبان هم کف است.
*   *   *   *
جهت روشن شدن اذهان و تابو شکنی، بد نیست بدانیم که اسرائیل امروز درمنطقه ودر مقایسه با کشورهای عربی و ایران تنها کشوری است که :
1. دارای مطبوعات آزاد است بدون سانسورو با آزادی کامل بیان؛
2. زنان در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نقش فعال ایفا میکنند (گرچه در این زمینه هنوز به کمال مطلوب نرسیده اند)؛
3. دگرباشان جنسی ( همجنسگرایان و...) ، اقلیتهای مذهبی و قومی از آزادی کامل حقوق برخوردارند؛
4. اسرائیل تنها کشورخاورمیانه است که سران سیاسی و دولتی خود را در صورت تخطی از اصول اخلاقی به صلابه میکشد و آنان را در یک روند دموکراتیک و قانونی کنار میگذارد؛
5. دراسرائیل ، انتخابات آزاد یک اصل انکارناپذیر است که طبق اصول دموکراسی انجام میشود؛
6. ارزشهای حاکم بر نظامهای سیاسی اسرائیل تا کنون مبتنی بوده بر اصول دموکراسی ازجمله آزادی مطبوعات ، آزادی دگراندیشان و اقلیتهای قومی و مذهبی ، قوه قضائیه مستقل و ....؛
7. آزادی اجتماعات و آزادی های شخصی برسمیت شناخته میشود.
طبق آخرین تحلیلهای مرکز راهبردهای سیاسی رژیم سوئد، اسرائیل کشوری دموکراتیک است با استانداردهای رفاهی بالا و منطبق با استانداردهای کشورهای مرفه و ثروتمند. اسرائیلی‌ها در حال حاضر بهتر از شهروندان بسیاری از کشورهای دیگر دنیا زندگی می‌کنند. در مقیاس بین‌المللی، اسرائیل بنا به آمارها و داده‌های یونسکو، بانک جهانی و سازمان بهداشت جهانی، جز ۱۵ کشور صدرنشین در میان ۱۵۰ کشور دنیاست. اسرائیل یک جامعه‌ موزاییکی است، با شماری هویت‌های متفاوت. با این همه چیزی به نام هویت اسرائیل شکل گرفته است که بیش از همه بر زبان مشترک عبری استوار است. امسال آمار بیکاری در اسرائیل 1ر2% یا 35400 کاهش داشته ، اقتصاد اسرائیل 3ر5% پیشرفت داشته است ، بر اساس گزارش "نگاهی به اقتصاد جهانی" (که از جانب بنیاد بین المللی پول انتشار یافته IMF report ”World Economic Outlook”)  اسرائیل از نظر توسعه ورفاه اقتصادی، مقام 21 را درمقایسه با فرانسه ، آلمان با مقام 22 و 23 و سوئد مقام 14:هم را کسب کرده است. اسرائیل صاحب یکی ازبهترین متخصصان ، کارشناسان وتکنولوگها است ازاین رو 11 مارس 2008 مرکزتحقیقات وتوسعه  yahoo در شهر حیفا در شمال اسرائیل برپا شد که هدف آن بهبود تکنیک جستجوی اینترنتی است.
_____________
برای نگارش این مقاله از منابع زیربهره گرفته شده است :
1.  خبرگزاری فارس : "تهدیدهای‌ نظامی‌- امنیتی‌ اسرائیل‌ علیه‌ ایران"  نویسنده مرتضی شمس - یکی ازتحلیلگران مرکز تحقیقات استراتژیک شورای تشخیص مصلحت نظام
2. "تحلیلی بر محور راهبردی سیاست خارجی در سند چشم انداز" /  علیرضا اكبری
3. www.israelhightech.tv  و    http://www.svenskisraeliska.com/main/nyheter.html
http://www.svenskisraeliska.com/main/lankar.html
http://www.swedishtrade.se/israel/  
4.  "سند چشم انداز 20 سال و روابط خارجی ایران" / عباس ملکی اسفند 1385
5. مصاحبه توم سه گو ( Tom Segev)  از معروف‌ترین تاریخدانان معاصر اسرائیل به مناسبت ۶۰ سالگی تاسیس اسرائیل او از دستاوردها و مشکلات این کشور می‌گوید و به بیان شاخصه‌های هویت اسرائیلی می‌پردازد

نشانی های نویسنده:
www.victoriaazad.com
vazad6321@hotmail.com
vazad6321@yahoo.com

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه