30 سال است که رژیم اسلامی ایران شعار نابودی اسرائیل را می دهد – آیا از میان روشنفکران و مبارزان ما کسی تا کنون برخاسته است اعتراض کند که چرا نظام حاکم بر ایران می خواهد یک کشور عضو سازمان ملل را نابود کند؟
از روزی که جمهوری اسلامی بر سر کار آمده است ، سراسر خاورمیانه را که روزگاری منطقه ای آرام بود، به آشوب کشانده و از همین طریق باعث فروش میلیاردها دلار اسلحه از جانب کشورهای امپریالیستی به ممالک منطقه شده است .
چه حکومتی در منطقه و دنیا تا کنون توانسته است این چنین همانند رژیم اسلامی ایران آن آرزوهای امپریالیست ها را به این خوبی بر آورده کند؟
در آن دوران، در منطقه خلیج فارس تا دریای عمان و دهانه اقیانوس هند یک کشتی جنگی بیگانه حضور نداشت و امنیت و صلح همه منطقه بدست ایران تامین می شد.
اما از دیدگاه پیروان خام کمونیسم، تامین امنیت منطقه به شیوه ای که به سود ایران و ضرر اتحاد شوروی تمام می شد جنبه منفی داشت و با آن مخالفت می ورزیدند و چنین وضعی را برای "پرولتاریا" زیان بخش تلقی می کردند.
اما پس از به روی کار آمدن رژیم اسلامی، و به دنبال تهدیدهائی که از زبان سران آن علیه امیرنشینهای عرب و ممالک عربی و اسرائیل شنیده می شود، ناوگان های جنگی بیگانه در خلیج فارس مانند ایستگاه اتوبوس رانی ، دائما در حال آمد وشد هستند!
بدیهی است که اگر آن تهدیدهای حکومت ایران نبود، آن ناوگان ها هم بهانه ای برای این حضور گسترده نداشتند.
هاشمی رفسنجانی یکبار در نماز جمعه تهران اعلام کرد که تنها کاربرد یک بمب اتمی "اسلامی" برای نابودی اسرائیل کافی است!
آیا آن "روشنفکران هوادار صلح" نمی پذیرند که این سخنان هاشمی رفسنجانی یک تهدید جدی محسوب می شود که به طرف تهدید شده حق می دهد از خود دفاع کند؟
جمهوری اسلامی ایران در مدت هشت سال جنگ با عراق می خواست آن سرزمین را فتح کند تا به خیال خام خود، "از راه کربلا به بیت المقدس برسد".
برای همه محرز شده است که رژیم اسلامی یک رژیم توطئه گر، دخالت کننده در امور همسایگان و صادر کننده تروریسم به همه نقاط دنیا است.
قرار بود که خمینی به گوش صدام سیلی بزند و حکومت او را سرنگون کند و حزب بعث حاکم در عراق را به دنیای نیستی بفرستد.
خمینی نتوانست، و زورش نرسید و حتی ناچار شد جام زهر را سربکشد و ناکام از این دنیا برود.
اما امریکا بود که آن سیلی را -- خیلی هم محکم و آبدار-- به گوش صدام حسین زد و رژیم بعثی را برانداخت. ولی جشن پیروزی سقوط صدام را رژیم اسلامی گرفت!
تا مقطع فتح خرمشهر و کسب غرامت یک هزار میلیار دلاری که رهبران جمهوری اسلامی در طمع تسلط بر تمامی خاک عراق، از این مبلغ کلان صرف نظر کردند، می توان جنگ ایران و عراق را علی رغم بسیاری ازـ اگرها و اما ها ، دفاعی دانست. اما از آن به بعد این جمهوری اسلامی بود که می خواست وارد عراق بشود، که شکست خورد!
نتیجه آن که جمهوری اسلامی یک نظام تجاوز گر است.
جمهوری اسلامی ایران از 30 پیش در جنوب لبنان جای پا باز کرده و از طریق راه اندازی سازمان ارتجاعی حزب الله، با بودجه مردم ایران، با اسرائیل همسایه شده است و از طریق این سازمان به اسرائیل حمله می کند.
پس نظام جمهوری اسلامی یک نظام جنگ افروز است و از آنجا که در صدد به دست آوردن فن آوری و دانش اتمی است که به دروغ آن را "صلح آمیز" اعلام کرده، اما در اعماق غارها و کوه ها در صدد است تا سلاح اتمی را نیز برای ادامه نیات پلید خویش به کار گیرد، هویت جنگ افروز آن بیش از پیش آشکار می گردد.
جمهوری اسلامی ایران قبل از به روی کار آمدن، با وعده های مردم فریبانه راه خود را باز کرد و بر ایران زمین مسلط شد. ولی هنگامی که قدرت را به دست گرفت، به هیچ یک از وعده های بسیار خود جامه عمل نپوشید.
پس در مورد صلح آمیز بودن برنامه فن آوری اتمی نیز با گستاخی دروغ می گوید.
آخرین فریبکاری رژیم اسلامی ایران به نمایندگی احمدی نژاد - که مایه تمسخر همگان است ـ آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم بود، که بعدا همین احمدی نژاد نابکار اعلام کرد که نفت بوی بدی می دهد!
مگر قبلا در عمرش بوی نفت به مشامش نرسیده بود تا تشخیص دهد نفت بوی بدی می دهد و نمی توان آن را بر سر سفره مردم رنجدیده ایران آورد؟
اما همه ما بخوبی می دانیم که حتی سیاستمداران پوپولیست (مردم فریب) وقتی وعده ای به مردم می دهند، لااقل بخشی از آن را عملی می کنند.
طبق وعده دروغین احمدی نژاد، مگر قرار بود که خود بشکه نفت را بر سر سفره مردم بیاورند که از دست خانواده ها هیچ کاری برای سود آوری آن بر نمی آید یا اینکه در آمد نفت بطور خدمات مستقیم و غیر مستقیم عاید مردم بشود؟
چرا در برابر همه این سئوالات، آقای احمد تقوائی در آن مقاله فحاشانه علیه دیدگاه هائی که من در مقاله پیشین خود عنوان کرده بودم مهر سکوت برلب زده و این مسائل مهم را نادیده گرفته، اما به خاطر آن که من در مقاله ام این دیدگاه را بیان کرده بودم که بهتر است هرچه زودتر و تا دیر نشده وقبل از آنکه آخوند ها به سلاح اتمی دست بیابند، تاسیسات اتمی رژیم ایران را که می رود سلاح اتمی تهیه کند منهدم ساخت تا از یک جنگ اتمی منطقه ای که فجایع انسانی و محیط زیستی زیادی دارد ممانعت بعمل آورد، آقای احمد تقوائی در مقاله خود خواستار دستگیری و محاکمه من (ناصر مستشار) توسط جمهوری اسلامی شده است؟
مگر آقای احمد تقوائی دادستان جمهوری اسلامی هستند؟
آیا نباید با بحث آزاد و برخورد آزادانه عقاید و آراء زوایای همه مسائل و موضوعها و مشکلات را مورد تبادل نظر قرار دهیم و ملت خود را روشن سازیم که به خوب و بد قضایا پی برد و در موقع لازم بتواند تصمیم درست را بگیرد؟
آیا آقایانی که ادعای دموکراسی و مردمسالاری می کنند، باید درست مانند همان رژیمهای خودکامه و سرکوبگر، به مجرد آن که کسی دیدگاهی مخالف عقاید آنها مطرح می کند، دستور قتل او را صادر کنند؟
آیا این است آن "دموکراسی" که این "روشنفکران" آن را به مردم ایران وعده می دهند؟
من در مقاله خود نوشته بودم: مبارزه ملت ایران باید علیه اتمی شدن رژیم باشد و نه علیه کشورهائی که هدف تهدید حکومت ایران قرار گرفته اند و حق دارند برای حفظ موجودیت خود و دفع آفت، به اقدامات دفاعی لازم دست بزنند.
من نوشته بودم: بهتر است تا هنگامی که هنوز تاسیسات اتمی ایران رادیو آکتیو نشده برای ویران کردن آن اقدام شود، تا فردا خدای ناکرده فاجعه بزرگتری برای من ایران به وجود نیاید.
یک لحظه تصور کنید که اگر حکومت ایران اورانیوم غنی شده را تولید کند و در مرحله ساخت بمب اتمی باشد و آن گاه باشد که حمله به تاسیسات صورت می گیرد، چه فاجعه بزرگی برای ملت ایران رخ خواهد داد!
آیا این ها به مفهوم آن است که من بیگانگان را دعوت کرده ام که به خاک پاک وطن من و به هم میهنان من آسیبی برسانند؟ آیا این را باید به حساب "جنگ طلبی" من گذاشت؟ یا به عکس تائید کرد که قصد من جلوگیری از یک جنگ خانمانسوز و یک مصیبت بزرگ برای ملت ایران بوده است؟
مقاله ناصر مستشار را که این چنین
موردحمله قرار گرفت اینجا بخوانید
همه این توطئه ها در همکاری با حسین شریعتمداری از کجا آب می خورد؟
چرا کیهان شریعتمداری در تهدید نا صر مستشار اسمی از احمد تقوائی نمی آورد و تنها به "سایت ضد انقلاب اخبار روز" بسنده می کند؟
مگر مقاله جنجالی را علیه ناصر مستشار " اخبار روز " نوشته است یا احمد تقوائی؟
در پایان به نگاه بسیار حساس ذره بین توجه نمائید!!!
فاصله انتشار مقاله احمد تقوائی با واکنش فحاشانه کیهان حکومتی فقط دو روز است!
آیا این سئوال بر انگیز نیست؟
مقاله احمد تقوائی را علیه نوشتار
ناصر مستشار در این جا بخوانید
واکنش دو نفر از کاربران نسبت به مقاله ناصر مستشار:
1ـ بنظر می رسد که رژیم اسلامی به حسین شریعتمداری ماموریت داده است تا روشنفکران مبارز خارج کشور را بی آبرو و بی حیثیت و به لحاظ سیاسی خلع سلاح کند، تا از عطش آنها در راه مبارزه علیه جمهوری اسلامی کاسته شود، تا آنها را از این طریق به سکوت و انزوا بکشانند.
در این راه در قدم اول به ناصر مستشار و سام قندچی حمله برده اند.در این راه روشنفکرنماهائی مانند تقوائی نیز به حامل و عامل مستقیم و غیر مستقیم رژیم اسلامی تبدیل شده اند.
در همین جا به همه مبارزان آزادی ایران هشدار داده می شود که منتظر توطئه های بعدی رژیم به رهبری کیهان حکومتی و روشنفکر نماهای خارجه نشین باید نشست!
2ـ آز آنجائیکه رژیم اسلامی دیگر تنها یک تهدید ملی و داخلی علیه مردم ایران نیست و به یک تهدید بین المللی تبدیل شده است وشعار نابودی اسرائیل و نابودی غرب را می دهد،به همین خاطر رژیم اسلامی خود را مستلزم به یک برخورد بین المللی کرده است...
